فایل

  style="color: #0000ff;"> نکته مهم : هنگام انتقال متون از فایل ورد به داخل سایت بعضی از فرمول ها و اشکال (تصاویر) درج نمی شود یا به هم ریخته می شود یا به صورت کد نشان داده می شود ولی در سایت اصلی می توانید فایل اصلی را با فرمت ورد به صورت کاملا خوانا خریداری کنید: سایت مرجع پایان نامه ها (خرید و دانلود با امکان دانلود رایگان نمونه ها) : elmyar.net  

فایل–330

بازار های ثانویه:بخشی از بازار های مالی که در آن مالکیت اوراق بهادار(مثل سهام) به خریداران جدید منتقل می شود(همان منبع،30)2.
بازار های سرمایه:بازار های اولیه و ثانویه را گویند که در آن ، داد و ستد اوراق بهاداری که دارای سر رسید بیش از یک هستند یا عمر نامحدود دارند، انجام می شود(دوانی،153،1383)3.
بازده سرمایه گذاری: بازده سرمایه گذاری عبارت است از جریان نقدی قابل تحققی که توسط صاحبان آن سرمایه گذاری در طول یک دوره زمانی معین تحصیل می شود (حجازي، 1386،245)4.
ریسک: احتمال اختلاف بازده واقعی یک سرمایه گذاری از بازده مورد انتظار آن می باشد(همان منبع،169)5.
ریسک تجاری: آن بخش از کل ریسک شرکت است است که ناشی از ترکیب داراییها و تصمیمات عملیاتی شرکت باشد.
ریسک سیستماتیک: آن بخشی از کل ریسک مجموعه اوراق بهادار که غیر قابل حذف بوده و به علت وجود عواملی که بر قیمت کل اوراق بهادار اثر می گذارد، به وجود می آید (حجازي، 1386،246)6.
ریسک غیر سیستماتیک: بخشی از کل ریسک مجموعه اوراق بهادار که قابل حذف و کاهش است.
سود خالص: درآمد های واحد تجاری پس از کسر تمامی هزینه های آن، طی یک دوره را گویند.
سود عملیاتی: درآمد های عملیاتی واحد تجاری پس از کسر هزینه های عملیاتی ، طی یک دوره را گویند(همان منبع،251)7.
سیاست تقسیم سود: به نحوه و روشهای توزیع سود بین سهامداران شرکت گویند (رستگاري، 1386،139)8.10 روش تحقیق
دشوارترین گام در فرآیند تحقیق، مشخص کردن مسأله مورد مطالعه است. نخست آنکه درباره یك چیز، یك مانع یا یك موقعیت مبهم تردید وجود دارد، تردیدی كه نیازمند تعیین است.
در هر تحقیق ابتدا باید نوع ، ماهیت ، اهداف تحقیق و دامنه آن معین شود تا بتوان با استفاده از قواعد و ابزارمناسب و از راه های معتبر به واقعیت ها دست یافت (سرمد و همکاران، 1381،170)1.
بنابراین پژوهش حاضر از نظر طبقه بندي بر مبناي هدف، از نوع تحقیقات کاربردی است. هدف تحقیق کاربردی، توسعه دانش کاربردی در یک زمینه خاص است. هم چنین تحقیق حاضر، از نظر روش و ماهیت از نوع تحقیقات توصیفی - همبستگی است. در این تحقیق هدف، تعیین میزان رابطه متغیر هاست. برای این منظور بر حسب مقیاس های اندازه گیری متغیر ها، شاخص های مناسبی اختیار می شود.
مقیاس اندازه گیری داده ها مقیاس نسبي است. مقیاس نسبی بالاترین و دقیق ترین سطح اندازه گیری را ارائه می دهد. این مقیاس علاوه بر دارا بودن کلیه خصوصیات مقیاس های دیگر، از صفر مطلق نیز برخوردار است(سرمد و همکاران،1381،170)2.
روش تحقیق به صورت قیاسی – استقرایی است که در آن مبانی نظری و پیشینه پژوهش از راه کتابخانه، مقاله و اینترنت جمع آوری شده و بصورت استدال قیاسی و در رد یا اثبات فرضیه های پژوهش با بکارگیری روش های آماری مناسب ،از استدلال استقرای در تعمیم نتایج استفاده شده است . چون هدف پژوهش شناخت رابطه همبستگی بین ریسک سیتماتیک و سیاست تقسیم سود شرکت ها است و تحقیقات همبستگی شامل کلیه تحقیقاتی است که در آنها سعي می شود رابطه متغیرهای مختلف با استفاده از ضریب همبستگی کشف و تعیین شود. بنابراین ضریب همبستگی شاخص دقیقی است، که بیان می کند تغییرات يك متغیر تا چه اندازه ای به متغیر دیگری وابسته است.
11 جامعه مطالعاتیجامعه مطالعاتي پژوهش حاضر در برگیرنده شرکت های موجود در بورس اوراق بهادار تهران در طی سال های 88-85 می باشد.
حال با پیش فرض های زیر به ناچار بعضی از این شرکت ها از جامعه خارج شده اند. در ادامه از بین شرکت های موجود در بورس اوراق بهادار تهران، شرکت هایی که پایان سال مالی آن ها 29 اسفند ماه مي باشد، شرکت هایی که وقفه های معاملاتی بیش از 6 ماه داشته اند و شركتهايي كه اطلاعات مورد نياز جهت محاسبه متغير هاي پژوهش را ارائه ننموده اند، از جامعه مطالعاتی حذف و در نهایت 92 شرکت به عنوان جامعه مطالعاتی تحقیق انتخاب شدند (ليست شركتهاي نمونه در پيوست شماره 1 آمده است) و براي هر متغير اين پژوهش تعداد (92*4)368داده - سال، جهت آزمون فرضيه هاي آماري محاسبه شده است.
12 روش های جمع آوری اطلاعاتیکی از ضروریات هر مطالعه و پژوهش؛ اطلاعات مربوط و قابل اتکا، سرعت و سهولت دسترسی به آن می باشد.مباحث تئوریک پژوهش از مسیر مطالعه منابع ، نشریات ؛ منابع داخلی و خارجی موجود در کتابها و استفاده از اینترنت جمع آوری شده است. جمع اوری اطلاعات با استفاده از اطلاعات اولیه شرکتها بوده است؛ یعنی اطلاعات و داده های مورد نیاز تحقیق کلاً از روش کتابخانه ای، با استفاده از نرم افزار ره آورد نوين و با مراجعه به سازمان بورس اوراق بهادار تهران و مطالعه صورتهای مالی اساسی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در طی سالهای 1388-1384 بدست آمده اند.
در این باره علاوه بر مطالعه صورتهای مالی اساسی، اطلاعات مربوط به صورتهای مالی از سایت اطلاعاتی بورس مورد استفاده قرار گرفته است. یادداشت های همراه صورتهای مالی به منظور استخراج داده های لازم ،مورد استفاده قرار گرفته است.
پس از جمع آوری اطلاعات مربوط به ریسک سیتماتیک و سود نقدی هر سهم از نرم افزارصفحه گسترده اکسل (Excel) جهت طبقه بندی اطلاعات و محاسبه متغییر ها استفاده گردید و در نهایت اطلاعات حاصل با استفاده از نرم افزارSPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
13- روش تجزيه و تحليل اطلاعاتپژوهش های همبستگی شامل کلیه پژوهش هایی است که در آنها تلاش می شود رابطه متغیرهای مختلف با استفاده از ضریب همبستگی کشف و تعیین شود این ضریب شاخص دقیقي است که با محاسبه آن می توان نشان داد که یک متغیر تا چه اندازه با متغیرهای دیگر پیوند دارد و می توان برای همبستگی (مثبت یا منفی) میزان و مقدار آن را محاسبه کرد .
به دلیل اینکه متغیر های پژوهش از نوع فاصله ای بوده و رو ش پژوهش همبستگی می باشد، جهت انجام آزمون های آماری از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون و تحلیل واریانس (ANOVA) که دارای خطای معیار کمتری در مقایسه با سایر روش های آماری می باشند ،استفاده شده است .
1-13تحلیل همبستگی پیرسون و رگرسیون ساده خطی:پژوهش های همبستگی – تعریف ، هدف و مزایا:
پژوهش های همبستگی شامل کلیه پژوهش هایی است که در آن سعی می شود رابطه بین متغیرهای مختلف با استفاده از ضریب همبستگی، کشف یا تعیین می شود. هدف روش پژوهش همبستگی ، مطالعه حدود تغییرهای چند متغیر با حدود تغییرهای چند متغیر دیگر است. هدف ضریب همبستگی ، بیان رابطه بین دو یا چند متغیر به صورت ریاضی است. در صورتی که رابطه متغیرها کامل و مثبت باشد ضریب همبستگی ، یک است و چنانچه همبستگی بین متغیرها کامل و منفی باشد ضریب همبستگی ، منفی یک ، (-1) خواهد شد. طرح بنیانی و اساسی پژوهش همبستگی بسیار ساده است.
در این روشها به جمع آوری نمره های دو (یا چند) متغیر برای آزمودنی های یکسان می پردازیم و سپس ضریب همبستگی را محاسبه می کنیم. به طور خلاصه، ضریب همبستگی را می توان برای بیان روابط علت و معلولی به کار برد. هر چند که این روش به منظور کشف و پیش بینی روابط بین دو متغیر A و B به کار می رود. مزیت عمده روش همبستگی این است که به محقق اجازه می دهد که متغیرهای زیادی را اندازه گیری کند و همزمان، همبستگی درونی بین آنها را محاسبه نماید. امتیاز دیگر روش همبستگی در این است که می تواند درباره درجه همبستگی بین متغیرها مورد مطالعه ، اطلاعات لازم را فراهم سازد و روش همبستگی یا درجه همبستگی را در کل دامنهیا محدوده معین مشخص کند. روش همبستگی برای دو هدف عمده به کار می رود:
1) کشف همبستگی بین متغیرها
2) پیش بینی یک متغیر از یک یا چند متغیر دیگر.
به طور کلی هدف پژوهش همبستگی عبارت است از درک الگوهای پیچیده رفتاری از طریق مطالعه و همبستگی بین این الگوها و متغیرهایی که فرض می شود بین آنها رابطه وجود دارد . تحلیل همبستگی ، ابزاری آماری است که بوسیله ان می توان درجه ای که یک متغیر به متغیری دیگر از نظر خطی مرتبط است را اندازه گیری کرد. همبستگی را به طور معمول با تحلیل رگرسیون به کار می برند.
درجه همبستگی درباره دو معیار بحث می کند:
1) ضریب تعیین 2) ضریب همبستگی
1) ضریب تعیین :
مهمترین معیاری است که با آن می توان رابطه بین دو متغیر x و y را توضیح داد. این مقدار همیشه بین دو صفر تا یک است:
گرچه ضریب همبستگی مثلاً 50% به این معنا نیست که دو یا چند متغیر دارای 50 درصد تغییرهای مشترک می باشد، ولی مجذور همبستگی (ضریب تعیین) ، این تغییرهای مشترک را نشان می دهد. در صورتی که همبستگی دو آزمون 50% باشدف این دو ازمون دارای تغییرهای مشترک به میزان یا 25 درصد است.
2) ضریب همبستگی:
اگر از ضریب تعیین ، ریشه دوم بگیریم ، به مقدار بدست آمده ضریب همبستگی می گویم و آن را با r نشان می دهیم که می تواند عدد مثبت یا منفی یا صفر باشد.
کرلینجر و تاک من(1986) در بحث انتخاب مسئله و ساخت فرضیه برای بیان فرضیه، ویژگی هایی را مطرح می کنند که سه ویژگی اول مشترک و ویژگی چهارم مربوط به تاک من می باشد:
1) مسئله باید همبستگی بین دو یا چند متغیر را مورد سوال قرار دهد.
2) مسئله باید به صورت روشن ، بدون ابهام و به طور معمول سوالی بیان شود.
3) با استفاده از روش های موجود قابل آزمون باشد. باید امکان جمع آوری اطلاعات برای پاسخ گویی به آن وجود داشته باشد .
4) نباید موقعیت یا وضعیت اخلاقی را پدید آورد (دلاور، 1374، 98).
روش همبستگی گشتاوری (پیرسون):
روش همبستگی گشتاوری زمانی به کار می رود که متغیرهای مورد مطالعه (دو متغیری که قصد محاسبه ضریب همبستگی بین انها را داریم) به صورت پیوسته باشند.
در این پژوهش نیز با توجه به ویژگی متغیر های بدست آمده) سیاست تقسیم سود ، ریسک سیستماتیک ،سود متعلق به سهامداران عادی ، نسبت توزیع سود ،رشد سود و نسبت (M/B که از لحاظ پیوسته بودن متغیر ها دارند و نیز مزیتی که روش همبستگی پیرسون دارد از این روش استفاده شده است که مشخصات این روش به شرح زیر می باشد.
جدول 1-3 مشخصات روش همبستگی پیرسونروش علامت متغیر اول متغیر دوم متغیر سوم متغیر چهارم ... ویژگی
همبستگی گشتاوری پیرسون R پیوسته پیوسته پیوسته پیوسته ... دقیق ترین و با ثبات ترین روش با کمترین خطای معیار
و نحوه محاسبه آن به شرح فرمول زیر می باشد:

در این پژوهش پس از جمع آوری و محاسبه داده ها) ریسک سیستماتیک ،سود متعلق به سهامداران عادی ، نسبت توزیع سود ،رشد سود و نسبت M/B ) ،با استفاده از نرم افزار SPSS ،روش همبستگی پیرسون انجام شده است. در بسیاری از فرضیه ها هدف بررسی ارتباط بین دو متغیر است. صرف نظر از بحث تحلیل رگرسیون می تواند از آزمون های استقلال برای بررسی ارتباط معنی دار دو متغیر استفاده کرد. اگر دو متغیر تعریف شده در فرضیه ها دارای مقیاس کمی باشند، می توان با استفاده از آزمون ضریب همبستگی پیرسون به استقلال یا ارتباط بین دو متغیر پی برد. ضریب همبستگی پیرسون دارای پارامتری است و همان طور که از قبل عنوان شد به صورت زیر است:
   نکته مهم : هنگام انتقال متون از فایل ورد به داخل سایت بعضی از فرمول ها و اشکال (تصاویر) درج نمی شود یا به هم ریخته می شود یا به صورت کد نشان داده می شود ولی در سایت اصلی می توانید فایل اصلی را با فرمت ورد به صورت کاملا خوانا خریداری کنید: سایت مرجع پایان نامه ها (خرید و دانلود با امکان دانلود رایگان نمونه ها) : elmyar.net  
مراحل آزمون :
1) تعریف فرضیه های آماری به صورت زیر:
بین ریسک سیستماتیک و سود سهام، همبستگی معنی دار وجود ندارد .
بین ریسک سیستماتیک و سود سهام،همبستگی معنی دار وجود دارد.
302081361بین ریسک سیستماتیک وسود نقدي سهام، همبستگی معنی دار وجود ندارد
بین ریسک سیستماتیک سود نقدي سهام، همبستگی معنی دار وجود دارد

-59410-2466بین ریسک سیستماتیک و نسبت توزیع سود ،همبستگی معنی دار وجود ندارد .
-70042-827بین ریسک سیستماتیک و نسبت توزیع سود ،همبستگی معنی دار وجود دارد.
-100421335280-812801905بین ریسک سیستماتیک و رشد سود ،همبستگی معنی دار وجود ندارد .
بین ریسک سیستماتیک و رشد سود ،همبستگی معنی دار وجود دارد.
بین ریسک سیستماتیک ونسبت M/ B،همبستگی معنی دار وجود ندارد .
بین ریسک سیستماتیک ونسبت M/ B ،همبستگی معنی دار وجود دارد.
(2) تعیین سطح زیر منحنی : و
که حسب مورد آزمون t یا z استفاده می گردد،که در این پژوهش با توجه به دو متغیر بودن فرضیه و نوع همبستگی آن از ضریب همبستگی پیرسون و نیز از آزمون t استیودنت در سطح اطمینان 95 درصد (سطح خطا 5 درصد) به منظور آزمون معنی دارد بودن رابطه همبستگی بین دو متغیر استفاده شده است .
(3) به طور معمول دو نوع ریسک یا خطا وجود دارد:
خطای نوع اول (ریسک) : که در این خطا ما به اشتباه فرض رد می کنیم در حالی که بایستی فرضیه پذیرفته می شود
خطای نوع دوم (ریسک) در این خطا نیز فرضه غلط می باشد و بایستی رد شود، درحالی که به اشتباه پذیرفته می شود
به طور معمول دو نوع با مقادیر 5% = و 1%= برگزیده می گردد و با توجه به دو دامنه بودن توزیع ها، به طور معول از برای آزمون استفاده می شود به طوری که می باشد که در این پژوهش سطح خطا () ، 5% در نظر گرفته شده است و درجه آزادی به صورت df= n-2 محاسبه می گردد نمودار این آزمون به صورت زیر می باشد:
96/1
عدم رد H0
ردH0
96/1-
ردH0

نمودار(1-3) نمودار آزمون t استیودنت(4) تعریف و محاسبه آماره آزمون:
آماره آزمون اگر از نوع باشد به صورت زیر تعریف خواهد شد:
یا
(5) تصمیم گیری
اگر t محاسبه شده درناحیه دنباله سمت راست یا چپ قرار گیرد نظر به برگزیدن 5% = با اطمینان 95% می توان پذیرفت که بین دو متغیر x و y ارتباط معنی دار و در صورتی که در ناحیه قرار گیرد می توان گفت که رابطه معنی داری بین x و y وجود ندارد.
مسئله ای که بیشتر پژوهشگران در برنامه ریزی هر پژوهش، با آن مواجه اند اندازه یا حجم لازم برای نمونه است. قانون کلی در این مورد، بزرگترین اندازه ممکن را تصویب می کند. هدف از مطالعه نمونه کسب اطلاع در مورد جامعه است که نمونه از ان انتخاب شده است.
بنابراین هر چه نمونه با حجم بزرگتری انتخاب شود،بين شاخص های آماری ، ارتباط نزدیکی وجود دارد. با نمونه بزرگ ، پژوهشگر ، کمتر فرض صفر را در شرایطی که درست نیست، می پذیرد.

که برآورده های و B به صورت و b نشان داده شده و از رابطه ذیل بدست آمدهاست:

همچنین ضریب ثابت () و شیب خط (B) به صورت زیر آزمون گردیده است:
عرض از مبدأ مساوی با صفر است
عرض از مبدأ مخالف صفر است
شیب خط برابر صفر است
شیب خط برابر صفر نیست
که برای آزمون فرضیه های بالا آماره های زیر استفاده می شود:

و دارای توضیح t با n-2 درجه آزادی است که برای نمونه های بزرگ ، توزیع آن با توزیع نرمال استاندارد ، تقریب زده می شود(آذر و مومني،1385،201-209)1.
14 اعتبار درونی و برونی پژوهش
جهت تعيین اعتبار درونی پژوهش، این بحث مطرح است که آیا متغیر مستقل در متغیر وابسته ایجاد تغییر کرده است یا خیر. اعتبار درونی شرطی است که باعث می گردد تا مطمئن شویم که متغیرهای مزاحم و نامربوط تأثیری در متغیر وابسته نداشته اند.
به دلیل عدم وجود استاندارد های حسابداری لازم الاجرا تا قبل از سال 1380 و همچنین عدم آشنایی کافی با استاندارد ها در سالهای ابتدای لازم الاجرا شدن رعایت مفاد استانداردهای حسابداری ایران ، کیفیت ناهمگن اطلاعات مالی مورد استفاده و اثر ناشی از تفاوت در روشهای حسابداری مورد استفاده جهت اندازه گیری و گزارشگری رویدادهای مالی ، ممکن است بر نتایج تحقیق اثر داشته باشد. تفاوت در نوع صنعت و مالکیت از دیگر عواملی است که می تواند اعتبار درونی را خدشه دار سازد .
جهت تعیین اعتبار بیرونی پژوهش، می توان اینگونه بیان نمود که، آیا یافته های تحقیق قابل بسط و تعمیم به تک تک اعضاء جامعه در شرایط زمانی متفاوت می باشد یا خیر. در تحقیق حاضر، جامعه مطالعاتی شامل کلیه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، بین سال های 1384 تا 1388 می باشد که این دوره دارای شرایط اقتصادی و مسایل سیاسی خاص خود می باشد.لذا تسرّی نتایج به سایر سال ها و سایر واحدهای اقتصادی خارج از بورس می باید با احتیاط و با در نظر گرفتن شرایط اقتصادی و سیاسی صورت پذیرد.
15 مدل تحلیلی تحقیق:
نمودار (2-3)مدل تحلیلی تحقیقمتغیر های مستقل
الف)سود هر سهم (EPS):
سود خالص پس از کسر مالیات متعلق به سهامداران عادي
فرمول(1-1) = EPS
تعداد سهام عادي
با تقسیم سود خالص پس از کسر مالیات متعلق به سهامداران عادي در سال معین بر تعداد سهام عادی در ابتدای سال محاسبه می گرد(رستگاري،1386،ص138).
ب)نرخ سود پرداختی سهام :
سود نقدي هر سهم
فرمول (2-1) = DPS
سود هر سهم
عبارت است از میزان سودی که به سهام عادی پرداخت می گردد . بهترین نرخ سالانه مد نظر قرار خواهد گرفت« با توجه به قانون تجارت ایران (ماده 90 قانون تجارت )باید حداقل 10% از سود خالص هر سال بین سهامداران توزیع شود . لذا در صورت عدم زیان دوره،همواره سود تقسیمی میان سهامداران از یک حداقل برخوردار خواهد بود»(رستگاري،1386،ص139).
ج) رشد سود هر سهم :
EPS1 – EPS0
فرمول (3-1) = GEPS
EPS0
که در آن:
QUOTE EPS1 سود واقعی هر سهم در پایان دوره مالی گذشته .
EPS0 سود واقعی هر سهم در پایان دوره مالی جاری .
سود هر سهم برابر است با سود متلعق به سهامداران عادی تقسیم به تعداد سهام سرمایه (حجازي،1386،ص248)5 .
د)نسبت سود پرداختي سهام(D/E) :
DPS
فرمول (4-1) = D/E
EPS
به نسبت سود پرداختي سهام به مجموع كل سود متعلق به سهامداران عادي، نسبت سود پرداختي سهام می گویند(همان منبع).
ه)نسبت ارزش بازار به ارزش دفتري داراييها (M/B) :
ارزش بازار داراييهاي شركت
فرمول (5-1) = M/B
ارزش دفتري داراييهاي شركت
عبارتست از نسبت ارزش بازار داراييهاي شركت (M) به ارزش دفتري داراييهاي شركت (B) (حجازي،1386،ص247).
متغییر وابسته
ريسك سيستماتيك(B):
فرمول (6-1)
که در آن : (cov (RI,Rm عبارت است از کوواریانس بین بازده ورقه بهادار و بازده پرتفوی بازار، یعنی :
فرمول (7-1)
و معرف واریانس بازده پرتفولیوی بازار، ضریب همبستگی بین بازده ورقه بهادار iام و بازده پرتفولیوی بازار، انحراف استانداد بازده ورقه بهادار iام و انحراف استاندارد بازده پرتفولیوی بازار است (حجازي، 1386،246)1
16 نتیجه گیری کلی تحقیقآنچه در جمع بندی و نتیجه گیری کلی آزمون فرضيه هاي تحقيق مبني بر،رابطه معناداري متغير هاي مستقل پژوهش با ريسك سيستماتيك در ارزيابي شركتهاي موجود در بورس اوراق بهادار تهران در فاصله زمانی 1385 تا 1388 وجود دارد ،اين است كه به جز نرخ رشد سود سهام ، ساير متغير هاي پژوهش داراي رابطه خطي ومثبت با ريسك سيستماتيك هستند و متغير نسبت سود نقدي سهام به سود سهام نيز داراي بيشترين رابطه با ريسك سيستماتيك مي باشد و اين ميزان از همبستگي بيانگر اين موضوع است كه: نسبت سود نقدي سهام به سود سهام مي تواند تا اندازه اي جايگزيني براي ريسك سيستماتيك جهت اتخاذ تصميمات سرمايه گذاران ،مديران مالي و اعتبار دهندگان باشد.تائيد اين امر بيانگر آن است كه سيستم ها و شاخصهاي حسابداري سنتي در بازار سرمايه ايران هنوز هم، در كنار ساير معيارهاي جديد پاسخگوي نياز هاي اطلاعاتي بوده و در برابر چالش هاي رو به افزايش بازار هاي سرمايه و مالكان آنها،از خود مقاومت نشان مي دهند (همانگونه كه در بند47 بيانيه شماره1 هيات استانداردهاي حسابداري مالي بيان شده است كه سرمايه گذاران، بستانكاران و ديگران از سود براي ارزيابي توانايي سود آوري،توان پرداخت سود سهام،پيش بيني سودهاي آتي و ارزيابي ريسك سرمايه گذاري استفاده كنند). در پايان، نتيجه گيري مي شود كه ادعاي اندرو بریمبل كه متغیر های حسابداری تغییرات سود، رشد، نسبت سود و ... بیش از 57% تغییرات درریسک سیستماتیک را تبیین می نمایند؛ تا حدودي در بازار سرمايه ايران نيز صادق است.
منابع فارسی:
آذر، ع. و منصور مؤمنی،1385، "آمار و کاربرد آن در مدیریت"، انتشارات سمت، جلد دوم، چاپ نهم، تهران،ص 212-183.
ايزدي نيا،ن،1382،"ارزشيابي واحدهاي تجاري با استفاده از مدل هاي ارزش افزوده اقتصادي و جريان هاي نقدي آزاد(FCF)و تعيين شكاف قيمت و ارزش سهام"،رساله دكترا دانشگاه علامه طباطبايي، ص 206-168.
پارسائيان ،ع،1384، "تئوري حسابداري"،تهران:دفتر پژوهش هاي فرهنگي،ص 386.
پناهيان ،ح،1383،"كاربرد ارزش افزوده اقتصادي در تصميم گيري مالي".نشريه سرمايه،سال سوم،شماره سوم،ص 35.
جليلي،م و محمد طالبي ،1381،"كاربرد اطلاعاتي ارزش افزوده اقتصادي در ارزيابي عملكرد مالي شركتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران».پيام مديريت. شماره هاي 3و4،ص 158-141.
جمشيدي،خ،1381،"آمار و كاربرد آن در مديريت"، تهران،انتشارات دانشگاه پيام نور، ص253.
جهانخاني ،ع و احمد ظرفيت فرد،1374،"آيا مديران و سهامداران از معيار مناسبي براي اندازه گيري ارزش شركت استفاده مي كنند؟".فصلنامه علمي پژوهشي تحقيقات مالي،ص 126-76.
جهانخاني ،ع و سعید عبدالله زاده،1373،"نقد بر چگونگي قيمت گذاري سهام در بورس اوراق بهادار تهران".فصلنامه علمي پژوهشي تحقيقات مالي،ص 94-75.
حاتمي،ل،1386،"بررسي تطبيقي ارزيابي عملكرد شركتها با استفاده از شاخص هاي ARR,ROE,ROI.EVA"، پايان كارشناسي ارشد دانشگاه آزاد اراك، ص 118 - 1.
حجازی، ر،1386،"مقایسه رابطه ارزش افزوده بازار و ارزش افزوده اقتصادی با معیارهای حسابداری در بورس اوراق بهادار تهران"، پژوهشنامۀ اقتصادی،ص251- 237.
حسيني ،ع،1385،"بررسي رابطه ارزش افزوده بازار با معيارهاي حسابداري و ارزش افزوده اقتصادي دربورس اوراق بهادار تهران"،پايان نامه كارشناسي ارشد حسابداري،دانشگاه علامه طبا طبايي تهران،ص 139-1.
خاکی، غ ،1375، "روش تحقیق با رویکردی به پایان نامه نویسی"، انتشارات بازتاب، چاپ هشتم، ص1- 429 .
خلیلی،ع.،1380،" ارتباطات بین ارزش افزوده اقتصادی و سود هر سهم در بورس اوراق بهادار ايران" پایان نامه کارشناسی ارشد ، رشته حسابداری ، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز ،ص 3.
خورشیدی ،م و حميد قریشی،1381،"مدیریت سرمایه گذاری پیشرفته"، انتشارات نشر آگاه ، چاپ دوم، ص254.
دلاور، ع،1374،"مباني نظري و عملي پژوهش در علوم انساني و اجتماعي"،انتشارات رشد تهران.
دوانی،غ،1381،"بورس سهام (نحوه قیمت گذاری سهام)"، نشر مؤسسه حسابرسی،ص73.
رستگاري ، ن،1386، " محتوای اطلاعاتی ارزش افزودۀ اقتصادی برای پیش بینی سود " ، مجله اجتماعی و انسانی دانشگاه شیراز ، دورۀ بیست و ششم ، شماره اول ، بهار (پياپي 50) ،ص1-156.
رضايي،غ،1380، "تاثير وجود همبستگي بين ارزش افزوده اقتصادي و ROE در ارزيابي عملكرد شركتهاي صنعت وسايط نقليه بورس اوراق بهادار تهران" پايان نامه كارشناسي ارشد،دانشگاه علامه طباطبايي،ص162.
ریوداد، ف،1388،"بررسي رابطه بین ارزش افزوده بازار (MVA) ، با ارزش افزوده اقتصادی (EVA) و معیارهای متداول حسابداری" ، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه علامه طباطبایی ، ص3.
رهنمای رود پشتی ، ف،1385،"بررسی و ارزیابی کارکرد ارزشی افزوده اقتصادی و ارزش افزوده بازار جهت ارزیابی عملکرد اقتصادی شرکتها "، پژوهشنامۀ اقتصادی،ص175-156.
رهنمای رودپشتی، ف. ودیگران،1386،"مدیریت مالی راهبردی"،انتشارات MCG،ص360 و372.
سراجي،ح،1383،" بررسی ارتباط میان ارزش افزوده اقتصادی ،سود قبل از بهره و مالیات، جریان نقدی فعالیتهای عملیاتی با ارزش بازار سهام شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران"، مجله بررسي هاي حسابداري و حسابرسي،سال يازدهم-شماره 37،ص30-21.
سرمد، ز. و همکاران،1381، "روش تحقیق در علوم رفتاری"، تهران ، نشر آگاه.
شباهنگ،ر،1382،"تئوري حسابداري، جلد اول از انتشارات مركز تحقيقات تخصصي حسابداري و حسابرسي "،سازمان حسابرسي ،صفحۀ 86.
عالی پور، م.1383"بررسي رابطه همبستگی بین اندازه شرکت عملکرد مرتبط با EVA در شرکتهای فعال در صنعت سیمان"،پایان نامه کارشناسی ارشد حسابداری دانشگاه تهران ،ص115.
قربانی، س،1377، "تغییرات سود در قبال تغییرات ارزش افزوده و در شرکتهای تولیدی تابع سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران"، پایان نامه کارشناسی ارشد حسابداری دانشگاه تهران، ص152.
قنبري ،ع،1386، "بررسي رابطه بين EVA ونسبتهاي مالي در شركتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران" پايان نامه كارشناسي ارشد دانشگاه تهران ص181.
کاووسی ، ع،1382،"ارتباط بین Qتوبین و EVA در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران" ، پایان نامه کارشناسی ارشد ، دانشگاه علامه طباطبایی ،ص 144-1.
مهدوی، غ،1386،" محتوای اطلاعاتی ارزش افزودۀ اقتصادی برای پیش بینی سود " ، مجله اجتماعی و انسانی دانشگاه شیراز ، دورۀ بیست و ششم ، شماره اول ،ص 156-137.
نظریه، ز،1379،"ارزیابی رابطۀ بین سود هر سهم و ارزش افزوده اقتصادی در شرکتهای محصولات کانی غیرفلزی" ، پایان نامه کارشناسی ارشد ، دانشگاه علامه طباطبایی ،ص154 .

فایل–330

در هر تحقیق ابتدا باید نوع ، ماهیت ، اهداف تحقیق و دامنه آن معین شود تا بتوان با استفاده از قواعد و ابزارمناسب و از راه های معتبر به واقعیت ها دست یافت (سرمد و همکاران، 1381،170)1.
بنابراین پژوهش حاضر از نظر طبقه بندي بر مبناي هدف، از نوع تحقیقات کاربردی است. هدف تحقیق کاربردی، توسعه دانش کاربردی در یک زمینه خاص است. هم چنین تحقیق حاضر، از نظر روش و ماهیت از نوع تحقیقات توصیفی - همبستگی است. در این تحقیق هدف، تعیین میزان رابطه متغیر هاست. برای این منظور بر حسب مقیاس های اندازه گیری متغیر ها، شاخص های مناسبی اختیار می شود.
مقیاس اندازه گیری داده ها مقیاس نسبي است. مقیاس نسبی بالاترین و دقیق ترین سطح اندازه گیری را ارائه می دهد. این مقیاس علاوه بر دارا بودن کلیه خصوصیات مقیاس های دیگر، از صفر مطلق نیز برخوردار است(سرمد و همکاران،1381،170)2.
روش تحقیق به صورت قیاسی – استقرایی است که در آن مبانی نظری و پیشینه پژوهش از راه کتابخانه، مقاله و اینترنت جمع آوری شده و بصورت استدال قیاسی و در رد یا اثبات فرضیه های پژوهش با بکارگیری روش های آماری مناسب ،از استدلال استقرای در تعمیم نتایج استفاده شده است . چون هدف پژوهش شناخت رابطه همبستگی بین ریسک سیتماتیک و سیاست تقسیم سود شرکت ها است و تحقیقات همبستگی شامل کلیه تحقیقاتی است که در آنها سعي می شود رابطه متغیرهای مختلف با استفاده از ضریب همبستگی کشف و تعیین شود. بنابراین ضریب همبستگی شاخص دقیقی است، که بیان می کند تغییرات يك متغیر تا چه اندازه ای به متغیر دیگری وابسته است.
11 جامعه مطالعاتیجامعه مطالعاتي پژوهش حاضر در برگیرنده شرکت های موجود در بورس اوراق بهادار تهران در طی سال های 88-85 می باشد.
حال با پیش فرض های زیر به ناچار بعضی از این شرکت ها از جامعه خارج شده اند. در ادامه از بین شرکت های موجود در بورس اوراق بهادار تهران، شرکت هایی که پایان سال مالی آن ها 29 اسفند ماه مي باشد، شرکت هایی که وقفه های معاملاتی بیش از 6 ماه داشته اند و شركتهايي كه اطلاعات مورد نياز جهت محاسبه متغير هاي پژوهش را ارائه ننموده اند، از جامعه مطالعاتی حذف و در نهایت 92 شرکت به عنوان جامعه مطالعاتی تحقیق انتخاب شدند (ليست شركتهاي نمونه در پيوست شماره 1 آمده است) و براي هر متغير اين پژوهش تعداد (92*4)368داده - سال، جهت آزمون فرضيه هاي آماري محاسبه شده است.
12 روش های جمع آوری اطلاعاتیکی از ضروریات هر مطالعه و پژوهش؛ اطلاعات مربوط و قابل اتکا، سرعت و سهولت دسترسی به آن می باشد.مباحث تئوریک پژوهش از مسیر مطالعه منابع ، نشریات ؛ منابع داخلی و خارجی موجود در کتابها و استفاده از اینترنت جمع آوری شده است. جمع اوری اطلاعات با استفاده از اطلاعات اولیه شرکتها بوده است؛ یعنی اطلاعات و داده های مورد نیاز تحقیق کلاً از روش کتابخانه ای، با استفاده از نرم افزار ره آورد نوين و با مراجعه به سازمان بورس اوراق بهادار تهران و مطالعه صورتهای مالی اساسی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در طی سالهای 1388-1384 بدست آمده اند.
در این باره علاوه بر مطالعه صورتهای مالی اساسی، اطلاعات مربوط به صورتهای مالی از سایت اطلاعاتی بورس مورد استفاده قرار گرفته است. یادداشت های همراه صورتهای مالی به منظور استخراج داده های لازم ،مورد استفاده قرار گرفته است.
پس از جمع آوری اطلاعات مربوط به ریسک سیتماتیک و سود نقدی هر سهم از نرم افزارصفحه گسترده اکسل (Excel) جهت طبقه بندی اطلاعات و محاسبه متغییر ها استفاده گردید و در نهایت اطلاعات حاصل با استفاده از نرم افزارSPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
13- روش تجزيه و تحليل اطلاعاتپژوهش های همبستگی شامل کلیه پژوهش هایی است که در آنها تلاش می شود رابطه متغیرهای مختلف با استفاده از ضریب همبستگی کشف و تعیین شود این ضریب شاخص دقیقي است که با محاسبه آن می توان نشان داد که یک متغیر تا چه اندازه با متغیرهای دیگر پیوند دارد و می توان برای همبستگی (مثبت یا منفی) میزان و مقدار آن را محاسبه کرد .
به دلیل اینکه متغیر های پژوهش از نوع فاصله ای بوده و رو ش پژوهش همبستگی می باشد، جهت انجام آزمون های آماری از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون و تحلیل واریانس (ANOVA) که دارای خطای معیار کمتری در مقایسه با سایر روش های آماری می باشند ،استفاده شده است .
1-13تحلیل همبستگی پیرسون و رگرسیون ساده خطی:پژوهش های همبستگی – تعریف ، هدف و مزایا:
پژوهش های همبستگی شامل کلیه پژوهش هایی است که در آن سعی می شود رابطه بین متغیرهای مختلف با استفاده از ضریب همبستگی، کشف یا تعیین می شود. هدف روش پژوهش همبستگی ، مطالعه حدود تغییرهای چند متغیر با حدود تغییرهای چند متغیر دیگر است. هدف ضریب همبستگی ، بیان رابطه بین دو یا چند متغیر به صورت ریاضی است. در صورتی که رابطه متغیرها کامل و مثبت باشد ضریب همبستگی ، یک است و چنانچه همبستگی بین متغیرها کامل و منفی باشد ضریب همبستگی ، منفی یک ، (-1) خواهد شد. طرح بنیانی و اساسی پژوهش همبستگی بسیار ساده است.
در این روشها به جمع آوری نمره های دو (یا چند) متغیر برای آزمودنی های یکسان می پردازیم و سپس ضریب همبستگی را محاسبه می کنیم. به طور خلاصه، ضریب همبستگی را می توان برای بیان روابط علت و معلولی به کار برد. هر چند که این روش به منظور کشف و پیش بینی روابط بین دو متغیر A و B به کار می رود. مزیت عمده روش همبستگی این است که به محقق اجازه می دهد که متغیرهای زیادی را اندازه گیری کند و همزمان، همبستگی درونی بین آنها را محاسبه نماید. امتیاز دیگر روش همبستگی در این است که می تواند درباره درجه همبستگی بین متغیرها مورد مطالعه ، اطلاعات لازم را فراهم سازد و روش همبستگی یا درجه همبستگی را در کل دامنهیا محدوده معین مشخص کند. روش همبستگی برای دو هدف عمده به کار می رود:
1) کشف همبستگی بین متغیرها
2) پیش بینی یک متغیر از یک یا چند متغیر دیگر.
به طور کلی هدف پژوهش همبستگی عبارت است از درک الگوهای پیچیده رفتاری از طریق مطالعه و همبستگی بین این الگوها و متغیرهایی که فرض می شود بین آنها رابطه وجود دارد . تحلیل همبستگی ، ابزاری آماری است که بوسیله ان می توان درجه ای که یک متغیر به متغیری دیگر از نظر خطی مرتبط است را اندازه گیری کرد. همبستگی را به طور معمول با تحلیل رگرسیون به کار می برند.
درجه همبستگی درباره دو معیار بحث می کند:
1) ضریب تعیین 2) ضریب همبستگی
1) ضریب تعیین :
مهمترین معیاری است که با آن می توان رابطه بین دو متغیر x و y را توضیح داد. این مقدار همیشه بین دو صفر تا یک است:
گرچه ضریب همبستگی مثلاً 50% به این معنا نیست که دو یا چند متغیر دارای 50 درصد تغییرهای مشترک می باشد، ولی مجذور همبستگی (ضریب تعیین) ، این تغییرهای مشترک را نشان می دهد. در صورتی که همبستگی دو آزمون 50% باشدف این دو ازمون دارای تغییرهای مشترک به میزان یا 25 درصد است.
2) ضریب همبستگی:
اگر از ضریب تعیین ، ریشه دوم بگیریم ، به مقدار بدست آمده ضریب همبستگی می گویم و آن را با r نشان می دهیم که می تواند عدد مثبت یا منفی یا صفر باشد.
کرلینجر و تاک من(1986) در بحث انتخاب مسئله و ساخت فرضیه برای بیان فرضیه، ویژگی هایی را مطرح می کنند که سه ویژگی اول مشترک و ویژگی چهارم مربوط به تاک من می باشد:
1) مسئله باید همبستگی بین دو یا چند متغیر را مورد سوال قرار دهد.
2) مسئله باید به صورت روشن ، بدون ابهام و به طور معمول سوالی بیان شود.
3) با استفاده از روش های موجود قابل آزمون باشد. باید امکان جمع آوری اطلاعات برای پاسخ گویی به آن وجود داشته باشد .
4) نباید موقعیت یا وضعیت اخلاقی را پدید آورد (دلاور، 1374، 98).
روش همبستگی گشتاوری (پیرسون):
روش همبستگی گشتاوری زمانی به کار می رود که متغیرهای مورد مطالعه (دو متغیری که قصد محاسبه ضریب همبستگی بین انها را داریم) به صورت پیوسته باشند.
در این پژوهش نیز با توجه به ویژگی متغیر های بدست آمده) سیاست تقسیم سود ، ریسک سیستماتیک ،سود متعلق به سهامداران عادی ، نسبت توزیع سود ،رشد سود و نسبت (M/B که از لحاظ پیوسته بودن متغیر ها دارند و نیز مزیتی که روش همبستگی پیرسون دارد از این روش استفاده شده است که مشخصات این روش به شرح زیر می باشد.
جدول 1-3 مشخصات روش همبستگی پیرسونروش علامت متغیر اول متغیر دوم متغیر سوم متغیر چهارم ... ویژگی
همبستگی گشتاوری پیرسون R پیوسته پیوسته پیوسته پیوسته ... دقیق ترین و با ثبات ترین روش با کمترین خطای معیار
و نحوه محاسبه آن به شرح فرمول زیر می باشد:

در این پژوهش پس از جمع آوری و محاسبه داده ها) ریسک سیستماتیک ،سود متعلق به سهامداران عادی ، نسبت توزیع سود ،رشد سود و نسبت M/B ) ،با استفاده از نرم افزار SPSS ،روش همبستگی پیرسون انجام شده است. در بسیاری از فرضیه ها هدف بررسی ارتباط بین دو متغیر است. صرف نظر از بحث تحلیل رگرسیون می تواند از آزمون های استقلال برای بررسی ارتباط معنی دار دو متغیر استفاده کرد. اگر دو متغیر تعریف شده در فرضیه ها دارای مقیاس کمی باشند، می توان با استفاده از آزمون ضریب همبستگی پیرسون به استقلال یا ارتباط بین دو متغیر پی برد. ضریب همبستگی پیرسون دارای پارامتری است و همان طور که از قبل عنوان شد به صورت زیر است:

مراحل آزمون :
1) تعریف فرضیه های آماری به صورت زیر:
بین ریسک سیستماتیک و سود سهام، همبستگی معنی دار وجود ندارد .
بین ریسک سیستماتیک و سود سهام،همبستگی معنی دار وجود دارد.
302081361بین ریسک سیستماتیک وسود نقدي سهام، همبستگی معنی دار وجود ندارد
بین ریسک سیستماتیک سود نقدي سهام، همبستگی معنی دار وجود دارد

-59410-2466بین ریسک سیستماتیک و نسبت توزیع سود ،همبستگی معنی دار وجود ندارد .
-70042-827بین ریسک سیستماتیک و نسبت توزیع سود ،همبستگی معنی دار وجود دارد.
-100421335280-812801905بین ریسک سیستماتیک و رشد سود ،همبستگی معنی دار وجود ندارد .
بین ریسک سیستماتیک و رشد سود ،همبستگی معنی دار وجود دارد.
بین ریسک سیستماتیک ونسبت M/ B،همبستگی معنی دار وجود ندارد .
بین ریسک سیستماتیک ونسبت M/ B ،همبستگی معنی دار وجود دارد.
(2) تعیین سطح زیر منحنی : و
که حسب مورد آزمون t یا z استفاده می گردد،که در این پژوهش با توجه به دو متغیر بودن فرضیه و نوع همبستگی آن از ضریب همبستگی پیرسون و نیز از آزمون t استیودنت در سطح اطمینان 95 درصد (سطح خطا 5 درصد) به منظور آزمون معنی دارد بودن رابطه همبستگی بین دو متغیر استفاده شده است .
(3) به طور معمول دو نوع ریسک یا خطا وجود دارد:
خطای نوع اول (ریسک) : که در این خطا ما به اشتباه فرض رد می کنیم در حالی که بایستی فرضیه پذیرفته می شود
خطای نوع دوم (ریسک) در این خطا نیز فرضه غلط می باشد و بایستی رد شود، درحالی که به اشتباه پذیرفته می شود
به طور معمول دو نوع با مقادیر 5% = و 1%= برگزیده می گردد و با توجه به دو دامنه بودن توزیع ها، به طور معول از برای آزمون استفاده می شود به طوری که می باشد که در این پژوهش سطح خطا () ، 5% در نظر گرفته شده است و درجه آزادی به صورت df= n-2 محاسبه می گردد نمودار این آزمون به صورت زیر می باشد:
96/1
عدم رد H0
ردH0
96/1-
ردH0

نمودار(1-3) نمودار آزمون t استیودنت(4) تعریف و محاسبه آماره آزمون:
آماره آزمون اگر از نوع باشد به صورت زیر تعریف خواهد شد:
یا
(5) تصمیم گیری
اگر t محاسبه شده درناحیه دنباله سمت راست یا چپ قرار گیرد نظر به برگزیدن 5% = با اطمینان 95% می توان پذیرفت که بین دو متغیر x و y ارتباط معنی دار و در صورتی که در ناحیه قرار گیرد می توان گفت که رابطه معنی داری بین x و y وجود ندارد.
مسئله ای که بیشتر پژوهشگران در برنامه ریزی هر پژوهش، با آن مواجه اند اندازه یا حجم لازم برای نمونه است. قانون کلی در این مورد، بزرگترین اندازه ممکن را تصویب می کند. هدف از مطالعه نمونه کسب اطلاع در مورد جامعه است که نمونه از ان انتخاب شده است.
بنابراین هر چه نمونه با حجم بزرگتری انتخاب شود،بين شاخص های آماری ، ارتباط نزدیکی وجود دارد. با نمونه بزرگ ، پژوهشگر ، کمتر فرض صفر را در شرایطی که درست نیست، می پذیرد.

که برآورده های و B به صورت و b نشان داده شده و از رابطه ذیل بدست آمدهاست:

همچنین ضریب ثابت () و شیب خط (B) به صورت زیر آزمون گردیده است:
عرض از مبدأ مساوی با صفر است
عرض از مبدأ مخالف صفر است
شیب خط برابر صفر است
شیب خط برابر صفر نیست
که برای آزمون فرضیه های بالا آماره های زیر استفاده می شود:

و دارای توضیح t با n-2 درجه آزادی است که برای نمونه های بزرگ ، توزیع آن با توزیع نرمال استاندارد ، تقریب زده می شود(آذر و مومني،1385،201-209)1.
14 اعتبار درونی و برونی پژوهش
جهت تعيین اعتبار درونی پژوهش، این بحث مطرح است که آیا متغیر مستقل در متغیر وابسته ایجاد تغییر کرده است یا خیر. اعتبار درونی شرطی است که باعث می گردد تا مطمئن شویم که متغیرهای مزاحم و نامربوط تأثیری در متغیر وابسته نداشته اند.
به دلیل عدم وجود استاندارد های حسابداری لازم الاجرا تا قبل از سال 1380 و همچنین عدم آشنایی کافی با استاندارد ها در سالهای ابتدای لازم الاجرا شدن رعایت مفاد استانداردهای حسابداری ایران ، کیفیت ناهمگن اطلاعات مالی مورد استفاده و اثر ناشی از تفاوت در روشهای حسابداری مورد استفاده جهت اندازه گیری و گزارشگری رویدادهای مالی ، ممکن است بر نتایج تحقیق اثر داشته باشد. تفاوت در نوع صنعت و مالکیت از دیگر عواملی است که می تواند اعتبار درونی را خدشه دار سازد .
جهت تعیین اعتبار بیرونی پژوهش، می توان اینگونه بیان نمود که، آیا یافته های تحقیق قابل بسط و تعمیم به تک تک اعضاء جامعه در شرایط زمانی متفاوت می باشد یا خیر. در تحقیق حاضر، جامعه مطالعاتی شامل کلیه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، بین سال های 1384 تا 1388 می باشد که این دوره دارای شرایط اقتصادی و مسایل سیاسی خاص خود می باشد.لذا تسرّی نتایج به سایر سال ها و سایر واحدهای اقتصادی خارج از بورس می باید با احتیاط و با در نظر گرفتن شرایط اقتصادی و سیاسی صورت پذیرد.
15 مدل تحلیلی تحقیق:
نمودار (2-3)مدل تحلیلی تحقیقمتغیر های مستقل
الف)سود هر سهم (EPS):
سود خالص پس از کسر مالیات متعلق به سهامداران عادي
فرمول(1-1) = EPS
تعداد سهام عادي    نکته مهم : هنگام انتقال متون از فایل ورد به داخل سایت بعضی از فرمول ها و اشکال (تصاویر) درج نمی شود یا به هم ریخته می شود یا به صورت کد نشان داده می شود ولی در سایت اصلی می توانید فایل اصلی را با فرمت ورد به صورت کاملا خوانا خریداری کنید: سایت مرجع پایان نامه ها (خرید و دانلود با امکان دانلود رایگان نمونه ها) : elmyar.net  
با تقسیم سود خالص پس از کسر مالیات متعلق به سهامداران عادي در سال معین بر تعداد سهام عادی در ابتدای سال محاسبه می گرد(رستگاري،1386،ص138).
ب)نرخ سود پرداختی سهام :
سود نقدي هر سهم
فرمول (2-1) = DPS
سود هر سهم
عبارت است از میزان سودی که به سهام عادی پرداخت می گردد . بهترین نرخ سالانه مد نظر قرار خواهد گرفت« با توجه به قانون تجارت ایران (ماده 90 قانون تجارت )باید حداقل 10% از سود خالص هر سال بین سهامداران توزیع شود . لذا در صورت عدم زیان دوره،همواره سود تقسیمی میان سهامداران از یک حداقل برخوردار خواهد بود»(رستگاري،1386،ص139).
ج) رشد سود هر سهم :
EPS1 – EPS0
فرمول (3-1) = GEPS
EPS0
که در آن:
QUOTE EPS1 سود واقعی هر سهم در پایان دوره مالی گذشته .
EPS0 سود واقعی هر سهم در پایان دوره مالی جاری .
سود هر سهم برابر است با سود متلعق به سهامداران عادی تقسیم به تعداد سهام سرمایه (حجازي،1386،ص248)5 .
د)نسبت سود پرداختي سهام(D/E) :
DPS
فرمول (4-1) = D/E
EPS
به نسبت سود پرداختي سهام به مجموع كل سود متعلق به سهامداران عادي، نسبت سود پرداختي سهام می گویند(همان منبع).
ه)نسبت ارزش بازار به ارزش دفتري داراييها (M/B) :
ارزش بازار داراييهاي شركت
فرمول (5-1) = M/B
ارزش دفتري داراييهاي شركت
عبارتست از نسبت ارزش بازار داراييهاي شركت (M) به ارزش دفتري داراييهاي شركت (B) (حجازي،1386،ص247).
متغییر وابسته
ريسك سيستماتيك(B):
فرمول (6-1)
که در آن : (cov (RI,Rm عبارت است از کوواریانس بین بازده ورقه بهادار و بازده پرتفوی بازار، یعنی :
فرمول (7-1)
و معرف واریانس بازده پرتفولیوی بازار، ضریب همبستگی بین بازده ورقه بهادار iام و بازده پرتفولیوی بازار، انحراف استانداد بازده ورقه بهادار iام و انحراف استاندارد بازده پرتفولیوی بازار است (حجازي، 1386،246)1
16 نتیجه گیری کلی تحقیقآنچه در جمع بندی و نتیجه گیری کلی آزمون فرضيه هاي تحقيق مبني بر،رابطه معناداري متغير هاي مستقل پژوهش با ريسك سيستماتيك در ارزيابي شركتهاي موجود در بورس اوراق بهادار تهران در فاصله زمانی 1385 تا 1388 وجود دارد ،اين است كه به جز نرخ رشد سود سهام ، ساير متغير هاي پژوهش داراي رابطه خطي ومثبت با ريسك سيستماتيك هستند و متغير نسبت سود نقدي سهام به سود سهام نيز داراي بيشترين رابطه با ريسك سيستماتيك مي باشد و اين ميزان از همبستگي بيانگر اين موضوع است كه: نسبت سود نقدي سهام به سود سهام مي تواند تا اندازه اي جايگزيني براي ريسك سيستماتيك جهت اتخاذ تصميمات سرمايه گذاران ،مديران مالي و اعتبار دهندگان باشد.تائيد اين امر بيانگر آن است كه سيستم ها و شاخصهاي حسابداري سنتي در بازار سرمايه ايران هنوز هم، در كنار ساير معيارهاي جديد پاسخگوي نياز هاي اطلاعاتي بوده و در برابر چالش هاي رو به افزايش بازار هاي سرمايه و مالكان آنها،از خود مقاومت نشان مي دهند (همانگونه كه در بند47 بيانيه شماره1 هيات استانداردهاي حسابداري مالي بيان شده است كه سرمايه گذاران، بستانكاران و ديگران از سود براي ارزيابي توانايي سود آوري،توان پرداخت سود سهام،پيش بيني سودهاي آتي و ارزيابي ريسك سرمايه گذاري استفاده كنند). در پايان، نتيجه گيري مي شود كه ادعاي اندرو بریمبل كه متغیر های حسابداری تغییرات سود، رشد، نسبت سود و ... بیش از 57% تغییرات درریسک سیستماتیک را تبیین می نمایند؛ تا حدودي در بازار سرمايه ايران نيز صادق است.
منابع فارسی:
آذر، ع. و منصور مؤمنی،1385، "آمار و کاربرد آن در مدیریت"، انتشارات سمت، جلد دوم، چاپ نهم، تهران،ص 212-183.
ايزدي نيا،ن،1382،"ارزشيابي واحدهاي تجاري با استفاده از مدل هاي ارزش افزوده اقتصادي و جريان هاي نقدي آزاد(FCF)و تعيين شكاف قيمت و ارزش سهام"،رساله دكترا دانشگاه علامه طباطبايي، ص 206-168.
پارسائيان ،ع،1384، "تئوري حسابداري"،تهران:دفتر پژوهش هاي فرهنگي،ص 386.
پناهيان ،ح،1383،"كاربرد ارزش افزوده اقتصادي در تصميم گيري مالي".نشريه سرمايه،سال سوم،شماره سوم،ص 35.
جليلي،م و محمد طالبي ،1381،"كاربرد اطلاعاتي ارزش افزوده اقتصادي در ارزيابي عملكرد مالي شركتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران».پيام مديريت. شماره هاي 3و4،ص 158-141.
جمشيدي،خ،1381،"آمار و كاربرد آن در مديريت"، تهران،انتشارات دانشگاه پيام نور، ص253.
جهانخاني ،ع و احمد ظرفيت فرد،1374،"آيا مديران و سهامداران از معيار مناسبي براي اندازه گيري ارزش شركت استفاده مي كنند؟".فصلنامه علمي پژوهشي تحقيقات مالي،ص 126-76.
جهانخاني ،ع و سعید عبدالله زاده،1373،"نقد بر چگونگي قيمت گذاري سهام در بورس اوراق بهادار تهران".فصلنامه علمي پژوهشي تحقيقات مالي،ص 94-75.
حاتمي،ل،1386،"بررسي تطبيقي ارزيابي عملكرد شركتها با استفاده از شاخص هاي ARR,ROE,ROI.EVA"، پايان كارشناسي ارشد دانشگاه آزاد اراك، ص 118 - 1.
حجازی، ر،1386،"مقایسه رابطه ارزش افزوده بازار و ارزش افزوده اقتصادی با معیارهای حسابداری در بورس اوراق بهادار تهران"، پژوهشنامۀ اقتصادی،ص251- 237.
حسيني ،ع،1385،"بررسي رابطه ارزش افزوده بازار با معيارهاي حسابداري و ارزش افزوده اقتصادي دربورس اوراق بهادار تهران"،پايان نامه كارشناسي ارشد حسابداري،دانشگاه علامه طبا طبايي تهران،ص 139-1.
خاکی، غ ،1375، "روش تحقیق با رویکردی به پایان نامه نویسی"، انتشارات بازتاب، چاپ هشتم، ص1- 429 .
خلیلی،ع.،1380،" ارتباطات بین ارزش افزوده اقتصادی و سود هر سهم در بورس اوراق بهادار ايران" پایان نامه کارشناسی ارشد ، رشته حسابداری ، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز ،ص 3.
خورشیدی ،م و حميد قریشی،1381،"مدیریت سرمایه گذاری پیشرفته"، انتشارات نشر آگاه ، چاپ دوم، ص254.
دلاور، ع،1374،"مباني نظري و عملي پژوهش در علوم انساني و اجتماعي"،انتشارات رشد تهران.
دوانی،غ،1381،"بورس سهام (نحوه قیمت گذاری سهام)"، نشر مؤسسه حسابرسی،ص73.
رستگاري ، ن،1386، " محتوای اطلاعاتی ارزش افزودۀ اقتصادی برای پیش بینی سود " ، مجله اجتماعی و انسانی دانشگاه شیراز ، دورۀ بیست و ششم ، شماره اول ، بهار (پياپي 50) ،ص1-156.
رضايي،غ،1380، "تاثير وجود همبستگي بين ارزش افزوده اقتصادي و ROE در ارزيابي عملكرد شركتهاي صنعت وسايط نقليه بورس اوراق بهادار تهران" پايان نامه كارشناسي ارشد،دانشگاه علامه طباطبايي،ص162.
ریوداد، ف،1388،"بررسي رابطه بین ارزش افزوده بازار (MVA) ، با ارزش افزوده اقتصادی (EVA) و معیارهای متداول حسابداری" ، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه علامه طباطبایی ، ص3.
رهنمای رود پشتی ، ف،1385،"بررسی و ارزیابی کارکرد ارزشی افزوده اقتصادی و ارزش افزوده بازار جهت ارزیابی عملکرد اقتصادی شرکتها "، پژوهشنامۀ اقتصادی،ص175-156.
رهنمای رودپشتی، ف. ودیگران،1386،"مدیریت مالی راهبردی"،انتشارات MCG،ص360 و372.
سراجي،ح،1383،" بررسی ارتباط میان ارزش افزوده اقتصادی ،سود قبل از بهره و مالیات، جریان نقدی فعالیتهای عملیاتی با ارزش بازار سهام شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران"، مجله بررسي هاي حسابداري و حسابرسي،سال يازدهم-شماره 37،ص30-21.

فایل–287

به جایِ سید جعفرِ پیشه‌وری، از رضا براهنی یاد کردیم! از موضعِ پان‌ترکیستیِ مستتر در متن و لحنِ ستیزآمیز و قوم‌مدارانه‌یِ آن که بگذریم، چهره‌ی یک استعمارزده‌یِ زبانی نیز به‌درجاتی در متن پیداست که نباید از آن چشم پوشید، چراکه تجربه‌ای مشترک برای بسیاری از ایرانیان است. هیجانِ هویتی براهنی را ما نیز دست‌کم چندبار تجربه کرده‌ایم. قصه‌یِ براهنی به نوعی یادآورِ قصه‌یِ مواجهه یِ بوردیو با زبانِ فرانسه و مهمتر از آن کافکا با زبانِ آلمانی است. چنانچه دلوز( 1392:45)می‌گوید: « نه می‌شود ننوشت، نه می‌شود به آلمانی نوشت، نه می‌شود به زبانی جز آلمانی نوشت. ننوشتن ناممکن است، چراکه آگاهیِ ملی، حالا هرچقدر هم که مغشوش و سرکوفته، چیزی است که به ناچار از مسیرِ ادبیات می‌گذرد». انقطاعِ زبانِ رسمی-اداری از توده ها که دلوز از لنزِ کافکا آن را می بیند، هماره یک تمِ محوری در ادبیاتِ پسااستعماری بوده است. در مواجهه با یک زبانِ زورگو دو راه داریم: 1- به زبانِ مستعمره بنویسیم و 2- به زبانِ استعمار بنویسیم. به نظرما هریک از این تمهیدات در سطوحِ مختلفی از وضعیتِ استعماری کاربرد دارند. براهنی اما در وضعیتِ پارادوکسیکالی نسبت به هویت‌اش قرار دارد که به زعمِ ما ویژگیِ بسیاری از نخبگانِ ایرانی است. چگونه یک فارسیِ زمخت و خشن می‌تواند شاخصی باشد برایِ یک هویتِ ترکی؟ آیا تحریم و نفیِ آن زبان و نوشتن به ترکی تمهیدِ بهتری نیست؟ پس زبانِ ترکی این وسط چه می‌شود؟ فارسیِ خشن، از طرفی آب به آسیابِ دیگری ریختن است. ابداعی مطلوبِ فارس‌هایِ درراس و خشونت‌طلب است. اگر تا بحال با زبانِ لطیفِ فارسی سرکوب می کردند، زین پس زبانی مناسبِ اینکار را خواهند داشت. دکتر بهزادِ قادری روزی در کلاسِ ترجمه‌یِ شفاهی به دانشجویِ خود، محسنِ رافیِ مشهدی گفت: تن به استعمارِ زبانی نده و انگلیسی را با لهجه‌یِ مشهدی‌ات حرف بزن. براهنی نیز، دستکم در متنِ فوق چنین الزام به فارسی نوشتنی را در خود حس می‌کند، اما در تشخیصِ علتِ آن به بیراهه می‌رود. کافکا اگر به آلمانی می نویسد، سودایِ آگاهیِ ملی دارد. براهنی اما در لحظه‌یِ نوشتنِ این متن نگاهی ذات‌گرایانه به هویتِ خویش دارد و در همین دام است که میدانِ ادبی را به اشتباه میدانِ قدرت( نه به معنایِ فوکویی) می‌بیند، حال آنکه طرف‌هایِ نقدِ او در طلادرمس حتی مخالفانِ جدیِ حکومت‌اند. طلادرمس می‌توانست به ترکی نوشته شود، به فارسی ترجمه شود، و این ترجمه بی‌شک انتقامِ بزرگتری می‌بود. نقلِ انتقام نیست، براهنی، در این لحظه از متن، نمی‌داند چرا به فارسی می نویسد. براهنی از اهمیتِ فارسی و غوغایِ رگه‌مندی در درونِ خود بی‌خبر است. آیا راهِ برخورد با وضعیتی استعماری، تسلط بر / افزودن به زبانِ استعماری است، یا تسلط بر آن به قصدِ اختلال در این قدرت و این زبان؟ براهنی در این رویکردِ به ظاهر هویتی زبانِ خودش را به فراموشی می‌سپارد و حواسش نیست. قصه‌یِ ما نیز در برزخ و وضعیتی مشابه پیش می‌رود، اما معتقدیم که در اکنونِ فارسی و نظر به آنکه فارسی زبانِ زندگی است، ترجیح، و فقط ترجیحِ من این استکه عوضِ تولیدِ یک زبانِ پرخاشگر از بطنِ فارسی، سرِ فارسی را بگیرم و بچرخانم به سمتِ توده‌هایم. خودِ زبانِ فارسی در سالِ 93 به حدِ کافی و حتی به افراط دارایِ خشونت هست. من روایتی فارسی می‌دهم از سوژه‌هایی که قومیت در آنها در تردد است. سر باز می‌کند، خود را موجودی کمزور و نابجا و بی‌دلیل می‌یابد، و بعد بر می‌گردد به پستویِ ذهن، تا روزی دیگر و تا تلنگری دیگر. فارسی تنها داراییِ منِ شاعر است و علتِ طرحِ ادبیاتِ اقلیت در این مقال به‌هیچ‌وجه غضبِ قومی نیست. و باز چنانکه هومی بابا می‌گوید« واقعیت و تجربه آواره‌گی دقیقا در نقطه مقابلِ واقعیت و تجربه جدایی‌طلبیِ قومی قرار دارد».
فقط به این دلیل است که، نه می‌شود به فارسی، نه می‌شود با غیر از فارسی. به‌این‌دلیل است که فارسی زبانِ تمدنِ ماست. ماهیِ قومیت را هر وقت از آب بگیری تازه نیست، می میرد! گاهی به فردِ بورژوا فحش‌هایِ رکیکِ کارگری می‌دهند، گاهی همچون برشت در اُپرایِ سه‌پولی، یک کاراکترِ پرولتر را به سالن‌هایِ تئاترِ سرمایه‌دارها می‌برند. ترکِ یک سالنِ تئاتر برایِ یک بورژوا پسندیده نیست. او باید رابطه‌اش را با هنر حفظ کند و لذا پرولتر را تا انتها تحمل می‌کند. من دیگر به کردی زندگی نمی‌کنم، به‌اقتضا زندگی می‌کنم، در فرایندم و خواب‌هایِ بعضا سه‌زبانه می‌بینم. به‌زعمِ من این فارسی است که در من موفق شده است، نه بخشِ خاصی از سخنورانِ آن ( حکومتِ فارس‌زبان)؛ من این واقعیت را پذیرفته‌ام. سودایِ من نوعی از فارسی است که خشن نیست، بل بازیگوش است و دقیق است و حواسش به همه‌یِ سخنوران‌اش هست. آمین!    نکته مهم : هنگام انتقال متون از فایل ورد به داخل سایت بعضی از فرمول ها و اشکال (تصاویر) درج نمی شود یا به هم ریخته می شود یا به صورت کد نشان داده می شود ولی در سایت اصلی می توانید فایل اصلی را با فرمت ورد به صورت کاملا خوانا خریداری کنید: سایت مرجع پایان نامه ها (خرید و دانلود با امکان دانلود رایگان نمونه ها) : elmyar.net  
فصل دوم:
مباحثِ روش شناختیقصه‌گویی، خاطره‌نویسی، تاریخ‌نگاریقصه‌گو و اهمیتِ تاریخیِ این شخصیت را در مقاله‌یِ قصه‌گویِ والتر بنیامین( 1375) پی می‌گیرم. قصه‌گو در توصیفِ بنیامین فردی است که: وجودش بی‌میانجی است، یا از مسافرت می‌آید از دوردست، یا مردی است که کنجِ عزلت گزیده و در دوردستِ خویش است، جهتگیری‌اش به علایقِ عملی است و مشورت با دیگران، پایِ یک توق است و تجمعی دورِ او رخ می‌دهد، صادق است، به‌شدت بومی است و یک نماینده‌یِ فرهنگی از جانبِ مردم‌اش محسوب می‌شود، شوخ‌طبع است و ناظمِ تجربه‌یِ خود و دیگران است تا بتواند آن را انتقال دهد. اما این «وجودِ بی‌میانجی» دیگر «نیرویی حی‌وحاضر نیست. او پیش‌ازاین، از دسترسِ ما دور شده است... هنرِ قصه‌گویی رو به زوال نهاده است. هر روز از شمارِ آنانی که فادر باشند قصه‌ای را به‌درستی روایت کنند کاسته می‌شود.... توگویی چیزی را از ما گرفته‌اند که از ما بیگانه‌ناشدنی می‌نمود و امنترین مایملکِ ما بود: تواناییِ تبادلِ تجربه‌ها»( همان: 1 ). به‌عبارتی هر تجربه‌ای قابلیتِ انتقال ندارد و برایِ این کار باید یک کلِّ زمانی به واسطه‌یِ روایت از آن تجربه بیرون کشیده شود تا بتوان آن را به اشتراکِ دیگری گذاشت و به امانِ او رها کرد، تا در مرحله‌یِ بعد تجربه‌یِ دیگری به آن علاوه شود و به گفتگویی بین‌الاذهانی برسد. . قصه، یک فضایِ باز شناسی( recognition )، محلِ رفعِ بدشناسی ( misrecognition )هایِ قومی، و در نهایت عرصه‌ای است عمومی برایِ شناخت و شناسایی( cognition ) و حصول به یک رفتارِ بازشناسانه ( recognitional behavior ).
والتر بنیامین ما را به سکوتِ پساجنگیِ مردانِ جامانده از جنگِ جهانیِ دوم حوالت می‌دهد. تمایزی قائل می‌شود میانِ روایتِ تاریخیِ مورخ و خاطره‌یِ رواییِ سرباز. « در خورِ تامل نبود که در پایانِ جنگ، مردانی که از میدانِ نبرد باز می‌گشتند، مهرِ خاموشی به لب زدند و به لحاظِ تواناییِ تبادلِ تجارب، نه غنیتر، که فقیرتر شدند؟ سیلِ کتاب هایی که ده سالِ بعد دربابِ جنگ منتشر شد، همه چیز با خود داشت، مگر آن تجربه‌ای که دهان به دهان منتقل شود.»( همان: 2). برهمین‌منوال می‌توان گفت که جنگِ ایران و عراق نیز تنها روایتِ تیر و ترقه و تنِ سرباز نیست. پشتِ جبهه نیز برخلافِ بازنمایی‌هایِ رایج، تنها حوزه‌یِ تدارکات نمی‌تواند باشد. در اینجا روایتِ گزینشیِ مردانه‌یِ خطِ مقدم، بدل می‌شود به تاریخِ مشکوک و رسمیِ جنگ و بدنه‌ای از روایاتِ قدسی می‌سازد با نامِ دفاعِ مقدس. از این منظر می‌توان چنین گفت که تاریخِ جنگِ ایران و عراق نیز، چیزی نیست جز افراطِ روایی در بازنماییِ خاطراتِ گزینشی. گزینشی از آن جهت است، که خانواده یِ ما با سه سرباز، هنوز که هنوز، تن به بازگوییِ خاطراتشان نداده است.
هم در اهمیتِ قصه‌گویی و توانِ آن: والت ویتمنِ فقید کتابی دارد با نامِ یادداشت هایی در اثنایِ جنگ، نوشته در جا(2..4). ویتمن کتاب را اینچنین آغاز می‌کند: « در اثنایِ جنگ‌هایِ درگرفته میانِ ایالاتِ شمالی و در واپسین روزهایِ سالِ 1862، آغازیدم به سرکشی و عیادتِ جماعتِ بیمار و مجروحِ ارتشی، هم در جبهه‌یِ جنگ و هم در بیمارستان‌هایِ واشینگتن و اطرافِ آن؛ و این کار ادامه یافت بِجِد طیِ سالهای 63، 64 و 65. از همان بدوِ امر دفترچه‌هایی همراه داشتم برایِ ثبتِ یادداشت‌هایی سریع و فیالبداهه با مداد، بلکم زنده نگاه



قیمت: 10000 تومان

فایل–287

زادگاهِ من مکانی غریب است. این توده ساکن در اینجا با استحاله‌ای زیملی روبرو شده است: از سنخِ اجتماعیِ «جنگجو» به «کارگرِ رام و حاشیه‌ای» که خود بخشی وسیع از خرده‌فرهنگِ عمله‌گان در تهران را تشکیل می‌دهند. و تمامیِ ایده‌یِ تز از همینجا شروع می‌شود . سیاستِ « ما » الآنه معطوف به غرب و جنوب و شرق است؛ روزی روزگاری معطوف به شمال بود. در این مملکت همیشه « دشمنان/ آنها » برهر مکانی تمرکز کرده، سیاستِ « خودی» نیز به تبعیت از « آنها » امکاناتش را به همان جهت گسیل داده است، و به بهایی گزاف، و آن فراموشیِ حاکمیت و اغفالِ آن از دیگرمکان‌ها است. قانون، ابژه‌یِ خویش را که « حیاتِ برهنه » باشد، در نوارِ مرزی هُل ـ حرکت داده، به سکنی واداشته، به نگاه‌بانی و پاسبانی گماشته، سنگری گوشتی از آن می‌سازد و بعد از رخداد، همه‌چیز را یا به امانِ خویش یا به امانِ خدا رها می سازد. سیاستِ ایرانی هماره عطف به اوضاعِ سیاسیِ همسایگانش تغییرِ مکان می‌دهد و هماره سیاستی تبعی است. اکنون ناوهایِ دشمن پشتِ تنگه‌یِ هرمزاند و کشورهایِ غربیِ ایران نیز همه درگیر بحرانی درراه اند، لذا لنزهایِ خبری نیز رویِ همان تنگه مانور می‌دهند، و این انجامیده است به بحرانِ بازنمایی و دریغِ بازنماییِ مناطقِ گشاده. از این منظر این پایان‌نامه تذکر و گزارشی است از / به پروبلماتیکِ بازنمایی در جامعه‌ای چندقومه در وضعیتِ خطیری که یقینا دیگر گریبانِ خاورمیانه را نخواهد رها کرد. قصدِ من در اینجا رهاکردنِ مسئله بازنمایی و بایکوتِ نظریِ آن در شرایطِ انضمامیِ کنونی به نفعِ نمایشِ خودم و سوژه‌هایِ پژوهشی‌ام است. مساله‌یِ ما نمایشِ نوشتاریِ یکسری قوم است که سیاستِ بازنمایی از بدو امر در قانون اساسی آنان را از قلم و نشانه‌جات انداخته و به حاشیه رانده است. نیز می‌توان به بیانی بدیویی چنین گفت که در این مملکت، قومیت معادل است با بودن در وضعیتِ «هوموساکر»( زندگیِ او که نمی تواند قربانی شود ولی، بااینحال، می توان او را کشت) و کردها بگمانم تنها محمل این وضع‌اند، گرچه هر قومی در خطرِ آن است: در متنِ قانون ادغامِ حذفی می‌شوند، و حیاتِ برهنه‌ی آنها در مواقعِ جنگ گسیل داده می‌شود به خطوطِ مختلفِ مقدم. به عبارتی این سایت، یک « ... نقطه یِ تقاطعِ پنهان میانِ الگویِ حقوقی نهادی و الگویِ زیست‌سیاسیِ قدرت است» ( آگامبن، 1389 ، صص.40- 37 ).
اقوام در اینجا به دلایلی چون خستگیِ خاطره قومی از جنگ و ترومایِ حاصل از بودنِ طولانی در کنارِ ادواتِ جنگی، سر به توو برده‌اند و به فراموشیِ مفرطی در قبالِ تاریخِ خود دچارند. دایاسپارا تولید اسیدلاکتیکِ بیش از حد در پایِ یک قوم است؛ در عضوی از «حیاتِ برهنه»یِ سیاسی‌شده. در خراسانِ شمالی، آورده‌گانِ شمالِ خراسان بی‌توجه به تفاوت‌هایِ قومی، مرزهاشان را باز گذاشته به امانِ عاریتِ فرهنگی و بدین جهت مفاهیمِ غامضِ موجود در مطالعاتِ فرهنگی از قبیلِ هیبریدیته، دایاسپارا، فرهنگ و فرهنگ‌پذیری، هویت، قومیت، نژاد، به‌رسمیت‌شناسی، تفاوت، بازنمایی و ... در اینجا با وضوح و باچشمِ غیرِمسلح به جامعه‌شناسی و امثالهم قابلِ مشاهده‌اند، و با اینحال تعدادِ پایان‌نامه‌هایِ موجود درباره‌یِ شمالِ خراسان به انگشتانِ یکی دست هم نمی‌رسد و اگر هست به تربیت بدنی و کشاورزی مربوط است و درموردِ خاصِ هویتیِ ما این رقم، صفر است. هر یک از این اقوام تفسیر و فانتزی خویش از جهان را دارد. اما همزیستیِ طولانی و تکرارِ فانتزی‌هایِ قومی در ملاء ذهنی و عینیِ یکدیگر، بیشک به توانشِ شناختی آنها نسبت به یکدیگر و حصول به یک اجماعِ تفسیری مجالِ بروز می‌دهد و یک مولفه‌یِ فرهنگیِ جدید به مرام و هابیتوسِ آنها منضم می‌شود. اقوامِ خراسان سال‌ها است که روایات و تفاسیرِ خویش از جهان را به رسمیت شناخته‌اند، بده‌بستانِ روایی و زبانی دارند، مناسکشان را به‌اشتراک گذارده‌ و افق‌هایشان را گذاشته‌اند که در هم شوند. خراسانِ شمالی، استان نیست: فضایی رگه‌مند است که دستانِ قدرت در برهه‌هایی متفاوت از تاریخِ این بوم با تصمیماتِ خویش آن را برساخته‌اند. این شهر را نساخته‌اند، برساخته‌اند، بر اجسادِ سربازان ساخته‌اند، بر ویرانه‌یِ شخصیتِ جنگجو ساخته‌اند و حالا بنا به دلایلی که این پایان نامه آنها را برمی رسد در حالِ فراموشی است و بدل گشته است به یک کارخانه تولیدِ کارگر در ایران. این تز تذکاری به تاریخ است؛ هشدار به مابقیِ اقوام است؛ و در خدمتِ آگاهی‌بخشی به خودی و دیگری‌هایِ حاضر در آنجا، دیگری‌های در مسیر و دیگری‌هایِ نشسته در جلسه دفاع نوشته می‌شود. و این آگاهی‌بخشی در راستایِ« اراده معطوف به پیوند»ی خواهد بود که استوارت هال از آن سخن می گوید(نک به: مطالعات فرهنگی: دیدگاه ها و مناقشات، تهران:1386 ، ص 4). مواجهاتم با دیگریِ قومی را در مسیرِ زندگی‌ام و تجربه‌ی زیسته‌ام روایت خواهم کرد، به همین سختی!
کرمانجِ خراسانی پدیده‌یِ عجیبی است، زیرا اغلب نمی‌داند که کرد است و من به‌شخصه این ناآگاهیِ سیاسی را غنیمتی می‌دانم، سیاستی می‌بینم برایِ بقاء. ما دیگر کرمانج ایم نه کرد، و این یک واقعیت است. آگاهی‌بخشیِ من بدانها در راستایِ بازگرداندنِ آنها به خاستگاه خویش نیست، بلکه برعکس، غنیمت شمردنِ این وضعیتِ دایاسپاریک و دیدنِ آن به‌مثابه‌ی انباره‌ای از پتانسیل هاست. به قول فردریک جیمسون: « آنچه اهمیت دارد امکان پذیریِ اتحادهایِ اجتماعی است که ... مطالعات فرهنگی بیانگر آن است » (همان، ص 62 ).
پرسش پژوهشی:ذیلِ این بخش را من می‌توانم به دلایلی منطقی که به روش‌شناسیِ پژوهشِ من برمیگردد، سفید رها کنم. چرا که« ویژگیِ کلیدیِ پژوهش‌هایِ قومنگارانه در این است که محقق در بدوِ امر بی هیچ پشفرضی به گروهِ تحتِ پژوهش وارد شود. در واقع در این نوعِ پژوهشی ـ دستِ کم در ابتدایِ کارـ هیچ سوالِ ازپیش تعیین‌شده‌ای برایِ پاسخ گفتن وجود ندارد»( Sommeerville et al, 1992 ). لذا منطقا معاف‌ام از طرحِ پرسش. اما پرسشگری را رهاکردن حیف است، حتی در یک پاراگرافِ کوتاه! پرسشِ بنیادین این کاغذـ موضوعِ این قصه به بیانِ بهترـ این است که در این دایاسپارایِ رنج آورـ در این جابجاییِ ابدانِ دیگران و دست‌گذاشتن رویِ « حیاتِ برهنه»یِ آنها توسطِ حاکمیت در برهه‌هایِ تاریخیِ گوناگون، چه نوع مکان، فضا و انسانی تولید شده است؟ این انسان قصه‌اش را چگونه می‌گوید و آیا شنیدنِ قصه‌یِ وی ضرورتی برایِ جامعه و آکادمی دربر دارد یا خیر؟ فضایِ غیرِ آنتاگونیستیِ موجود در این مکانِ بی‌سروصدا و معصوم و ستمدیده، چه امکاناتی برایِ ساکنانِ این اقوام فراهم می آورد؟! آیا روندِ رو به افولِ «خاطره قومی» و حفظ تفاوت را می‌توان در جایی متوقف کرد؟! با توجه به تفاوتِ نظام‌هایِ رده‌بندیِ تحمیل‌شده بر آنها، کرمانجِ در ایران تا چه حد با کرمانجِ در ترکیه مثلا متفاوت است؟ رده‌بندیِ حضور در ایران به دستِ چه قوم یا اقوامی است، یا به قولِ اشمیت، « کدام موجودیتِ اجتماعی در موردِ وضعیتِ افرازی و استثنائی تصمیم گرفته و تکلیفِ گروه‌بندیِ دوست و دشمن را مشخص می کند؟»( اشمیت، ص110 در قانون و خشونت، 1389) و پرسش هایِ بسیاری از این دست.
اهداف و ضرورتِ انجام تحقیق:به تاریخِ 25-2-1359، در روزنامه یِ الوطنِ عراق مقاله‌ای چاپ می‌شود از نخست وزیرِ وقتِ آن کشور. مرگِ برادرم در جنگ، گزاره‌ای در ادامه‌یِ این گزاره‌هاست. بگذریم! وی در توضیحِ اوضاعِ داخلیِ ایران به شش مورد اشاره می‌کند که عبارتند از: تشتت و سردرگمیِ نیروهایِ انتظامی؛ تعددِ مراکزِ تصمیم‌گیری و اختلافاتِ سیاسی؛ کشمکش‌هایِ قومی و اقلیمی؛ هرج و مرج و ناامنی؛ بیکاری و مشکلاتِ اقتصادی؛ آشفتگی در روابطِ خارجی با اکثرِ کشورهایِ منطقه و جهان.
و کدام یک از اینهاست که کماکان حضور ندارد؟ لیکن بندِ سوم و ششمِ فهرستِ طارق عزیز ضرورتِ تحقیقِ حاضر را بر ما روشن می‌کنند. همین وضعیت در کشورهایِ همسایه‌یِ ما نیز از سر مطرح شده‌اند. ترکیه و عراق و سوریه و تمامیِ آنچه ژورنالیست‌هایِ بامزه بهارِ عربی می‌نامند؛ و اما گل‌هایِ این بهار کوش؟ عطف به اوضاعِ منطقه می‌توان گفت که هر آن امکانِ شروعِ جنگ‌هایِ داخلی در هر بخشی از این منطقه جغرافیایی هست. کمتر برهه ای در تاریخِ ما هست که آنها «اینگونه» بر این منطقه و بر « ما » متمرکز شده باشند. اینبار اگر جنگی دربگیرد دیگر نمی توان آن را « جنگی رسانه‌ای» نامید. با کمالِ حیرت می‌بینیم که گزاره‌ی هابزیِ « انسان، گرگِ انسان است» معنایِ خود را مسجل می‌کند. بشر دارد راه را بر غذا و دارو می‌بندند، به صفِ نظامی می‌شود و به تعبیرِ اشمیت،« امکانِ همیشه حاضرِ ستیز» را در جامعه‌ای چندفرهنگی،« هماره باید بخاطر داشت»( همان، ص 101 ) . در من خطرِ هابزی احساس می‌شود، علمِ موجود درمن ترسیده است. وضعیتِ ما هماره « بالقوه جنگی» است و همین ضرورتِ تحقیق را مشخص می‌کند. علاوه بر این می‌خواهم در جایگاهِ کرمانجی که در مجلسِ دانشگاه یک صندلِ نمایندگی و فرصتِ تریبونی دارد، از شرِ خودم خلاص شوم و به خیرِ خودم نائل؛ و چون ریچارد هال «خودم را از زیرِ بار مسئولیتِ فردِ سیاه برهانم»( مطالعات فرهنگی، 1386 ، ص 2) .
فصل یکم: موضعِ تیوریک؛
یک تصریحِ پیشاقصویدیالوگی میانِ « ازِ» کردی و« منِ» فارسییعنی با خودِ کردی‌ام چه باید کرد؟ با کردیِ کاغذ ـ ندیده و تنها ـ شفاهی‌ام چه؟ می‌توانم مکان‌هایی را نشانه بروم در زبان برایِ مثال، که در آنها زبانِ مادری ام با زبانِ نامادری ام تداخل می‌یابد و منطقِ زبانیِ کردی در آنجاها خود را به زیست‌جهانِ فارسی تحمیل می‌کند. یافتنِ این مکان‌هایِ ضداستعماری در زبان، به فرضِ وجود، خودش سوژه‌یِ یک تحقیق است. یا می‌توانم که تمهیداتِ نوشتاری-هویتیِ مرسوم در ادبیاتِ پسااستعماری را به‌کارگیرم. مثلا می‌توانم حداقل نامِ بخش هایِ این تز را به کردی بگذارم و یا بهتر، به سنتِ ادبیاتِ اقلیت پیوند بخورم؛ بدان معنا که مدِنظر دلوز است.
نه عزیزم، به فارسی بنویس! به زبانِ مسلط، به زبانِ دیگرـ‌خودیِ مسلط ات بنویس! چه فرقی می‌کند برات؟ آیا تو صاحبِ زبانی اصلا؟ « برای نمونه چهار اثر تاریخی مربوط به مناطقِ کردنشین... یعنی شرف‌نامه‌ بدلیسی، حدیقه ناصریه، زبده التواریخ سنندجی و سیرالاکراد و تحفه ناصری به زبان فارسی نوشته شده است» اصلا مگر تو کردی یا یک کرمانج؟ آیا زبانِ تو در سطوحِ گفتاری متوقف نشده است؟ با این نحوِ ساده و لنگ چه می‌توانی گفت؟ و تازه تو به فارسی خوب می‌نویسی. حق داری، آب و گل داری.    نکته مهم : هنگام انتقال متون از فایل ورد به داخل سایت بعضی از فرمول ها و اشکال (تصاویر) درج نمی شود یا به هم ریخته می شود یا به صورت کد نشان داده می شود ولی در سایت اصلی می توانید فایل اصلی را با فرمت ورد به صورت کاملا خوانا خریداری کنید: سایت مرجع پایان نامه ها (خرید و دانلود با امکان دانلود رایگان نمونه ها) : elmyar.net  
این‌ها درست! درست، اما باید دید که مانعِ من در رسیدن به نوشتار کیست؟ چیست؟ نوشتار است که حافظه می‌آورد. قومِ بی‌نوشتار، قومِ بی‌نوشته، قومِ بی‌تاریخ است.
درست، اما واقعیت اینکه زورِ زبانِ تو، به‌هردلیل کم است، تنش به تنِ تئوری نخورده است. بی‌سوادست آقا، مثلِ کلِ شمالِ خراسانِ تو، بی‌سواد است. اینها به کنار! برایِ بیدارکردنِ همذات‌پنداریِ یک عرصه‌ی عمومیِ فارسی، کنشِ ارتباطیِ صحیح، همان استفاده از زبانِ فارسی است. فارسی زبانِ دیگرِ توست و نه زبانِ دومِ ما.
به‌جاست! در موردِ شخصِ خودم باید گفت که توانش و دانشِ زبانشناختیِ من در فارسی، و با فاصله‌ای بسیار، به کردی می‌چربد. تا بحال جز یک شعر، چیزی به زبانِ کردی ننوشته‌ام و این یکی از ویژگی‌هایِ شخصیتیِ سوژه‌ای است که در این مکان بارمی‌آید. اما اخیرا موجی از شعرا در همین خراسان به‌چشم خورده‌اند که تاکید دارند به زبانِ مادری بنویسند و نه فارسی. قابلِ تقدیرست، تقدیرست، اما در این اشعار، رفتار و منطقِ کرمانجی، غالبا، به‌چشم نمی‌خورد. جامعه را به فارسی به ما پذیرانده‌اند و قصه‌یِ همین جامعه‌پذیری است که در این مقال مطمحِ نظر است. ضمنا دغدغه‌ی اصلی در اینجا ایجادِ یک ربطِ هرچند گذرایِ قومی است میانِ کرمانج و دیگری هایِ او. بعلاوه می‌خواهیم گزارشی داده باشیم از یکسری آدمِ طفلک به آکادمیِ فارسی و ازهمین‌رو زبانِ فارسی در اینجا برایِ ما اولویت دارد. گرچه که این تز به نوعی دیالوگ با یکسری دوست و بعدها حوالِ کرمانجی است که در دهه‌یِ هشتاد سر از کوه درآوردند و رفتند که کرد باشند، و از کردِ- در- خود به کردی-برایِ- خود برسند، اما مخاطبِ تو در جلسه‌یِ دفاع، به زبانِ فارسی حاضر می‌شود. با فارسی در چنته، به تو حمله می‌کند و تو باید تکنیک هایِ دفاعی‌ات را در فرصتی اندک از زبانِ مادری به زبانِ پدری درآوری و ضربات را رد کنی. و البت راهی هم جز این نیست. به فارسی می نویسم!
شمالِ خراسان؛ بریکولاژِ استعماری؟هیبریدیته، فضایِ درـ‌بین، آگاهیِ رگه‌مند، ادبیاتِ اقلیت، هویت مرزی و ... . همیشه برایم سوالی مطرح بوده و هست و آن اینکه آیا مفاهیمِ مناسبی برایِ حلاجیِ سوژه‌گیِ خود اختیار کرده‌ام یا خیر؟ آیا آن تجربه « از زمین کندگی» / قلمروزدایی ( deterritorialisation ) در ادبیات پسااستعماری و نیز در گفتار دلوز، در موردِ سوژه یِ کرمانج خراسانی نیز صادق است؟ آیا خراسانِ شمالی یک حوزه یِ اختلاط است؟ به نظرم موهبتی در این برزخِ تئوریک هست و آن اینکه همین مفاهیمِ عاریه‌ای که گاهی کارِ دیگری از آنها می‌کشم و در اینجا برای توضیحِ احوالاتِ قومی‌ام به‌کار می‌گیرم، خود مستقیما به فضایِ در-بین و هیبریدِ قومیت و نیز تئوری‌هایِ رایج در بابِ قومیت در ایران ارجاع می‌دهند. کرمانج، هنوز برایِ واژه گفتگو و هم شوخی از اختلاط استفاده می‌کند و شاید این بی‌دلیل نیست.
داریوش شایگان(1380) در مباحث اش دربابِ هویتِ چل‌تکه، خود را از لنزِ دلوز و هومی‌بابا می‌نگرد که به نوعی به رویکردِ مطالعاتِ فرهنگیانه ما قرابتی نزدیک دارد و کتابی است در ستایشِ رگه مندی( hybridity ) و مباحثِ آن با کمی اغماض قابلِ تعمیم به وضعیتِ ما است و در روشن ساختنِ مطلب کمک‌حالِ ما خواهد بود. وی از معدود متفکرانِ معاصرِ این مملکت است که در مقامِ یک ایرانی به هویت، اوضاعِ زمانه و نسبتِ خود با آن می نگرد و در پسِ پشتِ کتابش می‌توان چهره‌یِ یک تئوری‌پردازِ درـ بین را دید که می‌توانم گفت برایِ من آرکی‌تایپِ این انسانِ تئوریکِ برزخیِ ایرانی ست. همان درگیری‌هایی را دارد شایگان در این کتاب، که ما داریم در خارجِ از کتابِ او. وی به سیاقی زیملی از دو شکلِ اجتماعیِ نوظهور ( social form ) در حیطه‌یِ درـ‌بین سخن می‌گوید؛ شخصیتِ مهاجر( le migrant ) و در تقابل با شخصیتِ جهش‌یافته( le mutant ) . تفاوتِ اساسیِ ایندو این است که اولی آگاه و دومی شخصیتی است ناآگاه و اسکیزوفرن به اقلیمِ وجودیِ جدیدِ خویش. مهاجر بر خلافِ جهش‌یافته که در فضایِ درـ‌بین صرفا هست، در این فضا عرصه‌ای برایِ تجربه می‌بیند و « حضورِ او در هیچ سرزمینی آنقدر محکم نیست که گزندِ دلبستگی را حس کند». « مهاجرِ سیار یک مرقّع‌کار/ بریکولر است». ( همان: 173-230 ).
آن «اقلیم هایِ وجودیِ» متفاوت و هستی‌هایِ نامتجانسِ قومیِ موردِنظرِ شایگان که عطف به غرب، و البته بیوگرافیِ خود، آنها را پیش می کشد، در روابطِ همنشینیِ قومی در شمالِ خراسان، و عموما در ایران به‌چشم نمی‌خورد. به زعم من، قومیت در ایران و در شرایطِ عادی، امری بالقوه و مسکوت است(این گزاره با تمامِ سادگی‌اش، مهمترین گزاره‌یِ این کاغذ است). شایگان در زیست‌جهان غربیِ خود و در تجربه‌یِ زیسته‌اش، حتما با این اقلیم هایِ وجودی و سطوحِ معرفتیِ گوناگون درگیر است، اما بعید می‌دانم قومیت‌‎هایی که معرفتِ همه‌یِ آنان صرفا از معبرِ زبانِ فارسی می‌گذرد، چنین فاصله‌یِ معرفت‌شناختی‌ای را تجربه کرده باشند؛ مگر در دوورِ تاریخی و در لحظه‌یِ ورود بدین سرزمین و در اوانِ سکنی. با بسطِ این دو مفهوم به حیطه یِ قومیت، می‌توان چنین گفت که در اقلیمِ ناخواسته برخاسته‌ی( unintentionally constructed ) خراسانِ شمالی، شاید بارقه‌هایی از یک شخصیتِ جهش‌یافته دیده شود، اما نباید از یاد برد که او حتماـ فعلا بی‌تفاوت است به این جهش. قصه‌گویی و کنش‌هایِ رواییِ هویت‌محوری همچون اتواتنوگرافی می‌تواند روزی ما را به استحاله‌ای شخصیتی برساند از انفعالِ جهش‌یافتگی به کنش‌مندیِ مهاجرت. ضمنا همچنانکه شایگان هم اشاره می‌کند، تجربه‌یِ اختلاطِ ایرانی، تجربه‌ای تراژیک است. به‌عبارتی رمانِ ایرانی با هیبریدیته‌یِ غمگن درگیر است. شخصیتِ اتواتنوگرافر/ مهاجر اما معتقد است به هیبریدیته یِ شاد، به اختلاطِ گشوده، زیرا نگاهی دارد، روبه‌جلو و نه پس‌نگر. من هنوز کردستانِ ایران را ندیده‌ام!

فایل–286

متغیرهای تحقیق......................................................................................................................................6
روش تحقیق...............................................................................................................................................6
موانع و محدودیت های تحقیق..............................................................................................................6
سازماندهی تحقیق....................................................................................................................................6
فصل دوم : چارچوب نظری
2-1- مقدمه.............................................................................................................................................................. 9
2-2- تاریخچه موازنه قدرت..................................................................................................................................10
3-2- شیوه های تامین و حفظ موازنۀ قدرت .................................................................................................11
4-2- رویکردهای نظری به موازنه قدرت...........................................................................................................13
2-4-1- نظریه کلاسیک واقع گرا.......................................................................................................................13
2-4-2- تلقی نو واقع گرایانه از توازن قوا.........................................................................................................15
عنوان صفحه
2-5- موازنه قوا و مطالعات منطقه ای................................................................................................................20
2-6- نقش مؤلفه های ژئوپلیتیکی در موازنه منطقه ای.................................................................................21
2-7- نظم های منطقه ای...................................................................................................................................22
2-7-1- تعریف منطقه...........................................................................................................................................22
2-7-2- ساختار نظام های منطقه ای................................................................................................................22
2-7-3- ساختار نظام موازنه قدرت در منطقه خاورمیانه...............................................................................24
2-7-4- ائتلاف ها و محورهای منطقه ای.........................................................................................................25
فصل سوم : کالبد شکافی تحولات سوریه
3-1- ژئوپلیتیک سوریه.........................................................................................................................................28
3-2- سیری در تحولات سیاسی سوریه...........................................................................................................30
3-3- چگونگی شکل گیری بحران سوریه.........................................................................................................35
3-4- سطوح تحلیل بحران سوریه.......................................................................................................................39
3-4-1- سطح تحلیل داخلی ..............................................................................................................................39
3-4-1-1- شکاف مذهبی- طایفه ای................................................................................................................39
3-4-1-2- شکاف سیاسی.....................................................................................................................................40
3-4-1-3- شکاف اقتصادی..................................................................................................................................40
3-4-2-سطح تحلیل فرامنطقه ای ...................................................................................................................41
3-4-3- سطح تحلیل منطقه‎ای..........................................................................................................................44
عنوان صفحه
فصل چهارم: واکاوی نقش ترکیه، عربستان سعودی و قطر در بحران سوریه
بخش اول: نقش ترکیه در بحران سوریه
4-1- مقدمه..............................................................................................................................................................48
4-2- روابط ترکیه و سوریه در دوران معاصر....................................................................................................49
4-3- عوامل اختلاف انگیز در روابط ترکیه و سوریه......................................................................................51
4-3-1- اختلاف ارضی بر سر استان هاتای.......................................................................................................51
4-3-2- مسأله تقسیم آب.....................................................................................................................................52
4-3-3- مسأله کردها.............................................................................................................................................53
4-4- تحولی کوتاه در روابط دو کشور................................................................................................................55
4-5- نگاه دوباره ترکیه به خاورمیانه.................................................................................................................56
4-6- رویکرد سیاست خارجی ترکیه در قبال بحران سوریه..........................................................................57
4-6-1- مرحله ی اول؛ نصحیت و ارشاد............................................................................................................58
4-6-2- مرحله ی دوم؛ تهدید و فشار................................................................................................................58
4-7- دلایل تغییر رویکرد سیاست خارجی ترکیه در قبال تحولات سوریه..............................................62
4-7-1- توجه به منافع ملی.................................................................................................................................62
4-7-2- ایفای نقش رهبری ................................................................................................................................63
4-7-3- ایجاد تغییر در موازنه ی منطقه ای....................................................................................................64
4-8- چالش ها و فرصت های ترکیه نسبت به رویکرد خود در تحولات سوریه.......................................66
بخش دوم: نقش عربستان سعودی در بحران سوریه
4-9- روابط عربستان سعودی و سوریه..............................................................................................................70
4-10- رویکرد سیاست خارجی عربستان سعودی در قبال بحران سوریه.................................................70
عنوان صفحه
4-11- رویکرد تهاجمی به نظام وحمایت از معارضین...................................................................................72
4-12- دلایل اتخاذ رویکرد تهاجمی عربستان در قبال تحولات سوریه......................................................75
4-12-1- رقابت های منطقه ای و بین المللی، عربستان و سوریه...............................................................75
4-12-2- اختلافات ایدئولوژیکی: تقابل مقاومت با محافظه‌کاری عربی......................................................76
4-12-3- نزدیکی استراتژیک سوریه با ایران..................................................................................................77
4-12-4- رقابت با ایران و تغییر در موازنۀ قدرت منطقه ای........................................................................79
4-13- چالش ها و فرصت های عربستان سعودی نسبت به رویکرد خود در تحولات سوریه..............81
بخش سوم: نقش قطر در بحران سوریه    نکته مهم : هنگام انتقال متون از فایل ورد به داخل سایت بعضی از فرمول ها و اشکال (تصاویر) درج نمی شود یا به هم ریخته می شود یا به صورت کد نشان داده می شود ولی در سایت اصلی می توانید فایل اصلی را با فرمت ورد به صورت کاملا خوانا خریداری کنید: سایت مرجع پایان نامه ها (خرید و دانلود با امکان دانلود رایگان نمونه ها) : elmyar.net  
4-14- کوچکِ بلند پرواز.......................................................................................................................................84
4-15- رویکرد سیاست خارجی قطر در قبال بحران سوریه..........................................................................85
4-16- سازوکارهای قطر در بحران سوریه.........................................................................................................87
4-16-1- منابع مالی..............................................................................................................................................87
4-16-2- شبکه الجزیره........................................................................................................................................88
4-16-3- دخالت های نظامی.............................................................................................................................89
4-17- چالش ها و فرصت های قطر نسبت به رویکرد خود در تحولات سوریه.......................................91
4-18- نتیجه گیری...............................................................................................................................................92
فصل پنجم: نقش جمهوری اسلامی ایران در بحران سوریه
5-1- مقدمه...........................................................................................................................................................94
5-2- روابط ایران و سوریه...................................................................................................................................95
5-3- اهمیت نقش ایران در بحران سوریه......................................................................................................98
عنوان صفحه
5-4- رویکرد ایران در قبال بحران سوریه.....................................................................................................100
5-5- دلایل حمایت جمهوری اسلامی ایران از سوریه...............................................................................103
5-6- چالش ها و فرصت های ایران نسبت به رویکرد خود در تحولات سوریه....................................108
5-7- نتیجه گیری.............................................................................................................................................110
یافته ها و نتیجه گیری........................................................................................................................................111
منابع و مآخذ.........................................................................................................................................................117
منابع فارسی..........................................................................................................................................................117
منابع عربی............................................................................................................................................................122
منابع انگلیسی......................................................................................................................................................123
چکیده انگلیسی...................................................................................................................................................124
فصل اول:
کـلیات تحقـیق
طرح و تبیین موضوع بعد از پایان جنگ جهانی دوم تا به امروز، منطقه خاورمیانه از بحرانی‌ترین مناطق جهان بوده است. خاورمیانه به دلیل موقعیت ژئوپلیتیکی و دارا بودن ذخایر انرژی و حوزه های تمدنی و ایدئولوژیکی، محل تلاقی منافع و منازعه میان قدرت های منطقه ای و فرا منطقه ای بوده است. از آغاز سال 2011 نیز، خاورمیانه شاهد تحولات اساسی بوده است. در پی جنبش های مردمی و تحولات جدید در خاورمیانه و شمال آفریقا بسیاری از نظام های سیاسی و نظم منطقه ای تغییر یافته و الگو های مختلفی از تحولات در کشورهای مختلف رخ داده است که تفاوت های زیادی با هم داشته اند؛ در میان وضعیت سوریه با تمام کشورهای دیگر متفاوت است و تداوم و تشدید بحران در این کشور با درگیری مخالفین و دولت همچنین مداخله خارجی همراه است. اگر چه خواسته های مردمي در شکل گیری و تداوم بحران سوريه(مارس2011) نقش مهمی دارند اما با نگاهی به نقشه صف آرایی های منطقه، نقش عوامل خارجي در اين اعتراضات را نباید نادیده گرفت. با شکل گیری بحران سیاسی در سوریه، بازیگران داخلی، منطقه ای و فرا منطقه ای ذی نفع و تأثیر گذار، بر اساس منافع و علایق خود جهت گیری مختلفی را در رابطه با این کشور که از اهمیت ژئوپلیتیکی و ژئواستراتژیکی در منطقه نیز برخوردار است، اتخاذ نموده اند. بدیهی است که هرکدام از بازیگران تلاش می کنند محیط و قواعد بازی را به گونه ای هدایت و مدیریت کند که منافع حداکثری خود را در این کشور تضمین کند. در همین راستا می توان تداوم بحران در سوریه را ناشی از رقابت و تعارض شدید بین منافع راهبردی و رویکرد بین دو جریان متضاد «مقاومت» و «محافظه کار عربی» در منطقه خاورمیانه دانست. با آغاز بهار عربي شاهد بروز رقابت فزاینده ای بین جریان مقاومت در مقابل جریان محافظه کار در منطقه خاورميانه بوده ايم. تعارض منافع میان این دو جریان در بحران سوریه، بازی با حاصل جمع جبری صفر را ایجاد کرده است. این نوع نگاه مانع هر گونه سازش، و راه حل سیاسی برای خروج از بحران سیاسی در سوریه شده است. در یک طرف بحران سوریه جریان محافظه کار؛ شامل بازیگران منطقه ای مانند عربستان سعودی، قطر و ترکیه می باشد که رویکرد معطوف به تغییر رژیم در سوریه را دنبال می کنند و طرفدار راه حل نظامی در بحران سوریه می باشند. در همین راستا جريان محافظه كار در تلاش است با منزوی کردن سوریه، یکی از متحدان کلیدی ایران را در منطقه که پل ارتباطی با گروههاي مقاومت حزب الله و حماس هم هست، ضربه‌اي به اين جريان بزند. در طرف دیگر جریان موسوم به مقاومت که شامل بازیگرانی مانند جمهوری اسلامی ایران، حزب الله لبنان و در مقیاس کوچکتر عراق می باشند که خواستار حفظ دولت کنونی سوریه اگر چه با انجام برخی اصلاحات سیاسی و مشارکت دادن گروه های سیاسی دیگر در ساختار قدرت هستند. تغيير جهت سياست خارجي سوريه به طرف جريان محافظه كار باعث تغيير نقشه سياسي و قدرت در خاورميانه شده و ضربه جبران ناپذيري بر جريان مقاومت است؛ بنابراین هر يك از طرفين بحران با درك اين مطلب سعي در حفظ يا تغيير تحولات و اوضاع سوريه دارند.
قدرت های منطقه ای که در این پژوهش مورد بررسی قرار می گیرند، شامل: جمهوری اسلامی ایران، ترکیه، عربستان سعودی و قطر می باشند.
اهمیت و ضرورت تحقیقاهداف این تحقیق شامل بررسی موضع گیری، تعیین نقش، اهداف و سازوکارهای قدرت های اصلی منطقه ای تأثیرگذار در بحران سوریه می باشد. همچنین اشاره به اینکه کدامین عوامل باعث حساس شدن و ایفای نقش فعال بازیگران منطقه ای در بحران سوریه شده اند، ایفای اینگونه نقش چه فرصت ها و چالش هایی برای این بازیگران خواهد داشت؟ همچنین دلائل انتخاب موضوع عبارتند از : داشتن درک و شناخت صحیح از تحولات اخیر خاورمیانه، به خصوص تحولات جاری در سوریه، به عنوان کشور خط مقدم جبهه ی مقاومت و بازیگر تأثیرگذار و متحد استراتژیک جمهوری اسلامی ایران در منطقه. علاوه بر اهمیت موضوع، علاقه و کنجکاوی پژوهش گر نسبت به ارائه تصویری واقع بینانه از نقش و اهداف بازیگران منطقه ای در بحران سوریه باعث انتخاب این موضوع شده است.
سوال اصلی تحقیق
نقش قدرت های منطقه ای در تحولات سوریه چیست؟
فرضیه اصلی تحقيقرقابت، تضاد منافع و دیدگاه های متعارض قدرت های منطقه ای، موجب پیچیدگی، تشدید تحولات و تداوم بحران در سوریه شده است.
تعريف مفاهيم و اصطلاحات تحقيق1-5-1- قدرت منطقه ای
قدرت هایی هستند که اگر چه در صحنه بین الملل از توان فوق العاده ای برخوردار نیستند ولی در منطقه جغرافیایی خود از میزان قدرت بیشتری نسبت به دیگر کشورهای منطقه برخوردارند. این کشورها بر کشورهای موجود در منطقه خود تأثیر می گذارند و به شدت به دنبال هژمونی منطقه ای هستند؛ لیکن به نوبه خود تحت تاثیر قدرت های بزرگ جهانی هستند(مرشایمر،1388: 159). قدرت های منطقه ای که در این پژوهش مورد بررسی قرار می گیرند، شامل: جمهوری اسلامی ایران، عربستان سعودی، ترکیه و قطر می باشند.
1-5-2- بحران
وضعیت ناپایدار و متزلزلی است که در چارچوب آن تغییر قطعی _ بهتر یا بدتر _ در شرف وقوع است. در تعریف کلی نیز، بحران را می توان وضعیتی دانست که در آن فرایند دگرگونی در نظام به شکلی است که استواری و تعادل نظام به شدت و با نتیجه ای نامطمئن به خطر می افتد و ضرورت اقدام هر چه سریعتر برای اعاده آن یا برقراری نظم مجدد احساس می شود(Rapoport ,1968: 453).
1-5-3- موازنه قدرت
مفهومی که چگونگی مواجهه ی دولت با مشکلات مرتبط با امنیت ملی را در بستری از اتحادها و صف بندی ها ی تغییر یابنده توصیف می کند. نظام موازنه ناشی از گروه بندی منافع ملی منفرد و وابسته به یکدیگر در مقابل منافع ملی سایر کشورهاست. نظام مزبور در شرایطی شکل می گیرد که کشورهای معترض به وضع موجود خواهان تجدید نظر، امنیت قدرت های موجود را مورد تهدید قرار می دهند (پلنو؛ آلتون، 1378: 249).
1-5-4- ژئوپلیتیک
ژئوپلیتیک مفهومی ترکیبی است که در آن سه عنصر اصلی جغرافیا، قدرت و سیاست خصلتی ذاتی دارند. در واقع مسائل، موضوعات و پدیده‏های مورد توجه‏ ژئوپلیتیک به گونه‏ای با این سه عنصر ارتباط پیدا می‏نمایند. از اینرو موضوع ژئوپلیتیک روابط متقابل بین سه عامل جغرافیا، قدرت و سیاست می باشد(حافظ نیا، ۱۳۷۹: ۸۴-۸۵).
1-5-5- بیداری اسلامی
به مجموعه ای از تحولات که از سال 2011 در کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا رخ داد و منجر به سقوط چندین حاکم مستبد و تغییر رژیم های سیاسی در این کشور ها گردید بیداری اسلامی گفته می شود. لازم به ذکر است که در مورد نام گذاری این تحولات اتفاق نظر وجود ندارد؛ این تحولات و خیزش ها در ایران به عنوان «بیداری اسلامی» و در جهان غرب و کشورهای عربی به عنوان «بهار عربی» شناخته می شوند.
سوابق تحقیقعليرغم حساسيت و اهميت موضوع يكي از نكته هاي جالب توجه در ارتباط با آن كم توجهي محققان و پژوهندگان اين رشته به اين مسأله مي باشد و كمتر تحقيق و كتابي در اين زمينه يافت مي شود كه به طور خاص، دقيق و موشكافانه به بررسي بحران سوريه پرداخته باشد. در اين ارتباط تنها گزارشها و مقالاتي به چشم مي خورد كه به صورت کوتاه و به رویکرد خاص یکی از بازیگران تأثیرگذار در بحران سوریه پرداخته است.
همچنین کتاب هایی که اخیرا (92-90) به چاپ رسیده است به صورت کلی تحولات اخیر منطقه خاورمیانه را مورد بررسی قرار داده است. به همین دلیل اکثر مطالب نوشته شده در این حوزه در مجلات تخصصی، پژوهشنامه ها، مجلات و اینترنت است که به صورت جزئی و پراکنده به بررسی یک سطح، نقش و رویکرد یکی از بازیگران را مورد بررسی قرار داده است. اخیراً کتابی از سید امیر نیاکوئی با عنوان «کالبد شکافی انقلاب های معاصر در جهان عرب» از انتشارات میزان به چاپ رسیده است که در فصل ششم آن اشاره ای به ابعاد بین المللی بحران سوریه شده است. اما مقالات متعددی در مورد تحولات سوریه به رشته تحریر درآمده است. مقاله ای تحت عنوان «تحولات سوریه ریشه ها و چشم اندازها»، از حسین آجرلو (1390) فصلنامه مطالعات خاورمیانه موجود می باشد که به عوامل داخلی تحولات سوریه پرداخته است. مقاله دیگری تحت عنوان «بازیگران معارض در بحران سوریه: اهداف و رویکردها» از سید امیر نیاکوئی و حسین بهمنش (1391) در دسترس می باشد که نزدیک ترین مقاله به این پژوهش محسوب می شود که در آن به نقش آمریکا، عربستان سعودی و ترکیه پرداخته است. یا مقاله دیگری از علی اکبر اسدی تحت عنوان «بحران سوریه و تاثیر آن بر بازیگران و مسائل منطقه ای» در فصلنامه مطالعات راهبردی جهان اسلام، موجود می باشد که به تأثیرات منطقه ای بحران سوریه بر بازیگران منطقه ای اشاره شده است. مقاله ای دیگر به زبان عربی تحت عنوان «دول الخلیج ولازمه سوریا: مستویات التحرک و حصیله المواقف» از عمر الحسن در مرکز مطالعات الجزیره که به واکنش های دولت های خلیج فارس در قبال بحران سوریه به صورت فردی و در قالب اتحادیه عرب پرداخته است. از این رو بررسی در سوابق موضوع نشان از عدم انجام پژوهش مستقل در موضوع مورد بحث دارد. در واقع پژوهش حاضر با تمرکز بر نقش قدرت های تأثیر گذار در بحران سوریه و بررسی اهداف و رویکرد هرکدام از این بازیگران از ایفای نقش در این بحران در نوع خود پژوهشی نو به شمار می رود. زیرا در پژوهش حاضر به استراتژی چهار بازیگر مهم منطقه ای و تأثیر گذار بر بحران سوریه یعنی ترکیه، عربستان سعودی، قطر و جمهوری اسلامی ایران پرداخته شده است.
متغیرهای تحقیق
متغیر مستقل : قدرت های منطقه ای
متغیر وابسته : تحولات سوریه
روش تحقیقروش تحقیق مورد استفاده در این پژوهش توصیفی- تحلیلی است. روش توصیفی مجموعه ای از ارزشهاست که هدف آن توصیف کردن شرایط یا پدیده های مورد بررسی می باشد، همچنین در این تحقیق سعی شده است به روش تحلیلی پرداخته شود. شیوه جمع آوری و تدوین اطلاعات در این پژوهش نیز، بر مبنای روش کتابخانه ای است بدین معنا مطالب مورد استفاده در این پژوهش از کتب، مقالات، نشریات پژوهشی و تخصصی، اطلاعات مندرج در روزنامه های داخلی و خارجی و همچنین منابع موجود در اینترنت بدست آمده است.
1-9- موانع و محدوديت های تحقيقمشکل اصلی در این تحقیق آن است که مطالب نوشته شده در این حوزه (موضوع پایان نامه) می باشد علاوه بر کمبود منابع پژوهشی، عامل دیگر، اشاره به بخشی از موضوع و جانبدارانه بودن آن است؛ همچنین پراکندگی اطلاعات و دسترسی نداشتن به مدارک و اسناد به دلیل محرمانه بودن آن، از دیگر محدودیت های این تحقیق به شمار می رود.
1-10- سازماندهی تحقيق
پژوهش حاضر در کل از پنج فصل و یک نتیجه گیری تشکیل شده است. فصل اول کلیات را شامل می شود ؛ فصل دوم چهارچوب تئوریک را نشان می دهد که بر اساس تئوری موازنۀ قدرت می باشد. فصل سوم به اهمیت راهبردی سوریه در مناسبات منطقه ای و بین المللی، بررسی تحولات سوریه، چگونگی شکل گیری بحران، همچنین به بررسی سطوح تحلیل در بحران سوریه پرداخته می شود.
فصل چهارم به بررسی نقش کشورهای ترکیه، عربستان سعودی و قطر در تحولات سوریه پرداخته می شود و فصل پنجم به نقش جمهوری اسلامی ایران در تحولات سوریه پرداخته شده است. پایان بخش پژوهش نیز عبارت است یک نتیجه گیری از کل پژوهش و تحقیق است.
فصل دوم:
چارچوب نظری؛ موازنه قدرت
2-1- مقدمه
مهم ترین کارکرد نظریه های روابط بین الملل تبیین و توضیح رویدادهای جهانی و پیش بینی آینده ی آن است. در این میان گاه ممکن است رویدادی همزمان بر اساس چندین نظریه قابل تبیین باشد. برای تبیین رقابت های منطقه ای در تحولات اخیر سوریه که از مارس2011 آغاز شد، می توان از موازنۀ قدرت کمک گرفت. برای چند دهه متوالی تهدید، جنگ، بحران، تنش و بی ثباتی سیاسی، همواره از مشخصه های منطقه خاورمیانه بوده است که ایران، ترکیه و عربستان به عنوان بازیگران مهم منطقه ای در آن ایفای نقش نموده اند. لذا مصادیق تجربی و واقعیت های عینی خاورمیانه ای بیش از هر مدل دیگری با تئوری موازنه قدرت قابل تبیین و توصیف است.
2-2- تاریخچه موازنه قدرت
موازنه قدرت به عنوان یک موضوع تاریخی توسط پژوهشگران، نویسندگان و تئوریسین های مختلف مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. مطالعه این نوع نوشته ها پراکندگی و عدم هماهنگی در معنی این واژه در ذهن جوینده به وجود می آورد. تلاش برای فهم نظریه موازنه قوا در روابط بین الملل به بیش از پانصد سال پیش باز می گردد. به طور تلویحی پذیرفته شده است که : پیدایی و کاربرد این تئوری به هند و یونان باستان باز می گردد. علاوه بر این، موازنه قوا در حوزه مطالعات بین الملل و سیاست خارجی بسامد فراوانی داشته است. در پی این اهمیت و پیشینه است که عده ای موازنه قوا را شناخته شده ترین و احتمالاً مؤثرترین نظریه موجود برای توضیح ماهیت روابط بین الملل از قرن پانزده به بعد دانسته اند. پس از جنگ جهانی دوم، مورگنتا موازنه قوا را به صورت نظریه ای تدوین نمود و سپس متفکرانی چون اسپایکمن، آرون، کسینجر، مکیندر و راینهولت نیبور آن را کامل کردند. در خصوص نظریه موازنه قوا نظریه واحدی وجود ندارد. هر یک از نظریه ها از این فرضیه هسته ای واقع گرا الهام گرفته اند که دولت ها بازیگران اصلی نظام بین الملل هستند که تحت فشارهای نظام آنارشیک بین المللی، به طور عقلایی در پی افزایش قدرت و یا امنیت خودند. این نظریه بیش از هر چیز کوششی برای فهم هر چه بیشتر ثبات و صلح در سیاست بین الملل است(لیتل، 1389: 12).
موازنه قدرت به عنوان یک وضعیت ناشی از رضایت نسبی کشورها از تقسیم قدرت در میان آنان می باشد. موازنه قدرت به عنوان یک تمایل عمومی و قانون رفتار دولتها در پی پدید آمدن یک عامل بر هم زننده موازنه باعث ترس و وحشت اعضای سیستم خواهد گردید و آنان را به عکس العمل متقابل وا خواهد داشت. موازنه قدرت به عنوان راهنمای دولتمردان، آنان را به عاقلانه عمل کردن وا می دارد و به علاوه به آنان می آموزد که همیشه برای ایجاد اتحاد و ائتلاف در آمادگی کامل بسر برده، تا بدین نحو بتوانند با بر هم زننده موازنه مقابله نمایند. موازنه قدرت به عنوان اسلوبی برای حفظ خصوصیات سیستم بین المللی زمانی کاربرد دارد که تمام اعضای جامعه بین المللی بخواهند از این طریق هویت، استقلال و تمامیت ارضی خود را حفظ کنند( علی بابایی، 1370: 17). موازنه‌ی قدرت، قانون رفتار دولتهاست، بدین معنا که آنان در صورت رویارویی با قدرتی متجاوز و برهم‌زننده‌ی تعادل، به تأسیس یک ائتلاف متوازن‌کننده مبادرت ورزیده و از ظهور قدرتی مسلط و برتر جلوگیری می‌کنند(دوئرتی و گراف، 1372: 67).
2-3- شیوه های تامین و حفظ موازنۀ قدرت
اصول عمده نظریه موازنه قدرت را بدینگونه می توانیم بیان کنیم : تعداد کثیری از ملل را که میزان قدرتشان با یکدیگر فرق دارد در نظر میگیریم که هر کدام از آنها می کوشد قدرت خود را به میزانی مناسب و مقدور بالا برد. در نتیجه تلاش و کوششی که آنان در جهت ایجاد نظام کامل موازنه به کار می بندند نظام موازنه قدرت شکل می گیرد. بدین معنی که ملل مختلف حتی با یکدیگر متحد می شوند بطوریکه هیچ ملتی به تنهایی یا گروهی از ملل به طور دسته جمعی به آن اندازه قوی نشوند که بتوانند سایرین را ببلعند. در دوران صلح، موازنه های متعدد و جداگانه ای از قدرت ممکن است در قسمت های جهان وجود داشته باشد، ولی در هنگام بحران های سیاسی تنها یک موازنه قدرت حکمفرما خواهد بود. این امر چندان خلاف انتظار نیست، زیرا هنگام بحران های سیاسی مبارزه بزرگی در طریق تحصیل قدرت در دنیا گسترش می یابد (سیف زاده، 1385: 56)؛ دولت ها همچنین تلاش می کنند به روش های کم و بیش معقول ابزارهای موجود را بکارگیرند... که به دو گروه دسته بندی می شوند: کوشش های داخلی (حرکت هایی برای افزایش توان اقتصادی، برای افزایش قدرت نظامی، برای پیشبرد راهبردهای هوشمندانه) و کوشش های خارجی (حرکت هایی در جهت تقویت و گسترش اتحادهای خود یا تضعیف یا نابودی اتحادهای مقابل) (امرسون، 1381: 125). مورگنتا ایجاد توازن را از طریق«کاهش وزن کفۀ سنگین تر» و «افزایش وزن کفۀ سبک تر» عملی می داند و برای آنها تاکتیک هایی ذکر می کند: 1. تفرقه بینداز و حکومت کن، و 2. افزایش قدرت دولت ضعیف تر که شیوه های غرامت، کاهش و افزایش تسلیحات و اتحادها، ابزار آنند.(مورگنتا، 1379: 303) توضیح آنکه هرگاه سنگینی قدرت یکی از دو کفه بر دیگری سخت چربید دولت هایی که در کفه مقابل قرار دارند دو راه در پیش دارند. یا بر قدرت خود بیفزایند یا آنکه در پی کاهش قدرت رقبای خویش برآیند.

از جمله راههای حفظ موازنه قدرت می توان به موارد ذیل اشاره کرد:
تسلیحات نظامی: کوتاه ترین راه به دست آورده قدرت، تامین اسلحه می باشد. البته گاهی خلع سلاح صورت می گیرد.( معمولاً در مذاکرات )
تصرف اراضی به عنوان جبران قدرت: از جمله روش های مهم افزایش قدرت دولتی آن است که اراضی مناسب بیشتری به دست آورد. این فعالیت ممکن است از سر اضطرار صورت گیرد، یعنی زمانی شکل می گیرد که یکی از دولتهایی که در کفه دیگر موازنه قرار دارد صاحب قدرت اضافی شود و موازنه را مختل سازد. در نتیجه این اختلال، دولتی که در کفه مقابل موازنه قرار دارد بلافاصله دست به اقداماتی برای افزایش قدرت خویش می زند تا کسر قدرت خویش راجبران نماید.
 ایجاد منطقه حایل: دو قدرت بزرگ را از یکدیگر دور نگه می دارد و در نتیحه از خطر تصادم می کاهد.
 مداخله در امور داخلی: هیچگاه نمی توان به صمیمیت حتی متحدین اطمینان داشت. چراغ راهنمای فعالیت هر کشور منافع آن کشور است. منافع باعث می شود که هر کشور تلاش یا تغییر جهت و روش بدهند یا وارد بازی خطرناکی بشوند. از دولتی حتی بزرگ انتظار می رود که به هنگام تغییر موازنه قدرت تلاش کند تا متحد از دست رفته ای را دوباره در سلک اتحاد خویش وارد سازد یا با مداخله در امور داخلی کشور و روی کار آوردن حکومت مساعدی در آن جا متحد تازه ای به دست بیاورند تا موازنه را دوباره برقرار سازند.
موازنه خودکار و نیروی موازنه دهنده: نیروی خنثی در زمان عادی اما وقتی کفه ای سنگین شد وارد صحنه موازنه می شود و با پیوستن به ضعیف باعث حفظ موازنه می شود ، این نیرو برایش حفظ موازنه مهم است(سیف زاده، 1385: 58-57).
2-4- رویکردهای نظری به موازنه قدرت
تأثیر تمامیت و دامنه شمول و موفقیت تبیینی علوم طبیعی در حوزه تفکر سیاسی – بین المللی چندان شدت داشته است که با همه بازنگری ها معرفت شناختی در علم الاجتماع، هنوز هم رگه های آن تأثیرها به صورت اهتمام نظریه پردازان برای بخشیدن ماهیتی ابژکتیو به نگرش خود، سبب قوام گرفتن جوهره ای مادی در این نظریه ها شده، تا جایی که چنین ماهیتی به سند اعتبار نظریه بدل شده است. توازن قوا/ موازنه قدرت نیز به عنوان نظریه ای محوری در عرصه سیاست بین الملل از این تأثیر مصون و بی بهره نمانده است.
در میان قائلان به مادیت امر توازن قوا / موازنه قدرت، واقع گرایان نقش کانونی دارند و در مباحث آنها، این نظریه محوریت دارد. جالب اینکه خود آنان نیز در این زمینه وفاق ندارند و جالب تر اینکه عمده پراکندگی ها، برآمده از مناظرات درون گفتمانی همین واقع گرایان است. از این مناظرات دو برداشت متعارض صورت می گیرد که یکی سترونی رویکرد واقع گرایان و سرآمدن تاریخ مصرف آن را نتیجه می گیرد و دیگری به عکس، آن را دال بر درک پیچیده تر واقع گرایی از سیاست بین الملل و به طور اخص توازن قوا / موازنه قدرت می انگارد(لیتل، 1389: 15).
2-4-1- نظریه کلاسیک واقع گرا
از جمله مهمترین نظریه های توازن قوا / موازنه قدرت، نظریه مورگنتاست که حاصل بازسازی تاریخی سه سده فاصل میان معاهدات وستفالیا (1648) و پایان جنگ جهانی دوم (1945) است. نگرش مورگنتا نگرشی سرزمین محور و استراتژی مدار است که در کنار سایر واقع گرایان، از کلاسیک ها گرفته تا متأخران، اساس کارشان مفهوم سازی قدرت است(لیتل، 1389: 16)؛ از نظر مورگنتا، اساس مفهوم موازنه بر دو پیش فرض اساسی بنا نهاده شده است: اولاً عناصری که باید متوازن گردند برای جامعه ضروری هستند یا حق وجود دارند، و ثانیاً، بدون حالت تعادل میان آنها، یکی از عناصر بر دیگران تفوق می یابد، به منافع و حقوق آنها تجاوز می کند و ممکن است نهایتاً دیگران را نابود و مضمحل کند و جایگزین آنها شود. اما از آنجا که هدف، علاوه بر حفظ همه عناصر سیستم، ثبات آن است، هدف تعادل باید جلوگیری از تفوق یکی از عناصر بر دیگری باشد. حفظ تعادل به این ترتیب صورت می گیرد که عناصر مختلف مجاز باشند گرایشهای متضاد خود را تا نقطه ای ادامه دهند که گرایش هیچیک از آنها چنان قوی نباشند که بر گرایش سایر عناصر تفوق یابد، اما گرایش هر یک به آن اندازه ای قوی باشد که مانع از تفوق سایرین بر خود شود(مورگنتا، 1389: 289).
از نگاه مورگنتا، موازنه قدرت به مثابه پیامد طبیعی و اجتناب ناپذیر مبارزه قدرت، عمری به درازای تاریخ دارد، اما اندیشه نظری منظم، که در قرن شانزدهم آغاز شد، و در سده های نوزدهم و بیستم به اوج خود رسید، عموما موازنه قدرت را ابزاری حراستیمي دانند که اتحادی از دولتها، که نگران استقلال خود هستند، در مقابل طرحهای دولتی دیگر برای سلطه جهانی، که در آن زمان پادشاهی جهانی نامیده می شدند، از آن استفاده می کنند.(همان،315) برداشت مورگنتا از مفهوم توارن، بر گرفته از علوم طبیعی است. او هدف توازن را ممانعت از تفوق یکی از عناصر بر دیگری و نتیجه آن را پویایی و ماندگاری جمعی می داند.
مورگنتا توازن قوا / موازنه قدرت را پدیده ای اجتماعی عامی می داند که کارکردهای آن در سطح داخلی و بین المللی و همچنین نتایج آن متفاوت است. این تفاوت منبعث از تفاوت بنیادینی است که واقع گرایان میان جامعه داخلی و نظام بین الملل قائلند و تحت عناوینی چون متمرکز بودن و نامتمرکز بودن جامعه داخلی و نظام بین الملل، فقدان اقتدار – مرجعیت، تشابه کارکردی و تخصص یافتگی کارکردها عرضه داشته اند. مورگنتا توازن قوا / موازنه قدرت، را در سیاست داخلی در چارچوب نسبتاً ثابت جامعه ای یکپارچه که اجتماع قوی و قدرت بلامنازع حکومت مرکزی آن را حفظ می کند می بیند، حال آنکه نظام بین الملل، اجتماع را ضعیف و اقتدار مرکزی را غایب می داند و در چنین شرایطی ثبات جامعه و آزادی بخش های تشکیل دهنده آن را تا حد زیادی منوط به عملکرد توازن قوا / موازنه قدرت می پندارد(لیتل، 1389: 17).
مورگنتا توازن قوا / موازنه قدرت را به حیطه های ریزتر و عینی تر هم می کشاند. او فرایند ایجاد توازن را از طریق «کاهش وزن کفه سنگین تر» و «افزایش وزن کفه سبک تر» عملی می داند و برای آنها تاکتیک هایی ذکر می کند : 1. تفرقه بینداز و حکومت کن، و 2. افزایش قدرت دولت ضعیف تر که شیوه های غرامت، کاهش و افزایش تسلیحات و اتحادها، ابزار آنند. در کنار مفاهیم توازن و موازنه مورگنتا عنصر سومی را نیز بر می شمرد که همچون حسگری عمل می کند که هر گاه توازن میان دو ائتلاف را در حال تغییر ببیند، وارد عمل می شود و از طریق افزودن وزن خود به کفه در حال سبک شدن، توازن را اعاده می کند وی این عامل را «حافظ توازن» می نامد و نمونه ی آن را بریتانیای کبیر در حفظ توازن قوا در اروپا معرفی می کند(لیتل، 1389: 19).
2-4-2- تلقی نو واقع گرایانه از توازن قوا
نو واقع گرایان نیز جایگاهی محوری برای توازن قوا / موازنه قدرت قائل شده اند. پدر نو واقع گرایی یعنی کنت والتز (1979)، نگاه تاریخی کلاسیک را رها کرده، نگرشی ساختاری به سیاست بین الملل بر می گزیند(ليتل،1389: 20). از دید والتز نظریه موازنه قوا با این فرض شروع می شود که دولت ها حداقل خواهان حفظ خود و در طیف حداکثری استیلای جهانی می باشند. دولت ها از روش های مختلفی برای رسیدن به این هدف استفاده می نمایند. این ابزارها به دو دسته تقسیم می گردند :
تلاش های داخلی از جمله افزایش توانایی اقتصادی، توان نظامی و اتخاذ استراتژی های هوشمندانه می باشد.
تلاش های معطوف به خارج است. مانند گسترش و تقویت اتحادهای خودی و یا تضعیف اتحادهای مخالف.
بازی استراتژیک خارجی نیاز به دو یا چند بازیگر خواهد داشت. در این میان روش جبران بی تعادلی خارجی در مراحل اولیه داخلی است. شرط تحقق نظریه نیز همزیستی دو یا چند دولت در درون یک سیستم مبتنی بر خودیاری است. بر این اساس نظریه موازنه قوا در مقام مقایسه با حوزه اقتصادی، نوعی نظریه خرد می باشد.سیستم بین الملل مانند بازار اقتصادی توسط اقدامات و تعاملات واحدهای خود شکل می گیرد و نظریه بر اساس مفروضاتی در مورد رفتارهای آن شکل می گیرد(قاسمی، 1390: 477).
به طور کلی از دید والتز نظریه موازنه قوا در مورد نتایج ناشی از اقدامات ناخواسته دولت هاست و مفروضاتی را در مورد منافع و انگیزه دولت ها و تبیین آنها بیان می کند. در بنیان گذاری و ترسیم نظریه مذکور اصول متعددی را مطرح می نمایدکه مهمترین آنها عبارتند از :
جایگاه دولت ها بر رفتار آنها مؤثر است،
دولت ها برای توازن قدرت تلاش می کنند تا به حداکثر رساند آن،
نظریه موازنه قوا عرصه سیاست بین الملل را به عنوان گستره رقابتی تصور می نماید. سرنوشت هر دولت بستگی به پاسخ های آن به رفتار دولت های دیگر دارد. رقابت تمایل به یکسان بودن رقابت کنندگان را ایجاد می کند.
تاثیر رقابت، صرفا محدود به گستره نظامی نیست. جامعه پذیری نسبت به سیستم نیز رخ می دهد ( قاسمي، 1390: 478).
والتز انتظارات زیر را از موازنه قوا مطرح می کند :
دولت ها در رفتار توازن بخشی درگیر می شوند و این الزاما به معنای توازن قدرت نیست،
سیستم تمایل شدید به قدرت دارد ولی انتظار بر آن نیست که توازن به صورت دفعی ایجاد شود یا حفظ و پایدار باشد،
توازن قوایی که به صورت دفعی از بین برود، مجددا ایجاد خواهد شد،
توازن قوا مکرراً شکل می گیرد،
با توجه به رقابتی بودن سیستم دولت ها، ویژگی رقباء مشخص خواهد شد،
دولت ها از یکدیگر تقلید می نمایند و بنابر این نسبت به این سیستم جامعه پذیر شده یا خواهند شد(همان: 479).
موضوع دیگر در نظریه سازی موازنه قوا والتز تعدد بازیگران می باشد. به نظر وی با وجود تعداد زیاد دولت ها در سیستم بین الملل، تعداد کمی از قدرت های بزرگ در آن وجود دارند. سیستم های بزرگ و کوچک با یکدیگر متفاوت می باشند. والتز برای تبیین موضوع از منطق اقتصادی بهره می گیرد. ساختار بازار از بعد ریشه ای فرد دگراست، از بعد نسلی خود بخودی است و از بعد ترکیب متجانس است. و تفاوت نه در کارکردها و ویژگی بازیگران بلکه بر اساس توزیع توانایی بین آنهاست. به این سبب متغیر تعداد نقش مهمی در تمایز دارد. در این راستا والتز اصول زیر را مطرح می کند:
اقتصادیون بر این باورند که بیش از هر عامل دیگر اندازه نسبی شرکت، بقاء آن را شرکت را تامین می کند، شرکت های بزرگ راه های مختلفی برای حفظ خود دارند؛
ثبات با توجه به مشکلات تازه وارد ها در رقابت با شرکت های مستقر و درای جایگاه در بازار افزایش می یابد؛
هرچه سد و موانع بیشتر باشد، تعداد کمی می توانند از آن عبور نمایند و بنا بر ایجاد موانع بیشتر در برابر تازه واردها، ثبات بیشتر سیستم را در پی خواهد داشت؛
با افزایش تعداد واحدها هزینه چانه زنی نیز افزایش خواهد یافت؛
با افزایش تعداد انگیزه هر کدام از طرف ها به صورت فردی در تحمل هزینه ها افزایش می یابد؛
با کاهش تعداد اعضاء سیستم، انگیزه طرف ها در حفظ سیستم افزایش خواهد یافت؛
هر چه گروه افزایش یابد هزینه اجرای توافقات و دستاوردهای احتمالی به صورت نامتناسب تری توزیع می گردد؛
تنوع طرف ها، مشکلات دستیابی به توافق را افزایش می دهد؛
به علت تاثیر توافق و مطلوبیت حفظ یا اصلاح آن در طی زمان، نحوه نظارت بر اعضاء به مشکل جدی تبدیل می شود؛
هر چه تعداد طرف ها افزایش یابد، مشکل پیش بینی و بررسی رفتار طرف ها نیز بیشتر بروز خواهد کرد.
البته اینکه کوچکتر بهتر است و اینکه سیستم دوتایی از همه بهتر است باید منوط به این موضوع شود که فقط برای رسیدن به هدف خاص و نه هر نتیجه ای که طرف ها دنبال می کنند (قاسمی، 1390: 479).
و سرانجام وابستگی متقابل در سیستم مطرح می نماید و در این قالب دو موضوع زیر مد نظر وی قرار می گیرد:
وابستگی متقابل در قالب حساسیت و آسیب پذیری تعریف می شود.
به علت اینکه دولت ها واحدهایی مشابه هستند، وابستگی متقابل بین آنها در مقایسه داخلی پایین است (همان: 480).
به طور کلی نظریه موازنه قوا والتز را می توان به صورت زیر ترسیم نمود :
شکل 1 - 1 : والتز و نظریه موازنه قوا
نظریه موازنه قوا به عنوان مکمل نظریه سیستمی (دیدگاه والتز)
اصول زیربنایی نظریه موازنه قدرت
تلاش دولت ها برای توازن قدرت نه به حداکثر رساندن قدرت
عرصه سیاست بین الملل به عنوان گستره رقابت
تمایل به شباهت رقابت کنندگان
جامعه پذیر شدن دولت ها به سیستم رقابتی
الیگوپلی بودن سیاست بین الملل
شکل گیری و زوال مکرر موازنه قدرت
فرد گرا بودن سیستم بین الملل
خودبخودی و ترکیب متجانس
شباهت کارکردی بین دولت ها، مهم بودن توزیع توانایی ها، مهم شدن تعداد بازیگران در موازنه
منطق والتز در تبیین تعداد طرف ها:
بهره گیری از منطق اقتصادیون:
مهم بودن اندازه نسبی شرکت در بقاء آنها
جلوگیری از ورود بازیگران تازه وارد و جدید و افزایش ثبات
تاثیر افزایش تعداد بر افزایش هزینه چانه زنی
تاثیر افزایش تعداد بر کاهش انگیزه تحمل هزینه ها
کاهش تعداد و افزایش انگیزه طرف ها در حفظ سیستم
افزایش تعداد و توزیع نامتناسب هزینه اجرای توافقات و دستاوردهای احتمالی
تنوع طرف ها و افزایش مشکلات دستیابی به توافق
افزایش تعداد طرف ها و افزایش معضل نظارت بر اعضاء در طی فرآیند زمان
بروز مشکل پیش بینی و بررسی رفتار طرف ها
2-5- موازنه قوا و مطالعات منطقه ای
در دوران پس از جنگ سرد، موازنه قدرت در دو سطح منطقه ای و جهانی مورد توجه قرار گرفته است. تغییر در ماهیت سیاست بین الملل منجر به شکل گیری گزینه های مختلفی در عرصۀ موازنه قدرت شده است(مصلی نژاد،134:1390). در حوزه مطالعات منطقه ای موازنه قوا از ویژگی خاصی برخوردار است. این ویژگی ها به ساخت فیزیکی منطقه بویژه بخش بندی داخلی آن، حضور بخش مداخله گر و پیوند آن باسیستم جهانی و سیستم های کنترل نظم آن مرتبط می باشد. از سوی دیگر سطح و میزان انسجام داخلی منطقه نیز بخش دیگری از ویژگی های سیستم موازنه قوا منطقه ای و الگوهای رفتاری مرتبط با آن را تشکیل می دهد. از این منظر سیستم موازنه قوا منطقه ای از بعد مدل فیزیکی دارای ویژگی هایی است که با مدل کلاسیک آن متفاوت می باشد. از این بعد سیستم و مواز نه قوای منطقه ای محل تلاقی دو نوع سیستم نظم سیستمی است؛ نخست هر منطقه جولانگاه دو نوع سیستم کنترلی است. از یک سو سیستم کنترل نظم جهانی و از سوی دیگر سیستم کنترل منطقه ای با یکدیگر برخورد می نمایند. در این میان قدرت مداخله گر منطقه ای به عنوان قدرت بزرگ جهانی حلقه چنین پیوندی است. از سوی دیگر تفاوت قدرت در سطح درون منطقه با سطح بین الملل الگوهای رفتاری خاصی را از ناحیه واحدها سبب می گردد(قاسمی، 1390: 493).
وظیفه موازنه قوا منطقه ای حفظ استقلال کشورها و جلوگیری از بلعیدن آنها توسط دولت قوی تر می باشد. به هر حال امروزه نیز مانند گذشته موازنه قوا در سطح عمومی و یا منطقه ای موجب ایجاد نظم می گردد. این سیستم نیز مانند عوامل دیگری چون حقوق بین الملل، مذاکره دیپلماتیک و جنگ در پی ایجاد جامعه ای است که در آن هیچ یک از کشورها به آن اندازه قوی نشود که داعیه تشکیل امپراطوری بزرگ و سلطه بر دیگران را داشته باشد(علی بابایی، 1370: 45-144). موازنه منطقه ای یکی از اصلی ترین شاخص های سیاست قدرت در دوران پس از جنگ سرد محسوب می شود. از آنجا که هر گاه موازنه قدرت دچار دگرگونی شود، زمینه برای شکل گیری منازعه و جنگ به وجود می آید، بنابراین بخشی از منازعات کنونی در روابط آمریکا، ایران، عربستان سعودی، ترکیه، سوریه را می توان انعکاس تغییر در توازن قدرت دانست.
2-6- نقش مؤلفه های ژئوپلیتیکی در موازنه منطقه ای
کشورهایی که در معرض تهدیدات ژئوپلیتیکی قرار می گیرند، بیش از سایر کشورها به توازن قدرت نیازمندند. کشورهای خاورمیانه و خلیج فارس در چنین شرایطی قرار دارند. همواره نشانه هایی از توازن قدرت ناپایدار در این حوزه جغرافیایی وجود دارد. علت اصلی آن را می توان مداخله قدرت های بزرگ در حوزه سیاست منطقه ای دانست. در چنین شرایطی است که تهدیدات فراروی واحدهای سیاسی به صورت دائمی در حال افزایش و پیچیدگی است(کاکس، 1387: 297). در همین راستا، تحولات اخیر در خاورمیانه را می توان به عنوان محور اصلی تغییر در موازنۀ قدرت منطقه ای دانست. هر گونه جابه جایی در ساخت قدرت سیاسی کشورهای منطقه، دارای پیامدهای راهبردی برای کشورهای مختلف خواهد بود. به عبارتی دیگر، جا به جایی قدرت و رهبران سیاسی در خاورمیانه نه تنها منجر به ایجاد خلاء قدرت در سطح منطقه ای می شود بلکه می توان آن را زمینه ساز دگرگونی های بنیادی تری در حوزۀ امنیت منطقه ای دانست. بنابراین تحولات مربوط به بهار خاورمیانه بر معادله قدرت و موازنه منطقه ای خاورمیانه تأثیر گذار خواهد بود. در این مورد می توان تحولات سوریه از مارس 2011 را در زمره عوامل تأثیر گذار بر نیازها و شکل بندی ها امنیتی ایران دانست. هر تحول منطقه ای می تواند بر چگونگی توازن قدرت بین کشورهای خاورمیانه و خلیج فارس تأثیر گذارد. با شکل گیری تحولات در منطقه خاورمیانه، کشورهایی همانند ترکیه، عربستان و قطر در صدد برآمدند تا بر موازنۀ منطقه ای تاثیر به جا گذارند برخی اقدامات انجام شده توسط ترکیه و عربستان سعودی را می توان در زمره عوامل و مؤلفه هایی دانست که توازن منطقه ای را تحت تأثیر قرار داده است. از جمله این عوامل می توان به حمایت های مالی، تسلیحاتی و لجستیکی کشورهایی همچون ترکیه، عربستان و قطر از مخالفان اسد، نام برد. این امر موازنه منطقه ای را تحت تأثیر قرار داده و منجر به بروز واکنش های جدیدی در فضای منطقه ای و بین المللی می شود. بنابراین بازیگرانی که نقش رقیب منطقه ای ایران ایفا می نمایند، تلاش دارند تا نقش ایران در برقراری امنیت منطقه ای در خاورمیانه را کاهش دهند. به همین دلیل از یک سو درصدد تغییر موازنه قدرت منطقه ای علیه جمهوری اسلامی ایران هستند، از سوی دیگر تلاش می کنند تا موج های جدید نوگرایی را در حوزه شکل بندی های قدرت منطقه ای تحت تاثیر قرار دهند(مصلی نژاد،1391: 35).
2-7- نظم های منطقه ای
2-7-1- تعریف منطقه :
منطقه به مجموعه ای از کشورها اشاره دارد که با جغرافیا و یک ویژگی مشترک یا بیشتر- مانند سطح توسعه، فرهنگ، یا نهادهای سیاسی- باهم در پیوندند. یک منطقه دسته ای از کشورهاست که از نظر سیاسی وابستگی متقابل داشته یا تصور می کنند که اینگونه هستند (دیوید و همکاران، 1392: 29).
2-7-2- ساختار نظام های منطقه ای
کانتوری و اشپیگل از چهار متغیر الگویی نام می برند که جریانات مختلف منطقه ای را تعیین می کنند و سبب تمایز آنها از یکدیگر می شوند. این چهار متغیر عبارتند از :
ماهیت و سطح انسجام یا میزان تشابه و مکمل بودن؛ هر چه انسجام یا تشابه بین واحدها بیشتر باشد شرایط برای ایجاد یک نظم منطقه ای مساعدتر است. همچنین میزان مبادلات بین این واحدها برای شناخت یک نظام منطقه ای، بسیار مهم است. شباهت سیاسی، اجتماعی، و اقتصادی همراه مجموعه ای از میراث تاریخی، فرهنگی، زبانی و قومی می تواند زمینه ای را برای انسجام درون یک منطقه یا نظام تابعه فراهم نماید.

فایل–286

3-3- چگونگی شکل گیری بحران سوریه.........................................................................................................35
3-4- سطوح تحلیل بحران سوریه.......................................................................................................................39
3-4-1- سطح تحلیل داخلی ..............................................................................................................................39
3-4-1-1- شکاف مذهبی- طایفه ای................................................................................................................39
3-4-1-2- شکاف سیاسی.....................................................................................................................................40
3-4-1-3- شکاف اقتصادی..................................................................................................................................40
3-4-2-سطح تحلیل فرامنطقه ای ...................................................................................................................41
3-4-3- سطح تحلیل منطقه‎ای..........................................................................................................................44
عنوان صفحه
فصل چهارم: واکاوی نقش ترکیه، عربستان سعودی و قطر در بحران سوریه
بخش اول: نقش ترکیه در بحران سوریه
4-1- مقدمه..............................................................................................................................................................48
4-2- روابط ترکیه و سوریه در دوران معاصر....................................................................................................49
4-3- عوامل اختلاف انگیز در روابط ترکیه و سوریه......................................................................................51
4-3-1- اختلاف ارضی بر سر استان هاتای.......................................................................................................51
4-3-2- مسأله تقسیم آب.....................................................................................................................................52
4-3-3- مسأله کردها.............................................................................................................................................53
4-4- تحولی کوتاه در روابط دو کشور................................................................................................................55
4-5- نگاه دوباره ترکیه به خاورمیانه.................................................................................................................56
4-6- رویکرد سیاست خارجی ترکیه در قبال بحران سوریه..........................................................................57
4-6-1- مرحله ی اول؛ نصحیت و ارشاد............................................................................................................58
4-6-2- مرحله ی دوم؛ تهدید و فشار................................................................................................................58
4-7- دلایل تغییر رویکرد سیاست خارجی ترکیه در قبال تحولات سوریه..............................................62
4-7-1- توجه به منافع ملی.................................................................................................................................62
4-7-2- ایفای نقش رهبری ................................................................................................................................63
4-7-3- ایجاد تغییر در موازنه ی منطقه ای....................................................................................................64
4-8- چالش ها و فرصت های ترکیه نسبت به رویکرد خود در تحولات سوریه.......................................66
بخش دوم: نقش عربستان سعودی در بحران سوریه
4-9- روابط عربستان سعودی و سوریه..............................................................................................................70
4-10- رویکرد سیاست خارجی عربستان سعودی در قبال بحران سوریه.................................................70
عنوان صفحه
4-11- رویکرد تهاجمی به نظام وحمایت از معارضین...................................................................................72
4-12- دلایل اتخاذ رویکرد تهاجمی عربستان در قبال تحولات سوریه......................................................75
4-12-1- رقابت های منطقه ای و بین المللی، عربستان و سوریه...............................................................75
4-12-2- اختلافات ایدئولوژیکی: تقابل مقاومت با محافظه‌کاری عربی......................................................76
4-12-3- نزدیکی استراتژیک سوریه با ایران..................................................................................................77
4-12-4- رقابت با ایران و تغییر در موازنۀ قدرت منطقه ای........................................................................79
4-13- چالش ها و فرصت های عربستان سعودی نسبت به رویکرد خود در تحولات سوریه..............81
بخش سوم: نقش قطر در بحران سوریه
4-14- کوچکِ بلند پرواز.......................................................................................................................................84
4-15- رویکرد سیاست خارجی قطر در قبال بحران سوریه..........................................................................85
4-16- سازوکارهای قطر در بحران سوریه.........................................................................................................87
4-16-1- منابع مالی..............................................................................................................................................87
4-16-2- شبکه الجزیره........................................................................................................................................88
4-16-3- دخالت های نظامی.............................................................................................................................89
4-17- چالش ها و فرصت های قطر نسبت به رویکرد خود در تحولات سوریه.......................................91
4-18- نتیجه گیری...............................................................................................................................................92
فصل پنجم: نقش جمهوری اسلامی ایران در بحران سوریه
5-1- مقدمه...........................................................................................................................................................94
5-2- روابط ایران و سوریه...................................................................................................................................95
5-3- اهمیت نقش ایران در بحران سوریه......................................................................................................98
عنوان صفحه
5-4- رویکرد ایران در قبال بحران سوریه.....................................................................................................100
5-5- دلایل حمایت جمهوری اسلامی ایران از سوریه...............................................................................103
5-6- چالش ها و فرصت های ایران نسبت به رویکرد خود در تحولات سوریه....................................108
5-7- نتیجه گیری.............................................................................................................................................110
یافته ها و نتیجه گیری........................................................................................................................................111
منابع و مآخذ.........................................................................................................................................................117
منابع فارسی..........................................................................................................................................................117
منابع عربی............................................................................................................................................................122
منابع انگلیسی......................................................................................................................................................123
چکیده انگلیسی...................................................................................................................................................124
فصل اول:
کـلیات تحقـیق
طرح و تبیین موضوع بعد از پایان جنگ جهانی دوم تا به امروز، منطقه خاورمیانه از بحرانی‌ترین مناطق جهان بوده است. خاورمیانه به دلیل موقعیت ژئوپلیتیکی و دارا بودن ذخایر انرژی و حوزه های تمدنی و ایدئولوژیکی، محل تلاقی منافع و منازعه میان قدرت های منطقه ای و فرا منطقه ای بوده است. از آغاز سال 2011 نیز، خاورمیانه شاهد تحولات اساسی بوده است. در پی جنبش های مردمی و تحولات جدید در خاورمیانه و شمال آفریقا بسیاری از نظام های سیاسی و نظم منطقه ای تغییر یافته و الگو های مختلفی از تحولات در کشورهای مختلف رخ داده است که تفاوت های زیادی با هم داشته اند؛ در میان وضعیت سوریه با تمام کشورهای دیگر متفاوت است و تداوم و تشدید بحران در این کشور با درگیری مخالفین و دولت همچنین مداخله خارجی همراه است. اگر چه خواسته های مردمي در شکل گیری و تداوم بحران سوريه(مارس2011) نقش مهمی دارند اما با نگاهی به نقشه صف آرایی های منطقه، نقش عوامل خارجي در اين اعتراضات را نباید نادیده گرفت. با شکل گیری بحران سیاسی در سوریه، بازیگران داخلی، منطقه ای و فرا منطقه ای ذی نفع و تأثیر گذار، بر اساس منافع و علایق خود جهت گیری مختلفی را در رابطه با این کشور که از اهمیت ژئوپلیتیکی و ژئواستراتژیکی در منطقه نیز برخوردار است، اتخاذ نموده اند. بدیهی است که هرکدام از بازیگران تلاش می کنند محیط و قواعد بازی را به گونه ای هدایت و مدیریت کند که منافع حداکثری خود را در این کشور تضمین کند. در همین راستا می توان تداوم بحران در سوریه را ناشی از رقابت و تعارض شدید بین منافع راهبردی و رویکرد بین دو جریان متضاد «مقاومت» و «محافظه کار عربی» در منطقه خاورمیانه دانست. با آغاز بهار عربي شاهد بروز رقابت فزاینده ای بین جریان مقاومت در مقابل جریان محافظه کار در منطقه خاورميانه بوده ايم. تعارض منافع میان این دو جریان در بحران سوریه، بازی با حاصل جمع جبری صفر را ایجاد کرده است. این نوع نگاه مانع هر گونه سازش، و راه حل سیاسی برای خروج از بحران سیاسی در سوریه شده است. در یک طرف بحران سوریه جریان محافظه کار؛ شامل بازیگران منطقه ای مانند عربستان سعودی، قطر و ترکیه می باشد که رویکرد معطوف به تغییر رژیم در سوریه را دنبال می کنند و طرفدار راه حل نظامی در بحران سوریه می باشند. در همین راستا جريان محافظه كار در تلاش است با منزوی کردن سوریه، یکی از متحدان کلیدی ایران را در منطقه که پل ارتباطی با گروههاي مقاومت حزب الله و حماس هم هست، ضربه‌اي به اين جريان بزند. در طرف دیگر جریان موسوم به مقاومت که شامل بازیگرانی مانند جمهوری اسلامی ایران، حزب الله لبنان و در مقیاس کوچکتر عراق می باشند که خواستار حفظ دولت کنونی سوریه اگر چه با انجام برخی اصلاحات سیاسی و مشارکت دادن گروه های سیاسی دیگر در ساختار قدرت هستند. تغيير جهت سياست خارجي سوريه به طرف جريان محافظه كار باعث تغيير نقشه سياسي و قدرت در خاورميانه شده و ضربه جبران ناپذيري بر جريان مقاومت است؛ بنابراین هر يك از طرفين بحران با درك اين مطلب سعي در حفظ يا تغيير تحولات و اوضاع سوريه دارند.
قدرت های منطقه ای که در این پژوهش مورد بررسی قرار می گیرند، شامل: جمهوری اسلامی ایران، ترکیه، عربستان سعودی و قطر می باشند.
اهمیت و ضرورت تحقیقاهداف این تحقیق شامل بررسی موضع گیری، تعیین نقش، اهداف و سازوکارهای قدرت های اصلی منطقه ای تأثیرگذار در بحران سوریه می باشد. همچنین اشاره به اینکه کدامین عوامل باعث حساس شدن و ایفای نقش فعال بازیگران منطقه ای در بحران سوریه شده اند، ایفای اینگونه نقش چه فرصت ها و چالش هایی برای این بازیگران خواهد داشت؟ همچنین دلائل انتخاب موضوع عبارتند از : داشتن درک و شناخت صحیح از تحولات اخیر خاورمیانه، به خصوص تحولات جاری در سوریه، به عنوان کشور خط مقدم جبهه ی مقاومت و بازیگر تأثیرگذار و متحد استراتژیک جمهوری اسلامی ایران در منطقه. علاوه بر اهمیت موضوع، علاقه و کنجکاوی پژوهش گر نسبت به ارائه تصویری واقع بینانه از نقش و اهداف بازیگران منطقه ای در بحران سوریه باعث انتخاب این موضوع شده است.
سوال اصلی تحقیق
نقش قدرت های منطقه ای در تحولات سوریه چیست؟
فرضیه اصلی تحقيقرقابت، تضاد منافع و دیدگاه های متعارض قدرت های منطقه ای، موجب پیچیدگی، تشدید تحولات و تداوم بحران در سوریه شده است.
تعريف مفاهيم و اصطلاحات تحقيق1-5-1- قدرت منطقه ای
قدرت هایی هستند که اگر چه در صحنه بین الملل از توان فوق العاده ای برخوردار نیستند ولی در منطقه جغرافیایی خود از میزان قدرت بیشتری نسبت به دیگر کشورهای منطقه برخوردارند. این کشورها بر کشورهای موجود در منطقه خود تأثیر می گذارند و به شدت به دنبال هژمونی منطقه ای هستند؛ لیکن به نوبه خود تحت تاثیر قدرت های بزرگ جهانی هستند(مرشایمر،1388: 159). قدرت های منطقه ای که در این پژوهش مورد بررسی قرار می گیرند، شامل: جمهوری اسلامی ایران، عربستان سعودی، ترکیه و قطر می باشند.
1-5-2- بحران    نکته مهم : هنگام انتقال متون از فایل ورد به داخل سایت بعضی از فرمول ها و اشکال (تصاویر) درج نمی شود یا به هم ریخته می شود یا به صورت کد نشان داده می شود ولی در سایت اصلی می توانید فایل اصلی را با فرمت ورد به صورت کاملا خوانا خریداری کنید: سایت مرجع پایان نامه ها (خرید و دانلود با امکان دانلود رایگان نمونه ها) : elmyar.net  
وضعیت ناپایدار و متزلزلی است که در چارچوب آن تغییر قطعی _ بهتر یا بدتر _ در شرف وقوع است. در تعریف کلی نیز، بحران را می توان وضعیتی دانست که در آن فرایند دگرگونی در نظام به شکلی است که استواری و تعادل نظام به شدت و با نتیجه ای نامطمئن به خطر می افتد و ضرورت اقدام هر چه سریعتر برای اعاده آن یا برقراری نظم مجدد احساس می شود(Rapoport ,1968: 453).
1-5-3- موازنه قدرت
مفهومی که چگونگی مواجهه ی دولت با مشکلات مرتبط با امنیت ملی را در بستری از اتحادها و صف بندی ها ی تغییر یابنده توصیف می کند. نظام موازنه ناشی از گروه بندی منافع ملی منفرد و وابسته به یکدیگر در مقابل منافع ملی سایر کشورهاست. نظام مزبور در شرایطی شکل می گیرد که کشورهای معترض به وضع موجود خواهان تجدید نظر، امنیت قدرت های موجود را مورد تهدید قرار می دهند (پلنو؛ آلتون، 1378: 249).
1-5-4- ژئوپلیتیک
ژئوپلیتیک مفهومی ترکیبی است که در آن سه عنصر اصلی جغرافیا، قدرت و سیاست خصلتی ذاتی دارند. در واقع مسائل، موضوعات و پدیده‏های مورد توجه‏ ژئوپلیتیک به گونه‏ای با این سه عنصر ارتباط پیدا می‏نمایند. از اینرو موضوع ژئوپلیتیک روابط متقابل بین سه عامل جغرافیا، قدرت و سیاست می باشد(حافظ نیا، ۱۳۷۹: ۸۴-۸۵).
1-5-5- بیداری اسلامی
به مجموعه ای از تحولات که از سال 2011 در کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا رخ داد و منجر به سقوط چندین حاکم مستبد و تغییر رژیم های سیاسی در این کشور ها گردید بیداری اسلامی گفته می شود. لازم به ذکر است که در مورد نام گذاری این تحولات اتفاق نظر وجود ندارد؛ این تحولات و خیزش ها در ایران به عنوان «بیداری اسلامی» و در جهان غرب و کشورهای عربی به عنوان «بهار عربی» شناخته می شوند.
سوابق تحقیقعليرغم حساسيت و اهميت موضوع يكي از نكته هاي جالب توجه در ارتباط با آن كم توجهي محققان و پژوهندگان اين رشته به اين مسأله مي باشد و كمتر تحقيق و كتابي در اين زمينه يافت مي شود كه به طور خاص، دقيق و موشكافانه به بررسي بحران سوريه پرداخته باشد. در اين ارتباط تنها گزارشها و مقالاتي به چشم مي خورد كه به صورت کوتاه و به رویکرد خاص یکی از بازیگران تأثیرگذار در بحران سوریه پرداخته است.
همچنین کتاب هایی که اخیرا (92-90) به چاپ رسیده است به صورت کلی تحولات اخیر منطقه خاورمیانه را مورد بررسی قرار داده است. به همین دلیل اکثر مطالب نوشته شده در این حوزه در مجلات تخصصی، پژوهشنامه ها، مجلات و اینترنت است که به صورت جزئی و پراکنده به بررسی یک سطح، نقش و رویکرد یکی از بازیگران را مورد بررسی قرار داده است. اخیراً کتابی از سید امیر نیاکوئی با عنوان «کالبد شکافی انقلاب های معاصر در جهان عرب» از انتشارات میزان به چاپ رسیده است که در فصل ششم آن اشاره ای به ابعاد بین المللی بحران سوریه شده است. اما مقالات متعددی در مورد تحولات سوریه به رشته تحریر درآمده است. مقاله ای تحت عنوان «تحولات سوریه ریشه ها و چشم اندازها»، از حسین آجرلو (1390) فصلنامه مطالعات خاورمیانه موجود می باشد که به عوامل داخلی تحولات سوریه پرداخته است. مقاله دیگری تحت عنوان «بازیگران معارض در بحران سوریه: اهداف و رویکردها» از سید امیر نیاکوئی و حسین بهمنش (1391) در دسترس می باشد که نزدیک ترین مقاله به این پژوهش محسوب می شود که در آن به نقش آمریکا، عربستان سعودی و ترکیه پرداخته است. یا مقاله دیگری از علی اکبر اسدی تحت عنوان «بحران سوریه و تاثیر آن بر بازیگران و مسائل منطقه ای» در فصلنامه مطالعات راهبردی جهان اسلام، موجود می باشد که به تأثیرات منطقه ای بحران سوریه بر بازیگران منطقه ای اشاره شده است. مقاله ای دیگر به زبان عربی تحت عنوان «دول الخلیج ولازمه سوریا: مستویات التحرک و حصیله المواقف» از عمر الحسن در مرکز مطالعات الجزیره که به واکنش های دولت های خلیج فارس در قبال بحران سوریه به صورت فردی و در قالب اتحادیه عرب پرداخته است. از این رو بررسی در سوابق موضوع نشان از عدم انجام پژوهش مستقل در موضوع مورد بحث دارد. در واقع پژوهش حاضر با تمرکز بر نقش قدرت های تأثیر گذار در بحران سوریه و بررسی اهداف و رویکرد هرکدام از این بازیگران از ایفای نقش در این بحران در نوع خود پژوهشی نو به شمار می رود. زیرا در پژوهش حاضر به استراتژی چهار بازیگر مهم منطقه ای و تأثیر گذار بر بحران سوریه یعنی ترکیه، عربستان سعودی، قطر و جمهوری اسلامی ایران پرداخته شده است.
متغیرهای تحقیق
متغیر مستقل : قدرت های منطقه ای
متغیر وابسته : تحولات سوریه
روش تحقیقروش تحقیق مورد استفاده در این پژوهش توصیفی- تحلیلی است. روش توصیفی مجموعه ای از ارزشهاست که هدف آن توصیف کردن شرایط یا پدیده های مورد بررسی می باشد، همچنین در این تحقیق سعی شده است به روش تحلیلی پرداخته شود. شیوه جمع آوری و تدوین اطلاعات در این پژوهش نیز، بر مبنای روش کتابخانه ای است بدین معنا مطالب مورد استفاده در این پژوهش از کتب، مقالات، نشریات پژوهشی و تخصصی، اطلاعات مندرج در روزنامه های داخلی و خارجی و همچنین منابع موجود در اینترنت بدست آمده است.
1-9- موانع و محدوديت های تحقيقمشکل اصلی در این تحقیق آن است که مطالب نوشته شده در این حوزه (موضوع پایان نامه) می باشد علاوه بر کمبود منابع پژوهشی، عامل دیگر، اشاره به بخشی از موضوع و جانبدارانه بودن آن است؛ همچنین پراکندگی اطلاعات و دسترسی نداشتن به مدارک و اسناد به دلیل محرمانه بودن آن، از دیگر محدودیت های این تحقیق به شمار می رود.
1-10- سازماندهی تحقيق
پژوهش حاضر در کل از پنج فصل و یک نتیجه گیری تشکیل شده است. فصل اول کلیات را شامل می شود ؛ فصل دوم چهارچوب تئوریک را نشان می دهد که بر اساس تئوری موازنۀ قدرت می باشد. فصل سوم به اهمیت راهبردی سوریه در مناسبات منطقه ای و بین المللی، بررسی تحولات سوریه، چگونگی شکل گیری بحران، همچنین به بررسی سطوح تحلیل در بحران سوریه پرداخته می شود.
فصل چهارم به بررسی نقش کشورهای ترکیه، عربستان سعودی و قطر در تحولات سوریه پرداخته می شود و فصل پنجم به نقش جمهوری اسلامی ایران در تحولات سوریه پرداخته شده است. پایان بخش پژوهش نیز عبارت است یک نتیجه گیری از کل پژوهش و تحقیق است.
فصل دوم:
چارچوب نظری؛ موازنه قدرت
2-1- مقدمه
مهم ترین کارکرد نظریه های روابط بین الملل تبیین و توضیح رویدادهای جهانی و پیش بینی آینده ی آن است. در این میان گاه ممکن است رویدادی همزمان بر اساس چندین نظریه قابل تبیین باشد. برای تبیین رقابت های منطقه ای در تحولات اخیر سوریه که از مارس2011 آغاز شد، می توان از موازنۀ قدرت کمک گرفت. برای چند دهه متوالی تهدید، جنگ، بحران، تنش و بی ثباتی سیاسی، همواره از مشخصه های منطقه خاورمیانه بوده است که ایران، ترکیه و عربستان به عنوان بازیگران مهم منطقه ای در آن ایفای نقش نموده اند. لذا مصادیق تجربی و واقعیت های عینی خاورمیانه ای بیش از هر مدل دیگری با تئوری موازنه قدرت قابل تبیین و توصیف است.
2-2- تاریخچه موازنه قدرت
موازنه قدرت به عنوان یک موضوع تاریخی توسط پژوهشگران، نویسندگان و تئوریسین های مختلف مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. مطالعه این نوع نوشته ها پراکندگی و عدم هماهنگی در معنی این واژه در ذهن جوینده به وجود می آورد. تلاش برای فهم نظریه موازنه قوا در روابط بین الملل به بیش از پانصد سال پیش باز می گردد. به طور تلویحی پذیرفته شده است که : پیدایی و کاربرد این تئوری به هند و یونان باستان باز می گردد. علاوه بر این، موازنه قوا در حوزه مطالعات بین الملل و سیاست خارجی بسامد فراوانی داشته است. در پی این اهمیت و پیشینه است که عده ای موازنه قوا را شناخته شده ترین و احتمالاً مؤثرترین نظریه موجود برای توضیح ماهیت روابط بین الملل از قرن پانزده به بعد دانسته اند. پس از جنگ جهانی دوم، مورگنتا موازنه قوا را به صورت نظریه ای تدوین نمود و سپس متفکرانی چون اسپایکمن، آرون، کسینجر، مکیندر و راینهولت نیبور آن را کامل کردند. در خصوص نظریه موازنه قوا نظریه واحدی وجود ندارد. هر یک از نظریه ها از این فرضیه هسته ای واقع گرا الهام گرفته اند که دولت ها بازیگران اصلی نظام بین الملل هستند که تحت فشارهای نظام آنارشیک بین المللی، به طور عقلایی در پی افزایش قدرت و یا امنیت خودند. این نظریه بیش از هر چیز کوششی برای فهم هر چه بیشتر ثبات و صلح در سیاست بین الملل است(لیتل، 1389: 12).
موازنه قدرت به عنوان یک وضعیت ناشی از رضایت نسبی کشورها از تقسیم قدرت در میان آنان می باشد. موازنه قدرت به عنوان یک تمایل عمومی و قانون رفتار دولتها در پی پدید آمدن یک عامل بر هم زننده موازنه باعث ترس و وحشت اعضای سیستم خواهد گردید و آنان را به عکس العمل متقابل وا خواهد داشت. موازنه قدرت به عنوان راهنمای دولتمردان، آنان را به عاقلانه عمل کردن وا می دارد و به علاوه به آنان می آموزد که همیشه برای ایجاد اتحاد و ائتلاف در آمادگی کامل بسر برده، تا بدین نحو بتوانند با بر هم زننده موازنه مقابله نمایند. موازنه قدرت به عنوان اسلوبی برای حفظ خصوصیات سیستم بین المللی زمانی کاربرد دارد که تمام اعضای جامعه بین المللی بخواهند از این طریق هویت، استقلال و تمامیت ارضی خود را حفظ کنند( علی بابایی، 1370: 17). موازنه‌ی قدرت، قانون رفتار دولتهاست، بدین معنا که آنان در صورت رویارویی با قدرتی متجاوز و برهم‌زننده‌ی تعادل، به تأسیس یک ائتلاف متوازن‌کننده مبادرت ورزیده و از ظهور قدرتی مسلط و برتر جلوگیری می‌کنند(دوئرتی و گراف، 1372: 67).
2-3- شیوه های تامین و حفظ موازنۀ قدرت
اصول عمده نظریه موازنه قدرت را بدینگونه می توانیم بیان کنیم : تعداد کثیری از ملل را که میزان قدرتشان با یکدیگر فرق دارد در نظر میگیریم که هر کدام از آنها می کوشد قدرت خود را به میزانی مناسب و مقدور بالا برد. در نتیجه تلاش و کوششی که آنان در جهت ایجاد نظام کامل موازنه به کار می بندند نظام موازنه قدرت شکل می گیرد. بدین معنی که ملل مختلف حتی با یکدیگر متحد می شوند بطوریکه هیچ ملتی به تنهایی یا گروهی از ملل به طور دسته جمعی به آن اندازه قوی نشوند که بتوانند سایرین را ببلعند. در دوران صلح، موازنه های متعدد و جداگانه ای از قدرت ممکن است در قسمت های جهان وجود داشته باشد، ولی در هنگام بحران های سیاسی تنها یک موازنه قدرت حکمفرما خواهد بود. این امر چندان خلاف انتظار نیست، زیرا هنگام بحران های سیاسی مبارزه بزرگی در طریق تحصیل قدرت در دنیا گسترش می یابد (سیف زاده، 1385: 56)؛ دولت ها همچنین تلاش می کنند به روش های کم و بیش معقول ابزارهای موجود را بکارگیرند... که به دو گروه دسته بندی می شوند: کوشش های داخلی (حرکت هایی برای افزایش توان اقتصادی، برای افزایش قدرت نظامی، برای پیشبرد راهبردهای هوشمندانه) و کوشش های خارجی (حرکت هایی در جهت تقویت و گسترش اتحادهای خود یا تضعیف یا نابودی اتحادهای مقابل) (امرسون، 1381: 125). مورگنتا ایجاد توازن را از طریق«کاهش وزن کفۀ سنگین تر» و «افزایش وزن کفۀ سبک تر» عملی می داند و برای آنها تاکتیک هایی ذکر می کند: 1. تفرقه بینداز و حکومت کن، و 2. افزایش قدرت دولت ضعیف تر که شیوه های غرامت، کاهش و افزایش تسلیحات و اتحادها، ابزار آنند.(مورگنتا، 1379: 303) توضیح آنکه هرگاه سنگینی قدرت یکی از دو کفه بر دیگری سخت چربید دولت هایی که در کفه مقابل قرار دارند دو راه در پیش دارند. یا بر قدرت خود بیفزایند یا آنکه در پی کاهش قدرت رقبای خویش برآیند.

از جمله راههای حفظ موازنه قدرت می توان به موارد ذیل اشاره کرد:
تسلیحات نظامی: کوتاه ترین راه به دست آورده قدرت، تامین اسلحه می باشد. البته گاهی خلع سلاح صورت می گیرد.( معمولاً در مذاکرات )
تصرف اراضی به عنوان جبران قدرت: از جمله روش های مهم افزایش قدرت دولتی آن است که اراضی مناسب بیشتری به دست آورد. این فعالیت ممکن است از سر اضطرار صورت گیرد، یعنی زمانی شکل می گیرد که یکی از دولتهایی که در کفه دیگر موازنه قرار دارد صاحب قدرت اضافی شود و موازنه را مختل سازد. در نتیجه این اختلال، دولتی که در کفه مقابل موازنه قرار دارد بلافاصله دست به اقداماتی برای افزایش قدرت خویش می زند تا کسر قدرت خویش راجبران نماید.
 ایجاد منطقه حایل: دو قدرت بزرگ را از یکدیگر دور نگه می دارد و در نتیحه از خطر تصادم می کاهد.
 مداخله در امور داخلی: هیچگاه نمی توان به صمیمیت حتی متحدین اطمینان داشت. چراغ راهنمای فعالیت هر کشور منافع آن کشور است. منافع باعث می شود که هر کشور تلاش یا تغییر جهت و روش بدهند یا وارد بازی خطرناکی بشوند. از دولتی حتی بزرگ انتظار می رود که به هنگام تغییر موازنه قدرت تلاش کند تا متحد از دست رفته ای را دوباره در سلک اتحاد خویش وارد سازد یا با مداخله در امور داخلی کشور و روی کار آوردن حکومت مساعدی در آن جا متحد تازه ای به دست بیاورند تا موازنه را دوباره برقرار سازند.
موازنه خودکار و نیروی موازنه دهنده: نیروی خنثی در زمان عادی اما وقتی کفه ای سنگین شد وارد صحنه موازنه می شود و با پیوستن به ضعیف باعث حفظ موازنه می شود ، این نیرو برایش حفظ موازنه مهم است(سیف زاده، 1385: 58-57).
2-4- رویکردهای نظری به موازنه قدرت
تأثیر تمامیت و دامنه شمول و موفقیت تبیینی علوم طبیعی در حوزه تفکر سیاسی – بین المللی چندان شدت داشته است که با همه بازنگری ها معرفت شناختی در علم الاجتماع، هنوز هم رگه های آن تأثیرها به صورت اهتمام نظریه پردازان برای بخشیدن ماهیتی ابژکتیو به نگرش خود، سبب قوام گرفتن جوهره ای مادی در این نظریه ها شده، تا جایی که چنین ماهیتی به سند اعتبار نظریه بدل شده است. توازن قوا/ موازنه قدرت نیز به عنوان نظریه ای محوری در عرصه سیاست بین الملل از این تأثیر مصون و بی بهره نمانده است.
در میان قائلان به مادیت امر توازن قوا / موازنه قدرت، واقع گرایان نقش کانونی دارند و در مباحث آنها، این نظریه محوریت دارد. جالب اینکه خود آنان نیز در این زمینه وفاق ندارند و جالب تر اینکه عمده پراکندگی ها، برآمده از مناظرات درون گفتمانی همین واقع گرایان است. از این مناظرات دو برداشت متعارض صورت می گیرد که یکی سترونی رویکرد واقع گرایان و سرآمدن تاریخ مصرف آن را نتیجه می گیرد و دیگری به عکس، آن را دال بر درک پیچیده تر واقع گرایی از سیاست بین الملل و به طور اخص توازن قوا / موازنه قدرت می انگارد(لیتل، 1389: 15).
2-4-1- نظریه کلاسیک واقع گرا
از جمله مهمترین نظریه های توازن قوا / موازنه قدرت، نظریه مورگنتاست که حاصل بازسازی تاریخی سه سده فاصل میان معاهدات وستفالیا (1648) و پایان جنگ جهانی دوم (1945) است. نگرش مورگنتا نگرشی سرزمین محور و استراتژی مدار است که در کنار سایر واقع گرایان، از کلاسیک ها گرفته تا متأخران، اساس کارشان مفهوم سازی قدرت است(لیتل، 1389: 16)؛ از نظر مورگنتا، اساس مفهوم موازنه بر دو پیش فرض اساسی بنا نهاده شده است: اولاً عناصری که باید متوازن گردند برای جامعه ضروری هستند یا حق وجود دارند، و ثانیاً، بدون حالت تعادل میان آنها، یکی از عناصر بر دیگران تفوق می یابد، به منافع و حقوق آنها تجاوز می کند و ممکن است نهایتاً دیگران را نابود و مضمحل کند و جایگزین آنها شود. اما از آنجا که هدف، علاوه بر حفظ همه عناصر سیستم، ثبات آن است، هدف تعادل باید جلوگیری از تفوق یکی از عناصر بر دیگری باشد. حفظ تعادل به این ترتیب صورت می گیرد که عناصر مختلف مجاز باشند گرایشهای متضاد خود را تا نقطه ای ادامه دهند که گرایش هیچیک از آنها چنان قوی نباشند که بر گرایش سایر عناصر تفوق یابد، اما گرایش هر یک به آن اندازه ای قوی باشد که مانع از تفوق سایرین بر خود شود(مورگنتا، 1389: 289).
از نگاه مورگنتا، موازنه قدرت به مثابه پیامد طبیعی و اجتناب ناپذیر مبارزه قدرت، عمری به درازای تاریخ دارد، اما اندیشه نظری منظم، که در قرن شانزدهم آغاز شد، و در سده های نوزدهم و بیستم به اوج خود رسید، عموما موازنه قدرت را ابزاری حراستیمي دانند که اتحادی از دولتها، که نگران استقلال خود هستند، در مقابل طرحهای دولتی دیگر برای سلطه جهانی، که در آن زمان پادشاهی جهانی نامیده می شدند، از آن استفاده می کنند.(همان،315) برداشت مورگنتا از مفهوم توارن، بر گرفته از علوم طبیعی است. او هدف توازن را ممانعت از تفوق یکی از عناصر بر دیگری و نتیجه آن را پویایی و ماندگاری جمعی می داند.
مورگنتا توازن قوا / موازنه قدرت را پدیده ای اجتماعی عامی می داند که کارکردهای آن در سطح داخلی و بین المللی و همچنین نتایج آن متفاوت است. این تفاوت منبعث از تفاوت بنیادینی است که واقع گرایان میان جامعه داخلی و نظام بین الملل قائلند و تحت عناوینی چون متمرکز بودن و نامتمرکز بودن جامعه داخلی و نظام بین الملل، فقدان اقتدار – مرجعیت، تشابه کارکردی و تخصص یافتگی کارکردها عرضه داشته اند. مورگنتا توازن قوا / موازنه قدرت، را در سیاست داخلی در چارچوب نسبتاً ثابت جامعه ای یکپارچه که اجتماع قوی و قدرت بلامنازع حکومت مرکزی آن را حفظ می کند می بیند، حال آنکه نظام بین الملل، اجتماع را ضعیف و اقتدار مرکزی را غایب می داند و در چنین شرایطی ثبات جامعه و آزادی بخش های تشکیل دهنده آن را تا حد زیادی منوط به عملکرد توازن قوا / موازنه قدرت می پندارد(لیتل، 1389: 17).
مورگنتا توازن قوا / موازنه قدرت را به حیطه های ریزتر و عینی تر هم می کشاند. او فرایند ایجاد توازن را از طریق «کاهش وزن کفه سنگین تر» و «افزایش وزن کفه سبک تر» عملی می داند و برای آنها تاکتیک هایی ذکر می کند : 1. تفرقه بینداز و حکومت کن، و 2. افزایش قدرت دولت ضعیف تر که شیوه های غرامت، کاهش و افزایش تسلیحات و اتحادها، ابزار آنند. در کنار مفاهیم توازن و موازنه مورگنتا عنصر سومی را نیز بر می شمرد که همچون حسگری عمل می کند که هر گاه توازن میان دو ائتلاف را در حال تغییر ببیند، وارد عمل می شود و از طریق افزودن وزن خود به کفه در حال سبک شدن، توازن را اعاده می کند وی این عامل را «حافظ توازن» می نامد و نمونه ی آن را بریتانیای کبیر در حفظ توازن قوا در اروپا معرفی می کند(لیتل، 1389: 19).
2-4-2- تلقی نو واقع گرایانه از توازن قوا
نو واقع گرایان نیز جایگاهی محوری برای توازن قوا / موازنه قدرت قائل شده اند. پدر نو واقع گرایی یعنی کنت والتز (1979)، نگاه تاریخی کلاسیک را رها کرده، نگرشی ساختاری به سیاست بین الملل بر می گزیند(ليتل،1389: 20). از دید والتز نظریه موازنه قوا با این فرض شروع می شود که دولت ها حداقل خواهان حفظ خود و در طیف حداکثری استیلای جهانی می باشند. دولت ها از روش های مختلفی برای رسیدن به این هدف استفاده می نمایند. این ابزارها به دو دسته تقسیم می گردند :
تلاش های داخلی از جمله افزایش توانایی اقتصادی، توان نظامی و اتخاذ استراتژی های هوشمندانه می باشد.
تلاش های معطوف به خارج است. مانند گسترش و تقویت اتحادهای خودی و یا تضعیف اتحادهای مخالف.
بازی استراتژیک خارجی نیاز به دو یا چند بازیگر خواهد داشت. در این میان روش جبران بی تعادلی خارجی در مراحل اولیه داخلی است. شرط تحقق نظریه نیز همزیستی دو یا چند دولت در درون یک سیستم مبتنی بر خودیاری است. بر این اساس نظریه موازنه قوا در مقام مقایسه با حوزه اقتصادی، نوعی نظریه خرد می باشد.سیستم بین الملل مانند بازار اقتصادی توسط اقدامات و تعاملات واحدهای خود شکل می گیرد و نظریه بر اساس مفروضاتی در مورد رفتارهای آن شکل می گیرد(قاسمی، 1390: 477).
به طور کلی از دید والتز نظریه موازنه قوا در مورد نتایج ناشی از اقدامات ناخواسته دولت هاست و مفروضاتی را در مورد منافع و انگیزه دولت ها و تبیین آنها بیان می کند. در بنیان گذاری و ترسیم نظریه مذکور اصول متعددی را مطرح می نمایدکه مهمترین آنها عبارتند از :
جایگاه دولت ها بر رفتار آنها مؤثر است،
دولت ها برای توازن قدرت تلاش می کنند تا به حداکثر رساند آن،
نظریه موازنه قوا عرصه سیاست بین الملل را به عنوان گستره رقابتی تصور می نماید. سرنوشت هر دولت بستگی به پاسخ های آن به رفتار دولت های دیگر دارد. رقابت تمایل به یکسان بودن رقابت کنندگان را ایجاد می کند.
تاثیر رقابت، صرفا محدود به گستره نظامی نیست. جامعه پذیری نسبت به سیستم نیز رخ می دهد ( قاسمي، 1390: 478).
والتز انتظارات زیر را از موازنه قوا مطرح می کند :
دولت ها در رفتار توازن بخشی درگیر می شوند و این الزاما به معنای توازن قدرت نیست،
سیستم تمایل شدید به قدرت دارد ولی انتظار بر آن نیست که توازن به صورت دفعی ایجاد شود یا حفظ و پایدار باشد،
توازن قوایی که به صورت دفعی از بین برود، مجددا ایجاد خواهد شد،
توازن قوا مکرراً شکل می گیرد،
با توجه به رقابتی بودن سیستم دولت ها، ویژگی رقباء مشخص خواهد شد،
دولت ها از یکدیگر تقلید می نمایند و بنابر این نسبت به این سیستم جامعه پذیر شده یا خواهند شد(همان: 479).
موضوع دیگر در نظریه سازی موازنه قوا والتز تعدد بازیگران می باشد. به نظر وی با وجود تعداد زیاد دولت ها در سیستم بین الملل، تعداد کمی از قدرت های بزرگ در آن وجود دارند. سیستم های بزرگ و کوچک با یکدیگر متفاوت می باشند. والتز برای تبیین موضوع از منطق اقتصادی بهره می گیرد. ساختار بازار از بعد ریشه ای فرد دگراست، از بعد نسلی خود بخودی است و از بعد ترکیب متجانس است. و تفاوت نه در کارکردها و ویژگی بازیگران بلکه بر اساس توزیع توانایی بین آنهاست. به این سبب متغیر تعداد نقش مهمی در تمایز دارد. در این راستا والتز اصول زیر را مطرح می کند:
اقتصادیون بر این باورند که بیش از هر عامل دیگر اندازه نسبی شرکت، بقاء آن را شرکت را تامین می کند، شرکت های بزرگ راه های مختلفی برای حفظ خود دارند؛
ثبات با توجه به مشکلات تازه وارد ها در رقابت با شرکت های مستقر و درای جایگاه در بازار افزایش می یابد؛
هرچه سد و موانع بیشتر باشد، تعداد کمی می توانند از آن عبور نمایند و بنا بر ایجاد موانع بیشتر در برابر تازه واردها، ثبات بیشتر سیستم را در پی خواهد داشت؛
با افزایش تعداد واحدها هزینه چانه زنی نیز افزایش خواهد یافت؛
با افزایش تعداد انگیزه هر کدام از طرف ها به صورت فردی در تحمل هزینه ها افزایش می یابد؛
با کاهش تعداد اعضاء سیستم، انگیزه طرف ها در حفظ سیستم افزایش خواهد یافت؛
هر چه گروه افزایش یابد هزینه اجرای توافقات و دستاوردهای احتمالی به صورت نامتناسب تری توزیع می گردد؛
تنوع طرف ها، مشکلات دستیابی به توافق را افزایش می دهد؛
به علت تاثیر توافق و مطلوبیت حفظ یا اصلاح آن در طی زمان، نحوه نظارت بر اعضاء به مشکل جدی تبدیل می شود؛
هر چه تعداد طرف ها افزایش یابد، مشکل پیش بینی و بررسی رفتار طرف ها نیز بیشتر بروز خواهد کرد.
البته اینکه کوچکتر بهتر است و اینکه سیستم دوتایی از همه بهتر است باید منوط به این موضوع شود که فقط برای رسیدن به هدف خاص و نه هر نتیجه ای که طرف ها دنبال می کنند (قاسمی، 1390: 479).
و سرانجام وابستگی متقابل در سیستم مطرح می نماید و در این قالب دو موضوع زیر مد نظر وی قرار می گیرد:
وابستگی متقابل در قالب حساسیت و آسیب پذیری تعریف می شود.
به علت اینکه دولت ها واحدهایی مشابه هستند، وابستگی متقابل بین آنها در مقایسه داخلی پایین است (همان: 480).
به طور کلی نظریه موازنه قوا والتز را می توان به صورت زیر ترسیم نمود :
شکل 1 - 1 : والتز و نظریه موازنه قوا
نظریه موازنه قوا به عنوان مکمل نظریه سیستمی (دیدگاه والتز)
اصول زیربنایی نظریه موازنه قدرت
تلاش دولت ها برای توازن قدرت نه به حداکثر رساندن قدرت
عرصه سیاست بین الملل به عنوان گستره رقابت
تمایل به شباهت رقابت کنندگان
جامعه پذیر شدن دولت ها به سیستم رقابتی
الیگوپلی بودن سیاست بین الملل
شکل گیری و زوال مکرر موازنه قدرت
فرد گرا بودن سیستم بین الملل
خودبخودی و ترکیب متجانس
شباهت کارکردی بین دولت ها، مهم بودن توزیع توانایی ها، مهم شدن تعداد بازیگران در موازنه
منطق والتز در تبیین تعداد طرف ها:
بهره گیری از منطق اقتصادیون:
مهم بودن اندازه نسبی شرکت در بقاء آنها
جلوگیری از ورود بازیگران تازه وارد و جدید و افزایش ثبات
تاثیر افزایش تعداد بر افزایش هزینه چانه زنی
تاثیر افزایش تعداد بر کاهش انگیزه تحمل هزینه ها
کاهش تعداد و افزایش انگیزه طرف ها در حفظ سیستم
افزایش تعداد و توزیع نامتناسب هزینه اجرای توافقات و دستاوردهای احتمالی
تنوع طرف ها و افزایش مشکلات دستیابی به توافق
افزایش تعداد طرف ها و افزایش معضل نظارت بر اعضاء در طی فرآیند زمان
بروز مشکل پیش بینی و بررسی رفتار طرف ها
2-5- موازنه قوا و مطالعات منطقه ای
در دوران پس از جنگ سرد، موازنه قدرت در دو سطح منطقه ای و جهانی مورد توجه قرار گرفته است. تغییر در ماهیت سیاست بین الملل منجر به شکل گیری گزینه های مختلفی در عرصۀ موازنه قدرت شده است(مصلی نژاد،134:1390). در حوزه مطالعات منطقه ای موازنه قوا از ویژگی خاصی برخوردار است. این ویژگی ها به ساخت فیزیکی منطقه بویژه بخش بندی داخلی آن، حضور بخش مداخله گر و پیوند آن باسیستم جهانی و سیستم های کنترل نظم آن مرتبط می باشد. از سوی دیگر سطح و میزان انسجام داخلی منطقه نیز بخش دیگری از ویژگی های سیستم موازنه قوا منطقه ای و الگوهای رفتاری مرتبط با آن را تشکیل می دهد. از این منظر سیستم موازنه قوا منطقه ای از بعد مدل فیزیکی دارای ویژگی هایی است که با مدل کلاسیک آن متفاوت می باشد. از این بعد سیستم و مواز نه قوای منطقه ای محل تلاقی دو نوع سیستم نظم سیستمی است؛ نخست هر منطقه جولانگاه دو نوع سیستم کنترلی است. از یک سو سیستم کنترل نظم جهانی و از سوی دیگر سیستم کنترل منطقه ای با یکدیگر برخورد می نمایند. در این میان قدرت مداخله گر منطقه ای به عنوان قدرت بزرگ جهانی حلقه چنین پیوندی است. از سوی دیگر تفاوت قدرت در سطح درون منطقه با سطح بین الملل الگوهای رفتاری خاصی را از ناحیه واحدها سبب می گردد(قاسمی، 1390: 493).
وظیفه موازنه قوا منطقه ای حفظ استقلال کشورها و جلوگیری از بلعیدن آنها توسط دولت قوی تر می باشد. به هر حال امروزه نیز مانند گذشته موازنه قوا در سطح عمومی و یا منطقه ای موجب ایجاد نظم می گردد. این سیستم نیز مانند عوامل دیگری چون حقوق بین الملل، مذاکره دیپلماتیک و جنگ در پی ایجاد جامعه ای است که در آن هیچ یک از کشورها به آن اندازه قوی نشود که داعیه تشکیل امپراطوری بزرگ و سلطه بر دیگران را داشته باشد(علی بابایی، 1370: 45-144). موازنه منطقه ای یکی از اصلی ترین شاخص های سیاست قدرت در دوران پس از جنگ سرد محسوب می شود. از آنجا که هر گاه موازنه قدرت دچار دگرگونی شود، زمینه برای شکل گیری منازعه و جنگ به وجود می آید، بنابراین بخشی از منازعات کنونی در روابط آمریکا، ایران، عربستان سعودی، ترکیه، سوریه را می توان انعکاس تغییر در توازن قدرت دانست.
2-6- نقش مؤلفه های ژئوپلیتیکی در موازنه منطقه ای
کشورهایی که در معرض تهدیدات ژئوپلیتیکی قرار می گیرند، بیش از سایر کشورها به توازن قدرت نیازمندند. کشورهای خاورمیانه و خلیج فارس در چنین شرایطی قرار دارند. همواره نشانه هایی از توازن قدرت ناپایدار در این حوزه جغرافیایی وجود دارد. علت اصلی آن را می توان مداخله قدرت های بزرگ در حوزه سیاست منطقه ای دانست. در چنین شرایطی است که تهدیدات فراروی واحدهای سیاسی به صورت دائمی در حال افزایش و پیچیدگی است(کاکس، 1387: 297). در همین راستا، تحولات اخیر در خاورمیانه را می توان به عنوان محور اصلی تغییر در موازنۀ قدرت منطقه ای دانست. هر گونه جابه جایی در ساخت قدرت سیاسی کشورهای منطقه، دارای پیامدهای راهبردی برای کشورهای مختلف خواهد بود. به عبارتی دیگر، جا به جایی قدرت و رهبران سیاسی در خاورمیانه نه تنها منجر به ایجاد خلاء قدرت در سطح منطقه ای می شود بلکه می توان آن را زمینه ساز دگرگونی های بنیادی تری در حوزۀ امنیت منطقه ای دانست. بنابراین تحولات مربوط به بهار خاورمیانه بر معادله قدرت و موازنه منطقه ای خاورمیانه تأثیر گذار خواهد بود. در این مورد می توان تحولات سوریه از مارس 2011 را در زمره عوامل تأثیر گذار بر نیازها و شکل بندی ها امنیتی ایران دانست. هر تحول منطقه ای می تواند بر چگونگی توازن قدرت بین کشورهای خاورمیانه و خلیج فارس تأثیر گذارد. با شکل گیری تحولات در منطقه خاورمیانه، کشورهایی همانند ترکیه، عربستان و قطر در صدد برآمدند تا بر موازنۀ منطقه ای تاثیر به جا گذارند برخی اقدامات انجام شده توسط ترکیه و عربستان سعودی را می توان در زمره عوامل و مؤلفه هایی دانست که توازن منطقه ای را تحت تأثیر قرار داده است. از جمله این عوامل می توان به حمایت های مالی، تسلیحاتی و لجستیکی کشورهایی همچون ترکیه، عربستان و قطر از مخالفان اسد، نام برد. این امر موازنه منطقه ای را تحت تأثیر قرار داده و منجر به بروز واکنش های جدیدی در فضای منطقه ای و بین المللی می شود. بنابراین بازیگرانی که نقش رقیب منطقه ای ایران ایفا می نمایند، تلاش دارند تا نقش ایران در برقراری امنیت منطقه ای در خاورمیانه را کاهش دهند. به همین دلیل از یک سو درصدد تغییر موازنه قدرت منطقه ای علیه جمهوری اسلامی ایران هستند، از سوی دیگر تلاش می کنند تا موج های جدید نوگرایی را در حوزه شکل بندی های قدرت منطقه ای تحت تاثیر قرار دهند(مصلی نژاد،1391: 35).
2-7- نظم های منطقه ای
2-7-1- تعریف منطقه :
منطقه به مجموعه ای از کشورها اشاره دارد که با جغرافیا و یک ویژگی مشترک یا بیشتر- مانند سطح توسعه، فرهنگ، یا نهادهای سیاسی- باهم در پیوندند. یک منطقه دسته ای از کشورهاست که از نظر سیاسی وابستگی متقابل داشته یا تصور می کنند که اینگونه هستند (دیوید و همکاران، 1392: 29).
2-7-2- ساختار نظام های منطقه ای
کانتوری و اشپیگل از چهار متغیر الگویی نام می برند که جریانات مختلف منطقه ای را تعیین می کنند و سبب تمایز آنها از یکدیگر می شوند. این چهار متغیر عبارتند از :
ماهیت و سطح انسجام یا میزان تشابه و مکمل بودن؛ هر چه انسجام یا تشابه بین واحدها بیشتر باشد شرایط برای ایجاد یک نظم منطقه ای مساعدتر است. همچنین میزان مبادلات بین این واحدها برای شناخت یک نظام منطقه ای، بسیار مهم است. شباهت سیاسی، اجتماعی، و اقتصادی همراه مجموعه ای از میراث تاریخی، فرهنگی، زبانی و قومی می تواند زمینه ای را برای انسجام درون یک منطقه یا نظام تابعه فراهم نماید.
سطح قدرت در نظام تابعه؛ این متغیر به سطح قدرت بازیگران منطقه ای باز می گردد. میزان قدرت هر یک از بازیگران منطقه ای، نقش کلیدی در معادلات درون منطقه ای ایفا می کند. از نظر سطح قدرت، بازیگران منطقه ای را می توان به 3 دسته تقسیم کرد : 1) بازیگر انی که نقش مؤثری در نظام منطقه ای خود ایفا می کنند مانند ایران، ترکیه، مصر، عربستان سعودی و عراق. 2) بازیگرانی که توانایی آنها برای اثر گذاری در نظام منطقه ای محدود است مانند سوریه، لبنان، اردن و یمن.3 ) بازیگرانی که توانایی ایجاد تغییرات در نظام منطقه ای را ندارند مانند بحرین، قطر و عمان.
ماهیت ارتباط بین نظام تابع و نظام مسلط؛ سومین متغیر الگویی که در شکل گیری یک نظام تابعه مؤثر است، ماهیت ارتباط بین نظام تابعه و نظام مسلط بین الملی است. این ارتباطات در قالب مناسبات دیپلماتیک، روابط اقتصادی، تجاری، مبادله نخبگان و دانشگاهیان، حمل و نقل و وسایل ارتباط جمعی پدیدار می گردد. بدون تردید افزایش ارتباطات، مبادلات و مناسبات در گسترش پیوند های بین یک نظام منطقه ای و نظام مسلط منطقه ای می تواند مؤثر باشد. برخی از بازیگران منطقه ای ممکن است مناسبات بسیار نزدیکی با نظام مسلط داشته باشند. در این موارد می توان اسرائیل و مصر در خاورمیانه نام برد یا برعکس که مناسبات آنها با نظام مسلط خصمانه باشد مانند ایران.
ساختار روابط درون منطقه ای؛ این متغییر الگویی به ساختار روابط بین بخش های پیرامونی و مرکزی مربوط می شود. به طوری که گفته شد سطح قدرت و ماهیت ارتباطات بین بازیگران مرکزی و پیرامونی، سبب پیدایش نوع خاصی از روابط ساختاری در بین آنها می شود. با توجه به بیگانگی بازیگران از یکدیگر در توزیع قدرت میان آنها، می توان انتظار داشت که ساختار روابط بین بازیگران بیشتر به وابستگی یک طرفه نزدیک باشد تا به وابستگی متقابل، اما این عدم مساوات در توزیع قدرت، قانون عام نیست. در مواردی اتفاق افتاده است که یکی از بازیگران قدرتمند نظام تابعه، به مقتضای عوامل فرهنگی نتواند به طور مسالمت آمیزی نقش مرکزی را ایفا کند. دستیابی این بازیگران به نقش مرکزی، زمانی ممکن است که در بین بازیگران مرکزی به گونه ای تعارض ساختاری وجود آید که حفظ نظام تابعه در گرو نقش آفرینی یک بازیگر بیگانه باشد. تا کنون دو بار تعارض بین کشورهای محافظه کار عرب این موقعیت را برای ایران فراهم کرده است که به نقش آفرینی در خاورمیانه بپردازد. بار اول ایران در اوائل دهه 1970 شروع به دخالت در شمال عراق ، سرکوب جنبش ظفار، دخالت در شاخ آفریقا و مداخله در یمن کرد. بار دیگر نیز اخلاف در بین کشورهای عربی در جریان تجاوز عراق به کویت، سبب شد ایران نقش مهمی در منطقه به عهده بگیرد و با محکوم کردن تجاوز عراق و حمایت از استقلال و تمامیت ارضی کویت روابط خود را با کشورهای عربی – که بدنبال جنگ ایران و عراق تیره شده بود – بهبود بخشید( جعفری ولدانی، 1388: 31).

فایل–285

سوال پژوهشی
اولویت های دبیران در بهره گیری از ابزارهای فناوری اطلاعات کدامند؟
تعریف نظری و عملی مفاهیمفناوری اطلاعات: مطالعه، طراحی، توسعه، پیاده سازی، حمایت یا مدیریت سیستمهای اطلاعاتی مبتنی بر رایانه به خصوص برنامه های نرم افزاری و سخت افزاری رایانه ای است.فناوری اطلاعات (IT) از دو واژه Information به معنای اطلاعات وTechnology به معنای فناوری ترکیب یافته است. Informationیا اطلاعات عبارت است از هر چیزی که با آن سروکار داریم و ما را نسبت به حوادث، مسائل، موضوعات و امور مختلف با افراد آگاه می کند، این اطلاعات ممکن است خبری در محیط کار یا زندگی باشد ممکن است شایعه ای در جامعه باشد و یا برنامه پست الکترونیک بر روی صفحه کامپیوتر درج گردد.
دانش: عبارت است از مجموعه دانستنی هایی که بشر برای زندگی خود از آنهابهره می گیرد.
دبیر یادبیر کسی است که پیشه‌اش آموختن به دیگران باشد و «آموزش و پرورش» یا «تعلیم و تربیت» کار او به‌شمار آید.
اینترنت سامانه‌ای جهانی از شبکه‌های رایانه‌ای بهم پیوسته‌است که از پروتکل مجموعه پروتکل اینترنت برای ارتباط با یکدیگر استفاده می‌نمایند. به عبارت دیگر اینترنت، شبکه شبکه هاست که از میلیون‌ها شبکه خصوصی، عمومی، دانشگاهی، تجاری و دولتی در اندازه‌های محلی و کوچک تا جهانی و بسیار بزرگ تشکیل شده‌است که با آرایه وسیعی از فناوریهای الکترونیکی و نوری به هم متصل گشته‌اند.
استفاده از رسانه‌های مختلف، مانند صدا، عکس، ویدئو، انیمیشن، متن و... در کنار یکدیگر جهت انتقال بهتر پیام را چندرسانه‌ای گویند، که در مقابل برنامه‌های صرفاً متنی به کار می‌رود. در چنین برنامه‌هایی تا حد امکان از متن کمتر استفاده شده و بار اصلی انتقال پیام بر عهده سایر رسانه‌های تصویرییا صوتی قرار می‌گیرد.
تعاریف عملیاتی :فناوری اطلاعات : متغیری که در ارتباط با متغیرهای آموزشی است و دیدگاه دبیران را درباره این ارتباط در 20 گویه می سنجد.
دانش : متغیری که رابطه آن را فناوری اطلاعات و ابزارهای کاربردی آن در بیست گویه سنجش می شود.
اینترنت : متغیری که ارتباط آن با رشد دبیر و سطح دانش دانش آموز در 5 گویه سنجش می شود.
چندرسانه ای : مجموع ابزار هایی که شامل تلوزیون ، پرژکتور استفاده از پاور پوینت و فیلم در کلاس را شامل می شود و آزمودنی در 5 گویه دیدگاه خود را نسبت به ارتباط این متغیر با متغیرهای آموزشی بیان می کند .

فصل دوم : ادبیات پژوهش-316230147955فصل دوم :
ادبیات
پژوهش
00فصل دوم :
ادبیات
پژوهش

فناوریفناوری عبارت است از کاربرد نظام دار مفاهیم علوم رفتاری و علوم دیگر برای حل مشکلات. اصطلاحاتی که در این تعریف باید شناخته شوند عبارتند از:
1- "کاربرد نظام دار" بدان معناست که همه اجزاء در اجزاء دیگر تأثیرگذارند و اجزاء دیگر موجود در محیط نیز آنها را تحت تأثیر قرار می دهند.
2-کلمه " کاربردی" به معنای تبدیل و به اجرا درآوردن دانش های دیگر برای حل مشکل از طریق به کارگیری راهبردها و فنون طراحی است؛ بنابراین راهبردها و ( نقشه ی اجرای عمل ) فنون (وسایل عملی یا تثبیت شده برای انجام دادن کار) از واحدهای اصلی فناوری به شمار می روند؛ به عبارت دیگر، راهبردهای انتخاب شده برای حل مشکل با نقشه اجرای عمل یکسان است، در حالی که روش هاوت دابیر به کاراندازی راهبردها با فنون برابر است. در تأیید تعریف ارائه شده، نکات زیر باید مورد توجه قرار گیرد:
الف) فناوری مستقل از ارزش خاص است؛ استفاده صحیح یاناصحیح از آن به نظام ارزشی افرادی که آن را به کار می گیرند بستگی دارد.
ب) کاربرد راه حلهای فنی برای حل مشکل گاه ممکن است مشکلات دیگری را به وجود آورد که از مشکل اصلی جدی تر است.
ج) کاربرد فناوری باید پس از تعیین برتری نتایج مطلوب بر نتایج نامطلوب انتخاب شود (ذوقن، 1383).
فناوری های اطلاعات به طور کلی به فناوری هایی گفته می شود که برای جمع آوری، ذخیره، ویرایش و انتقال اطلاعات به شکل های مختلف مورد استفاده قرار می گیرد (جاگرو لوکمن، 1997) دبیرخانه ی شورای عالی انفورماتیک ایران (1378 به نقل از صالحی، 1382) فناوری اطلاعات را این گونه تعریف می کند: " فناوری اطلاعات به مجموعه ی به هم پیوسته از روش ها، سخت افزارها، نرم افزارها و تجهیزات ارتباطی که اطلاعاتی را در اشکال گوناگون (صدا، تصویر و متن،جمع آوری، ذخیره سازی، بازاریابی، پردازش، انتقال و یا عرضه می کند،اطلاق می شود).
فناوری اطلاعات مجموعه ای از سخت افزار، نرم افزار و فکر افزار است که گردش اطلاعات را مسیر و بهره برداری از آن را فراهم می سازد. در واقع فناوری اطلاعات عبارت است از: همه شکل های فناوری که برای ایجاد، ذخیره و استفاده از انواع مختلف اطلاعات (شامل اطلاعات تجاری، مکالمات صوتی، تصاویر متحرک و داده های چندرسانه ای) به کار می رود(صنایعی، 1383).
فناوری اطلاعات و ارتباطات
فاوا که عبارت است از گردآوری، سازمان دهی، ذخیره سازی و بازتاب اطلاعات در قالب صوت و متن های نوشتاریو عددی که با استفاده از ابزارهای رایانه ای و به کارگیری سیستم های مخابراتی محقق می شود. فاوا مشخصه های فراوانی دارد که از میان آنها می توان فعالیت گسترده اطلاعاتی و ارتباطی، ارتباط شبکه ای سهل و آسان در میان استفاده کنندگان را به عنوان مشخصه های اصلی آن برد (جاریانی، 1382).
" آی تی" ترکیبی از حروف اول کلمه های اطلاعات و فناوری است که در نهایت، ترکیب این دو پدیده با عنوان فناوری اطلاعات مطرح می شود و هدف آن دسترسی کاربر به گنجینه دانش بشری است. در سال های اخیر این مفهوم به صورت " آی سی تی" تغییر یافته است و هدف آن تسهیل و تسریع دسترسی به اطلاعات از طریق ابزارها و فنون ارتباطات است." آی سی تی" ابزار بسیار قدرتمندی است که ما ناچاریم با آن مواجه شویم؛ چرا که در دنیای امروز که " آی سی تی" نه تنها دائما در درون خود در حال رشد و نوسازی است، بلکه با نفوذ سریع و خزنده خود توانسته است در میدان علم و عمل وارد شود و دگرگونی های وصف ناپذیری در زمینه های گوناگون پدید آورد." آی سی تی" شاید بیش از همه، زمینه های فرهنگی، اجتماعی و آموزش و پرورش ما را تحت تأثیر ویژگی های خود قرار داده است و میزان این تغییرات به قدری سریع و درخور توجه است که حتی برای لحظه ای هم نمی توان از آن غافل شد. به بیانی ساده تر، می توان گفت که فناوری اطلاعات و ارتباطات به مثابه یکی از جدیدترین فناوری های ساخته شده به دست بشر، توانایی گردآوری، سازماندهی، ذخیره و بازتاب اطلاعات را در قالب صوت و تصویر، متن های نوشتاری و عددی دارد که این کار با استفاده از ابزارهای رایانه ای و به کارگیری سیستم های مخابراتی محقق می شود.
(فاوا) مشخصه های فراوانی دارد که از آن میان می توان فعالیت های گسترده اطلاعاتی و ارتباطاتی، ارتباط شبکه ای سهل و آسان است در میان استفاده کتتدگان را به مثابه مشخصه های اصلی نام برد.
به هرحال فناوری اطلاعات و ارتباطات برای جوامع بشری به اندازه جاده های بین شهری، خطوط راه آهن، برق مصرفی و ... مورد نیاز است (جاریانی، 1381).
فناوری اطلاعات و ارتباطات، بر الگوی زندگی، شیوه های کار، روش های پژوهش، آموزش و یادگیری، مدیریت و تجارت و بسیاری از زمینه های دیگر زندگی انسان تأثیر می گذارد و دارای سودمندی بسیاری است. قابلیت و توانایی دسترس به اطلاعات، از طریق استفاده از منابع و فناوری های اطلاعاتی، ارزیابی و کاربرد بهینه آن اطلاعات به وسیله افراد، همان سواد اطلاعاتی یا سواد فناوری است. افراد برای کسب قابلیت های لازم برای زندگی در قرن بیست و یکم که مملو از فناوری های اطلاعاتی ارتباطی است باید علاوه بر یادگیری موضوعات نظری و دانش و تخصص، یعنی کسب سواد عمومی و عملی به سواد اطلاعاتی و سواد فناوری نیز مجهز شوند. مجهز شدن به فناوری اطلاعات و ارتباطات، از محدوده های مفاهیم سنتی سواد رایانه ای فراتر می رود. سواد فناوری اطلاعاتی و ارتیاطی، احتمالا نیازمند حداقلی از آشنایی با ابزارهای فناورانه مثل واژه پردازها، پست الکترونیکی و مرورگرهای وب می باشد. بر عکس، تبحر در فناوری اطلاعات مستلزم آن است که شخص دارای چنان حدی از درک فناوری اطلاعات و ارتباطات باشد که بتواند آن را در کار و زندگی روزمره خود، با موفقیت به کار گیرد؛ دریابد که در چه زمانی فناوری اطلاعات و ارتباطات به تحقق یک هدف کمک می کند یا مانع آن می شود و مستمراً با تحولات و پیشرفت های فناوری اطلاعات سازگاری یابد. پس تبحر در فناوری اطلاعات، نیازمند درک عمیق و اساسی از آن و مهارت در آن برای پردازش اطلاعات برقراری ارتباط و حل مسائل می باشد؛ درکی عمیق تر و اساسی تر از آنچه در سواد اطلاعاتی، با تعریف سنتی، لازم است.
فناوری اطلاعات و ارتباطات، واسطه ای است که امکان بیان طیف گسترده ای از اطلاعات، اندیشه ها، مفاهیم و پیام ها را فراهم می کند و تبحر در فناوری اطلاعات و ارتباطات به معنی توانایی به کارگیری مؤثر آن می باشد؛ تبحر در فناوری اطلاعات و ارتباطات، شخص را قادر می سازد که انواع مختلف کارها را انجام دهد و برای انجام هر کار راه های مختلفی را بیابد.
بنابراین، تبحر در فناوری اطلاعات و ارتباطات یک وضعیت غایی مستقل از زمینه نیست؛ بلکه در یک دوره زمانی طولانی و به ویژه در زمینه های مورد علاقه ای که مستلزم کاربردهای خاصی هستند ایجاد می شود (کمیته سواد فناوری اطلاعاتی شورای ملی پژوهش ایالات متحده، ترجمه علی حسین قاسمی، 1381). با این اوصاف برنامه درسی در مدارس امروز ما باید به گونه ای طراحی و اجرا شود که بتواند چنین توانایی ها و مهارت هایی را در دانش آموزان به ودیعه بگذارند. به عبارت دیگر تکنولوژی می تواند راه های تفکر و عمل دانش آموزان را تغییر دهد و راه های جدید دسترسی به اطلاعات را به آنها بیاموزد، تکنولوژی به دانش آموزان کمک می کند تا اطلاعات را موافق با سبک های یادگیری خود به دست آورند، دانش آموزان یاد می گیرند که ماهرانه از کامپیوتر استفاده کنند و از آن برای تعیین اینکه چگونه هرچیز دیگری را یاد بگیرند استفاده می کنند(چادویک، 2002).
تاریخچه فناوری اطلاعات و ارتباطاتارتباط و پیوستگی مفاهیم فناوری اطلاعات IT و فناوری اطلاعات و ارتباطات فاوا چنان پیچیده است که بعضی مواقع به نظر می رسد جدا کردن آنها از یکدیگر عملا غیرممکن است. دلیل موضوع نیز این است که هر دو این مفاهیم با اختراع رایانه و البته با کمی فاصله پا به عرصه مفاهیم مورد استفاده نهادند. پس می توان گفت مهم ترین وجه مشخصه این دو فناوری از فناوری های دیگر، محور بودن استفاده از رایانه است، با تذکر این نکته که فاصله و تمایز این دو فناوری از زمانی است که اینترنت و کاربردهای روزافزون آن خود را به عنوان یک پدیده جهانی مطرح کرد. پیدایش اصلی تکنولوژی اطلاعات به مفهوم امروزین آن همزمان با ارسال نخستین پیام تلگرافی در سال 1884 میلادی توسط ساموئل مورس است. با این اختراع، اولین قدم در انتقال اطلاعات از طریق امواج برداشته شد. اختراع تلفن در سال 1876 میلادی توسط گراهام بل و ساختن اولین لامپ خلاء در سال 1906 میلادی توسط فارست قدم های بعدی در شکل گیری تکنولوژی اطلاعات بودند. با پیدایش رایانه، رشد فناوری اطلاعات ابعاد تازه ای به خود گرفت. از اواسط دهه ی 1950 تا اواسط دهه ی 1970 میلادی اصول نظری علوم رایانه به عنوان بستر و زیرساخت فناوری اطلاعات پایه ریزی گردید. به موازات آن، اولین رایانه ی تجاری با نام Univab ساخته شد و رایانه ی IBM65 به تولید انبوه رسید.
پس از اواسط دهه ی 1970 تا اواسط دهه ی 1980 میلادی، سیستم های اطلاعاتی وظیفه ی پشتیبانی مدیریت را بر عهده داشتند. مهم ترین وظیفه ی رایانه ها پردازش اطلاعات بود، پس از اواسط دهه ی 1980 و با توسعه ی کامپیوترهای شخصی، فناوری اطلاعات در دسترس اکثریت مردم جهان قرار گرفت. از این به بعد توسعه ی فناوری اطلاعات در ابعاد سخت افزاری و نرم افزاری قابل ملاحظه بوده است. اما هیچکدام از وقایع نتوانست به اندازه تکنولوژی اینترنت در تحولات دنیای جدید مؤثر باشد. اگرچه اینترنت پدیده ای است که در سالهای اخیر گسترش یافته است اما همانگونه که اشاره شد سرآغاز شکل گیری آن را باید پس از سال 1960 میلادی دانست که اساسا به وسیله ی آرپانت توسط دپارتمان وزارت دفاع ایالات متحده آمریکا به منظور ایجاد ارتباط و تلفیق با دانشگاه ها و تسهیلات تحقیقاتی شکل گرفت.
به عبارت دیگر، در آغاز آرپانت اساسا برای تحقیق و توسعه فناوری ارتباطات و هم چنین حفظ اطلاعات در برابر حملات احتمالی، مورد استفاده قرار می گرفت در سال 1989 میلادی شبکه هایی که برای کاربرد نظامی مورد استفاده قرار می گرفت برچیده شد و بنیاد علوم ملی آمریکا جایگزین آن شد. این جابجایی چشمگیر باعث شد تا اینترنت نه تنهادر زمینه های نظامی بلکه در زمینه های دیگر نیز به خدمت گرفته شود. جایگزینی بنیاد علوم ملی آمریکا به جای دپارتمان وزارت دفاع آمریکا باعث شد تا شبکه ها به عنوان ابزاری نوین در زمینه های مختلف علمی، اجتماعی، اقتصادی، ارتباطی و فرهنگی به خدمت گرفته شوند. با این حال رشد قابل ملاحظه ی اینترنت از سال 1990 میلادی آغاز شد و تاکنون روز به روز به روند گسترش آن افزوده شده است تا آنجا که امروزه اینترنت به عنوان بزرگترین تکنولوژی ارتباط شبکه ای و اطلاعات در جهان مطرح است. به عنوان مثال بر اساس گزارش جهانی دبیر کل سازمان ملل سی و هشت سال طول کشید تا پنجاه میلیون نفر از مردم جهان به رادیو دسترسی پیدا کنند. همین زمان برای تلویزیون سیزده سال و برای اینترنت به چهار سال رسیده است (زارعی زوارکی، 1381).
تاریخچه فناوری اطلاعات و ارتباطات در ایرانتاریخچه رایانه
تاریخچه رایانه در ایران را می توان به 4 دوره تقسیم کرد.
-پیدایش : رایانه در سال 1341 وارد ایران شد؛ بدین ترتیب پیدایش رایانه در ایران تقریبا 10 سال بعد از ظهور رایانه در کشورهای صنعتی بود.
- توسعه: دوره توسعه رایانه در ایران از سال 1350 آغاز و تا سال 1360 ادامه یافت. این دوره همراه با رقابت زیاد برای خرید سخت افزار، پیاده سازی سیستم های عظیم نرم افزاری، استخدام هرچه بیشتر نیروی انسانی و دنبال کردن برنامه های جامع با توجه به واقعیت های فنی و نیروی انسانی کشور بود.
- بازنگری: با ظهور انقلاب انسانی در زمینه رایانه نیز تغییر و تحولاتی صورت گرفت و در نهایت تا سال 1359 یک سری بازنگری کلی انجام شد.
- بلوغ : پس از بازگشایی دانشگاه ها در سال 1362 مرحله بعدی رشد رایانه آغاز شد و هر دو شاخه نرم افزار و سخت افزار توسعه فراوانی یافتند، از مهم ترین کارهای این دوره می توان پردازش خط و زبان فارسی را نام برد (ماهنامه وب، 1383).
تاریخچه اینترنت:
ارتباط با شبکه اینترنت در ایران از سال 1370 توسط مرکز تحقیقات فیزیک نظری و ریاضیات آغاز شد. مرکز تحقیقات فیزیک نظری از سال 1369 به عنوان نماینده ایران در شبکه آموزش و پرورش اروپا پذیرفته شد.
این شبکه در سال 1984 میلادی به سفارش آزمایشگاه ذرات بنیادی اروپا توسط شرکت آی، بی، ام پیاده سازی شده بود و قلمرو آن اروپا، آفریقا و خاورمیانه را دربر می گرفت. در این شبکه از هر کشور یک مرکز علمی و پژوهشی به عنوان نماینده پذیرفته می شد و وظیفه ی هماهنگی امور مربوط را در آن کشور به عهده داشت. اولین ارتباط ایران با شبکه اینترنت به صورت پست الکترونیک بود و ارتباط به صورت موقت و از طریق اتریش با شبکه برقرار شد. در سال 1371 ارتباط با شبکه اینترنت به صورت دائمی برقرار شد و پس از آن سرویس دهی به جامعه علمی کشور توسط این مرکز آغاز شد. یکسال بعد گروه ایران در این شبکه رسما در سراسر جهان مورد شناسایی قرار گرفت و این مرکز به عنوان اولین مرکز خدمات اینترنت ایران شناخته شد. از سال 1373 شرکت های خصوصی نیز به عنوان مراکز سرویس دهی اینترنت در ایران فعالیت خود را آغاز کردند. قبل از آن شرکت مخابرات ایران فعالیت هایی را برای ساخت یک شبکه ی ملی اطلاعات آغاز کرده بود که چندان نتیجه بخش نبود اکنون می بینیم که شرکت های اینترنتی مختلفی در ایران راه اندازی شده اند و بازار رقابت آنها نیز گرم است (ماهنامه وب، 1383).
حوزه های فناوری اطلاعات و ارتباطاتانقلاب ارتباطات و اطلاعات در نتیجه اختراع فناوری هایی چون پنج فناوری زیر پا به عرصه وجود نهاده است. این پنج فناوری یا پنج حوزه در مقوله ارتباطات و اطلاعات به شرح زیر است:
1- رادیو
2-تلویزیون
3-ویدئو
4-کامپیوتر شخصی(PC)
5-اینترنت
کامپیوتر
اکنون استفاده از کامپیوتر به طور جدی در تمام بخش های تعلیم و تربیت رایج شده است. در تمام جریانات آموزشی از مدارس ابتدایی تا دانشگاه و سرتاسر دنیای آموزش، با کامپیوتر و کاربردهای آن روبرو می شویم. در واقع نسلی که در مدارس امروزه وجود دارد به مراتب کاربردهای کامپیوتر را سریع تر از اغلب مربیان که چندین سال با کامپیوتر کار کرده اند یاد می گیرند و این مسئله با فرصت های انبوهی که بازی های ویدئویی کامپیوتری برای جوانان ایجاد می کند بی ارتباط نیست. آشنایی با کامپیوتر و الکترونیک باعث غلبه بر ترس ها و اضطراب هایی که یادگیرندگان نسل قبلی با آن مواجه بودن شده است(احدیان، 1374).
بسیاری از گزارش های اخیر در خصوص آموزش و پرورش مبین این تفکر است که ورود سریع کامپیوترها به مدارس، گامی به سوی حل بحران آموزش و تدریس است. مرتب شنیده می شود که این ابزار، مهارت های جدیدی را که برای رقابت اقتصادی و شغلی در جهان امروز ضروری است، به دانش آموزان ارائه می دهد و نیروی تدریس را قوی تر و قابلیت علمی را فنی تر می کند، بار سنگین و طاقت فرسای تدریس را تخفیف می دهد و کار تدریس را جالب تر و خلاق تر می کند.
در حال حاضر تلاشی فراگیر مبنی بر به کار گیری کامپیوتر در همه زمینه های درسی آغاز شده است.
اگر یک ماده درسی می تواند در یک بسته کامپیوتری تعلیم داده شود، این روش بر همه روش هایی که دبیران پس از سال ها تلاش و کار بی وقفه به آنها دست یافته اند ارجحیت دارد؛ حتی اگر این روش از نظر آموزشی یا اقتصادی مضراتی داشته باشد. به جای آنکه تکنولوژی و ماشین با نیازها و دیدگاه های دبیران، دانش آموزان و جامعه انطباق داده شود، اینجا آنها هستند که باید همگی خود را با تکنولوژی هماهنگ سازند(فقیهی فردینی، 1370).
کامپیوتر چگونه می تواند به یادگیری افراد کمک می کند؟یادگیری از طریق 4 فرایند برای یادگیرندگان ایجاد می شود:
1- نیاز به یادگیری (انگیزش، اشتیاق، علاقه و غیره)؛
2- انجام دادن (آزمایش، تجربه، عمل، یادگیری از طریق اشتباهات)؛
3-بازخورد (اطلاع از صحت و سقم عمل انجام یافته، خوب بودن آن و غیره)؛
4- جذب (درک و استنباط، تجربه یادگیری و درک بازخورد، برآورد و برانداز کردن و احساس مالکیت نسبت به آنچه یاد گرفته شده است).    نکته مهم : هنگام انتقال متون از فایل ورد به داخل سایت بعضی از فرمول ها و اشکال (تصاویر) درج نمی شود یا به هم ریخته می شود یا به صورت کد نشان داده می شود ولی در سایت اصلی می توانید فایل اصلی را با فرمت ورد به صورت کاملا خوانا خریداری کنید: سایت مرجع پایان نامه ها (خرید و دانلود با امکان دانلود رایگان نمونه ها) : elmyar.net  
در اکثر جنبه ها، موفقیت استفاده از کامپیوتر در تعلیم و تربیت و آموزش در این است که منابع یادگیری مبتنی بر کامپیوتر با روش های واقعی یادگیری تناسب دقیق داشته و بر اساس آن طراحی شده باشد.
آموزش مبتنی بر کامپیوتر اغلب دوسویه و متعامل و بر به کارگیری دستگاه های چندرسانه ای استوار است. محیط های چندرسانه ای که اطلاعات را به صورت تصویر متحرک، صدا، عکس گرافیک و متن و نقاشی متحرک در اختیار کاربر قرار می دهد، با افزایش بهره وری، تغییری کیفی و اساسی در فرایند یادگیری ایجاد می کند. رشد انفجاری دستگاه های دیسک فشرده و نرم افزارهای آموزشی چندرسانه ای در تمام سطوح آموزشی گواهی بر این مدعاست. حضور گسترده کامپیوترها در مدارس، دانشگاه ها، سازمان های آموزشی، خانه ها و همچنین خدمات عمومی مورد نیاز مردم به این معنی است که اجتماع ما دارای عوامل فرهنگ کامپیوتری جوانی است که می تواند استفاده کامل از امکانات آموزشی متناسب را در پی داشته باشد. این عامل همه ساله و به طور تصاعدی از طریق کامپیوتر توسعه می یابد و بزرگتر می شود (احدیان و محمدی، 1377).
ویدئو
سیستم های ویدئویی تعاملی در حال حاضر در اغلب مراکز آموزشی کشورهای پیشرفته یافت می شود. در این سیستم ها دو رسانه آموزشی نسبتا رایج، یعنی ویدئو و رایانه به صورت یک منبع آموزشی منسجم مورد استفاده قرار می گیرد. هدف از پیوند این دو رسانه به یکدیگر ترکیب برنامه ها، تدریس انعطاف پذیر، تعاملی و آماده (به وسیله رایانه) با ویژگی های صدا و تصویر مناسب (به وسیله ویدئو) می باشد (احدیان و رمضانی، 1378).
کارشناسان بهره گیری از تلویزیون را بعد از کتاب حایز اهمیت فراوان در تعلیم و تربیت دانسته اند و اعتقاد دارند اگرچه استفاده از آن بدون حضور و وجود دبیر مقرون به فایده نخواهد بود، اما به کارگیری آن در آموزش در بردارنده فواید زیر است:
1- موجبات جلب توجه فراگیران را فراهم می سازد؛
2- اطلاعات افراد متخصص را بدون حضور آنان به کلاس می آورد؛
3- امکان ضبط و بازبینی رویدادها، وقایع و تجارب و آزمایش هایی را فراهم می سازد که ممکن است تکرار آنها میسر نباشد؛
4- امکان پخش و مشاهده برنامه های ضبط شده را به دفعات لازم فراهم می سازد. بنابراین از تکرار رویدادها و تجارب جلوگیری می کند و در نتیجه موجبات صرفه جویی در وقت، انرژی، هزینه و نیروی انسانی را فراهم می سازد؛
5- امکان تصویربرداری از اشیا بسیار دور و بسیار نزدیک و نیز اشیائی که نزدیک شدن به آنها خطرناک است را میسر می سازد؛
6- چون امکان کم و زیاد کردن صدا در آن میسر است، سخنران می تواند هم از صدای اصلی استفاده کند و هم خود صحبت نماید (احدیان، 1374).
استفاده از ویدئو در امر آموزش در کشورهای مختلف سابقه طولانی دارد و تحقیقات زیادی در این مورد صورت پذیرفته است. یکی از موارد استفاده آموزشی از ویدئو، استفاده از این وسیله در قصه گویی است. گرچه تحول بشر و انقلاب های تکنولوژیک، شنوندگان قصه را از چند انسان اولیه درون غارها به میلیون ها نفر در همه جای دنیا افزایش داده است، چیزی که به طور مشخص وجود دارد و قابل توجه است هنر قصه گویی است. هم اکنون مؤسسات بزرگی قصه های تصویری خوب برای کودکان را روی وسایل دیداری و شنیداری اجرا می کنند. برای این کار به تصاویر متحرک، فیلم استریپ ها فیلم ها و نوارهای صوتی نیاز است. نوارهای ویدئویی نیز گروه دیگری از این وسایل هستند که جای خاص و فراوانی در این حوزه یافته اند. بیشتر از همه، متخصصان تعلیم و تربیت از این نوارها استقبال کرده اند. ارزش این وسایل در دسترس بودن و استفاده راحت از آنهاست.
این نوارها وسیله هایی راحت و محبوب و قابل استفاده در هر زمان است و مورد استقبال بسیاری از مراکز حرفه ای، سینمایی، آموزشی و پرورشی، تلویزیونی و کتابخانه ای قرار گرفته است. انواع این وسایل دیداری و شنیداری برای نگهداری محتوای کتاب ها و انتقال آنها به همه بچه های دنیا به صورت وسیع بین المللی است. رشد جهانی برقراری ارتباط میان فیلم و کتاب، این محصولات را به طور وسیعی در کتابخانه ها به خصوص به صورت نوار ویدئویی مورد استفاده قرار داده است (احدیان و محمدی ، 1377).
تلویزیون
تلویزیون از جمله وسایل ارتباط جمعی است که در امر آموزش به کار گرفته شده است. به طور کلی تلویزیون تأثیرات عمیقی بر مخاطبان خود می گذارد و تحقیقات زیادی این امر را به اثبات رسانیده است.
کالاهان و کلارک برنامه های تلویزیون را به سه طبقه تقسیم کرده اند که عبارتند از:
1-تلویزیون آموزشی؛
2- تلویزیون فرهنگی؛
3- برنامه های تجاری و عمومی.
مقصود از تلویزیون آموزشی آن دسته از برنامه های آموزشی است که صرفا برای آموزش کلاسی مطرح است. تلویزیون فرهنگی به برنامه هایی اطلاق می گردد که برای آموزش کلاسی تهیه نمی شوند بلکه هدف تربیتی این برنامه ها اهمیت دارد. برنامه های تجاری و عمومی تلویزیون شامل فیلم های تفریحی و خدمات عمومی برنامه ها، شبکه ارتباطی تلویزیون و ایستگاه های محلی است.
دیاموند تلویزیون آموزشی را چنین تعریف می کند: تلویزیون آموزشی وسیله ای است سمعی و بصری برای رساندن پیام های آموزشی به مخاطب (دانش آموز) از طریق امواج مغناطیسی. در تعریف دیگری از تلویزیون آموزشی چنین آمده است: تلویزیون آموزشی (ETV) برای اشاره به برنامه های تلویزیونی که جزء یا ضمیمه نظام آموزشی در تمام سطوح تحصیلی هستند به کار می رود.
مزایای استفاده از تلویزیون در آموزش
استفاده از تلویزیون در آموزش دارای مزایای متعدد است و استفاده از تکنولوژی تلویزیون، امکانات زیر را در اختیار ما قرار می دهد:
1-انتقال برنامه های زنده و تصاویر متحرک را از طریق کابل، میکروویو، کانال های تلویزیونی، ماهواره ها یا کانال های تلویزیونی آموزشی میسر می سازد؛
2-به مدارس و مراکز آموزش عالی یا دیگر مؤسسات امکان می دهد تا برنامه های تلویزیونی را تماشا کنند و در صورت نیاز نسبت به ضبط آنها مبادرت ورزند؛
3-تولید برنامه های محلی را که تهیه آنها از طرق دیگر امکان پذیر نیست میسر می سازد. این برنامه ها ممکن است برای پیشرفت یادگیری شاگردان در سطوح مختلف و بر اساس نیازهای محلی تهیه می شوند؛
4-به شاگردان امکان می دهد تا با تهیه و تولید برنامه های تلویزیونی به سواد دیداری خود بیفزایند و به برقراری ارتباط مؤثر برای انتقال ایده های خود دست یابند.
5- امکان ضبط و پخش مجدد برنامه های متنوعی که شاگردان در منازل خود از طریق تلویزیون نگاه می کنند فراهم می سازد؛
6- فرصت مشاهده اماکن و اشیایی را که به فاصله دوری از مدارس قرار دارند (مانند موزه ها، مزارع، کارخانه ها...) فراهم می کند؛
7- شاگردان را در جریان آخرین حوادث و وقایع جاری نظیر ارسال اقمار مصنوعی به فضا قرار می دهد؛
8- امکان بررسی و تجزیه و تحلیل رفتارهای فردی و گروهی را برای دبیران روان شناسان فراهم می کند؛
9- به شاگردان امکان می دهد تا آن دسته از آزمایش های تجربی را که انجام آن مستلزم هزینه گزاف و توأم با خطرات احتمالی است مشاهده کنند؛
10- به شاگردان تربیت دبیر فرصت می دهد تا بدون حضور در کلاس های درس، روش تدریس و رفتارهای آموزشی دبیران حرفه ای را مورد مشاهده و تجزیه و تحلیل قرار دهند؛
11- اجبار حضور در مدرسه و کلاس را برای فراگیران منتفی می سازد؛
12- از طریق استفاده از خاصیت بزرگ نمایی، مشاهده اشیا و موجودات بسیار کوچک را برای شاگردان میسر می سازد؛
13- امکان مشاهده اعمال جراحی را بدون حضور در محل و ایجاد مزاحمت برای کادر جراحی فراهم می سازد.
یکی از نقاط ضعف استفاده از تلویزیون در آموزش، برقراری ارتباط یک جانبه است که به همین سبب جلب توجه شاگردان برای مدت زمان طولانی مشکل است.
اینترنت
گسترش شگفت انگیز اینترنت و آینده آن
به تازگی به ویژه در سال ها و ماه های اخیر، نحوه و میزان بهره گیری از اینترنت در کشورهای پیشرفته و حتی در کشورهای در حال توسعه، سیر صعودی و سرعت فوق العاده پیدا کرده و روز به روز در حال افزایش است؛ به نحوی که تا سال 2010 تعداد استفاده کنندگان از این شاهراه اطلاعاتی بالغ بر یک میلیارد نفر بود و روزانه حدود ده هزار صفحه جدید به شبکه تارعنکبوتی جهانی نیز افزوده خواهد شد. نقش برجسته این تکنیک در امور پژوهشی در مراکز دانشگاهی و اطلاعاتی به خوبی آشکار شده است. از پیوستن اینترنت به مجموعه ای متشکل از رادیو، تلویزیون، ضبط، نمابر و تلفن پدیده ای به نام چندرسانه ای (مولتی مدیا) به وجود آمده است که در واقع با فرمان دهی رایانه، فعال می شود و می تواند کارهای گوناگونی انجام دهد (مجیدی، 1381).
بهره گیری گسترده از اینترنت
گستردگی کارهای اینترنت سبب شده است که گروه های گوناگون،مؤسسه ها، سازمان ها، نهادها و حتی افراد معمولی بر حسب مورد و نیاز خود به این شبکه روی بیاورند و از آن استفاده ببرند. قابلیت های مهم وب جهانی موجب شده است تا بتوان همه چیز را درباره همه موضوع ها از کارهای خبری، سیاسی و اجتماعی، پژوهشی و علمی، فرصت های تحصیلی، پزشکی و اقتصادی گرفته تا موضوع های جزئی مانند تهیه بلیت هواپیما، تدارک محل اقامت در هتل، خرید و فروش اتومبیل، اطلاعات مربوط به انواع فروشگاه ها، قیمت اجناس و سرگرمی ها در آن جستجو کرد.
دسترسی به کتابخانه ها و مراکز علمی و آموزشی از طریق اینترنت
کتابخانه ها و مراکز اسناد و مدارک، بزرگترین گنجینه دانش بشری به شمار می رود. تک تک کتابخانه ها و مراکز علمی، همه اسناد و مدارک سودمند و مورد نیاز پژوهشگران را در دسترس ندارند. بهره گیری از کتابخانه های بزرگ و مهم جهان از طریق اینترنت امکان فوق العاده ای است که در اختیار کتابداران و پژوهشگران قرار می گیرد تا بدین وسیله بتوانند بی آنکه وقت و هزینه زیاد صرف کنند و به کشورهای گوناگون سفر کنند، از این منابع بهره جویند.
هم اکنون صدها کتابخانه بزرگ دانشگاهی به شبکه اینترنت وصل شده اند و یکی از مهم ترین منابع موجود بر روی شبکه، فهرست رایانه ای به شمار می رود که شخص می تواند به فهرست ها یا نظام کتابخانه ها دسترسی پیدا کنند و از آنها استفاده کند. سیستم رایانه ای بسیاری از کتابخانه ها، تنها منحصر به فهرست مجموعه چاپی کتابخانه ها نیست. خدمات دیگری نیاز دسترسی به دیسک های نوری، دایره المعارف های الکترونیکی، اطلاعاتی درباره سازمان مادر و دسترسی به کتابخانه ها و مراکز دیگر از خدمات دیگری است که تعدادی از سیستم ها بدون محدودیت در اختیار استفاده کنندگان از راه دور قرار می دهند.
هم اکنون دانشگاه ها و مراکز علمی مشهور جهان از طریق اینترنت با هم ارتباط دارند. هریک از آنها با گشودن صفحه های مخصوص به خود اطلاعات متنوعی را به آن منتقل می کنند. از طرح های تحقیقاتی در دست اجرا گرفته تا پایان نامه های دانشجویان، طرح های مطالعاتی استادان و پژوهشگران و آخرین دستاوردهای علمی آنان به اینترنت منتقل می شود تا سایر مراکز علمی، افراد و بخش هایی که به نحوی از نتایج دستاوردهای علمی استفاده می کنند، در جریان این اطلاعات قرار گیرند. هم اکنون اینترنت حتی در آزمایشگاهها نیز جای خود را باز کرده است. بسیاری از آموزشگاهها در سطح جهان به اینترنت پیوسته اند تا بدین وسیله بتوانند هم از اطلاعات موجود در آن استفاده کنند و هم با یکدیگر و با مراکز آموزش و پرورش ارتباط سریع و فعال داشته باشند (مجیدی، 1381).
با توجه به مجموعه مسائل موجود، شاید در پیوستن به شبکه نباید تردید به خود راه بدهیم؛ زیرا جریان این شاهراه اطلاعاتی به اندازه ای سهمگین و گسترده است که نمی توان خود را به کلی از آن کنار کشید و این کناره گیری خود مشکلات دیگری ایجاد می کند.حتی اگر در سیستم رسمی به طور کامل از آن صرف نظر کنیم، راه برقراری تماس افراد با اینترنت از طریق تماس های خارجی کاملا باز است و راهی برای کنترل و محدود کردن آن وجود ندارد. افزون بر همه اینها، مزایای علمی، فرهنگی،پژوهشی، اقتصادی، سیاسی در شبکه اینترنت به گونه ای است که نمی توان از آن صرف نظر کرد. از سوی دیگر، تخریب اخلاقی و فرهنگی را هم نمی توان نادیده گرفت. بنابراین می توان گفت که نباید خود را از دست یابی به چنین اطلاعات گسترده و پر ارزش و این امکان مهم که کارایی فوق العاده ای در توسعه خواهد داشت، محروم کنیم. بلکه باید بکوشیم با شرکت در تلاش برای ایجاد سیستم حقوقی بین المللی ناظر بر کار اینترنت، تا حد امکان راه را برای سوء استفاده از آن ببندیم و جامعه را به سویی جهت دهیم ه افراد خود به استفاده مثبت از این پدیده مهم ارتباطی روی آورند (مجیدی، 1381).
رادیو
در بررسی نقش حواس در یادگیری می توان گفت که حدود 13% یادگیری انسان از طریق کاربرد حس شنیداری او صورت می گیرد و درصد قابل توجهی را که 75% را شامل می شود به کاربرد حس بینایی نسبت می دهند. در مقایسه ظاهر امر چنین حکم می کند که فعالیت های شنیداری نمی توانند نقش چندان ارزنده ای را در یادگیری انسان ها ایفا نمایند؛ ولی حقیقت امر این است که چنانچه از تجهیزات شنیداری به نحو مطلوبی استفاده به عمل آید، همین درصد ظاهرا ناچیز می تواند تأثیر قابل توجه خود را نشان دهد.
گوش دادن به عنوان یک مهارتانسان ها تصورشان بر این است که سخن گفتن مهارت است نه گوش دادن. به همین دلیل بیشتر از آنچه که باید به مهارت گوش دادن توجه داشته باشند به تقویت مهارت سخن گفتن خود پرداخته اند. نتایج تحقیقات درباره گوش دادن نشان می دهد:
1- افراد بزرگسال حدوداً 70 درصد از کار روزانه خود را از طریق برقراری ارتباط کلامی انجام داده و حدود 45 درصد وقت خود را صرف گوش دادن به دیگران می کنند.
2- شاگردان مدارس ابتدایی حدود 60 درصد و شاگردان مدارس متوسطه و دانشجویان حدود 90 درصد وقت خود را صرف گوش دادن می کنند.
3- شاگردان مدارس قادر هستند تنها 5/1 تا 3/1 درصد از آنچه را که شنیده اند به خاطر بسپرند. این میزان برای افراد بالغ چیزی در حد 50 درصد است. نتایج تحقیقات نشان داده اند که بعد از دو ماه این میزان به نصف خود تقلیل می یابد.
4- افراد می توانند 25 کلمه در دقیقه بنویسند، 100 تا 150 کلمه در دقیقه صحبت کنند، حدود 300 کلمه در دقیقه به طور بی صدا بخوانند.
5- سرعت سخن گفتن افراد به گوش دادن دیگران اثر می گذارد، مشروط به آنکه تعداد کلمات چیزی در حدود 150 تا 170 کلمه در دقیقه باشد.
6- زمانی که درک کلمات از جانب گیرندگان پیام مشکل باشد، از شدت توجه آنان به گوش دادن کاسته خواهد شد. این میزان زمانی که درک کلمات ساده نیز باشد کاهش خواهد یافت. البته شرایط نامطلوب محیطی نیز بر میزان توجه افراد اثر دارد.

فایل–284

3-5-نتیجه گیری137
4-5- پیشنهادات پژوهشی148
1-4-5- پیشنهاداتی برای پژوهش های آینده148
5-5- محدودیتهای پژوهش148
منابع و مآخذ149
منابع فارسی149
منابع انگلیسی161
چکیده انگلیسی162
صفحه عنوان انگلیسی163
فهرست جداول
عنوان صفحه
1-5- مقایسه ریشه های تئوریک اندیشه دکتر حسین کچویان و دکتر علی میرسپاسی123

TOC \o "1-3" \h \z \u فصل اولکلیات تحقیق
چکیده:
با توجه به اینکه رویارویی سنت و مدرنیته در ایران معاصر مساله ای حساس در تحولات ایران می باشد و توجه به اندیشه متفکرانی که در این زمینه بحث کرده اند تا حدودی می تواند ابعاد پنهان این موضوع را نمایان کند. اهمیت این تحقیق در بها دادن به تاریخ معاصر و اندیشه متفکران معاصر ایرانی می باشد و البته اهمیت بسیاری که این چالش سنت و مدرنیته در زیست جهان ایرانی دارد و عدم وجود تحقیقی مستقل بر اهمیت و ضرورت این پژوهش می افزاید.هدف این پژوهش رسیدن به درک روشن از نسبت تاریخی سنت و مدرنیته در آرا دکتر حسین کچویان و دکتر علی میرسپاسی می باشد.روش تحقیق در این پژوهش روش تطبیقی-کیفی بوده و برای جمع آوری داده ها از مطالعات اسنادی استفاده شده است.روش نمونه گیری در این پژوهش روش نمونه گیری هدفمند بوده و از دو متفکری که اندیشه هایشان در زمینه نسبت سنت و مدرنیته پشتوانه نظری قوی داشته استفاده شده است. در نهایت دکتر کچویان راه حل چالش سنت و مدرنیته را در این می داند که ما باید بومی گرایی را سر لوحه خود قرار دهیم و باید ماهیت در نهایت دکتر کچویان راه حل چالش سنت و مدرنیته را در این می داند که ما باید بومی گرایی را سر لوحه خود قرار دهیم و باید ماهیت غیرتجددی انقلاب را جدی گرفت.اما دکتر میرسپاسی راه حل چالش سنت و مدرنیته را در این می داند که روشنفکران ایرانی باید در سطح جهانی با اندیشمندان دیگر گفتگو داشته باشید و خواستار توسعه دموکراسی باشند.
واژگان کلیدی:سنت،مدرنیته،نسبت سنت و مدرنیته،دکتر علی میرسپاسی،دکتر حسین کچویان
مقدمه :
در این فصل ابتدا به بیان مساله تحقیق پرداخته شده است تا مشخص شود تحقیق حاضر به دنبال بیان چه موضوعی است و در ادامه اهمیت تحقیق حاضر و اهداف و پرسشهای این تحقیق آورده شده است و بعد از آن تعریفی از مفاهیم اصلی تحقیق در نظر متفکران مورد بررسی دکتر کچویان و دکتر میرسپاسی را آورده ایم.
موضوع این تحقیق نسبت سنت با مدرنیته ایرانی می باشد. بحث پیرامون نسبت تاریخی سنت و مدرنیته یکی از موضوعاتی است که همواره در حوزه جامعه شناسی مطرح بوده است،بنابراین می توان یکی از محورهای همیشگی بحث در حوزه جامعه شناسی و اندیشمندان آن را بحث پیرامون نسبت سنت و مدرنیته دانست. "یکی از چالشهای علوم اجتماعی ایران نسبت میان سنت و تجدد است .جامعه ایران به شیوه های مختلف با آثار گذر از وضعیت سنتی به وضعیت جدید مواجه است.مطالعه این موضوع زمینه ساز تبیین و تحلیل بسیاری از مشکلات،رویدادها و وقایع اجتماعی معاصر است.به این دلیل علوم اجتماعی ایران نمی تواند نسبت به شناسایی پیامدهای این گذار و نوع مواجه با آن بی اعتنا باشد"(جواهری،3:1389).
"قبل از آغاز مشروطه ورود مدرنیته به ایران شروع شد با آن استمرار پیدا کرد اما مشکل آن در ایران این بود که همواره به صورت یک ابزارانگاری سطحی باقی ماند و تبدیل به تفکر و تاملی عمیق نشد این مساله علت داشت و علت عمده اش این بود که زمانی که به طور جدی به مدرنیته پرداختند نمی دانستند که در واقع این چیزی که امروزه به مثابه ابزار تکنولوژیک ظاهر شده امری فوق ابزاری است.البته بعضی ها توجه به این مساله کردند و دریافتند که مدرنیته صرفا ابزار نیست برای همین سید جمال از این روح که در واقع همان روح مدرنیته است نسبتا برخوردار بوده و بر اساس همین درک و فهم متفکری مدرن است"(مددپور ،1380 :41 -42 ).
اگر بخواهیم به اجمال تجدد را به دو بخش عمده ی ابزاری و انتقادی تقسیم کنیم،فرایندها و سازمانهای تجدد ابزاری و فرایندها و سازمانهای تجدد انتقادی هرکدام به شکلی خاص در جامعه ی ایرانی مطرح شدند و برخوردها و نتایج متفاوتی را آفریدند .حتی در گروه ها و طبقات و لایه های مختلف اجتماعی به نوعی ویژه با هر کدام از ابعاد و لایه های تجدد برخورد شد.به طور نمونه حکومتگران ،نخبگان و توده های مردم هر کدام به صورتی مشخص و با رویکردی متفاوت با قضیه ی تجدد برخورد کردند و از دیدگاه خویش به طرح پرسش در باب تجدد پرداختند.ولی شاید هیچ کدام از آنان نتوانستند به تجدد و پیامدهایش در کلیت آن بپردازند.مسئله ی تجدد و طرح آن در ایران یک مسئله ی تک بعدی نبود.تجدد پدیده ای پیچیده بود که تقلیل آن به هر کدام از ابعادش آن را از حیز انتفاع می انداخت و شناخت دقیقش را امکان پذیر نمی کرد(گودرزی،22:1386).
می توان گفت که برای شناخت جوامع دیگر باید هر روشنفکری ابتدا در پی فهم جامعه خودش باشد.بنابراین"یکی از موضوعات اساسی برای روشنفکر امروز شناخت خود است زیرا در راستای شناخت هویت ایرانی است که می توان خود را در برابر جهان قرار داد تا دنیا را بهتر شناخت و در سیر جهانی قرار گرفت(جهانبگلو195:1379). روشنفکری وضعیتی برون موضعی است یعنی از موضع خودش درمی آید و می تواند از یک فرهنگی به فرهنگ دیگر سفر کند و تمام عناصری را که از آن فرهنگ می خواهد بگیرد بیاورد درون جغرافیای هویتی خودش این طوری بهتر می تواند از هویت خودش و از روح قومی اش دفاع کند"(جهانبگلو ،216:1379). بنابراین متفکران حال حاضر ایرانی نیز در پی فهم تحولات ایران به بررسی تاریخ این سرزمین می پردازند و می خواهند جایگاه جامعه ایرانی را در جهان به طور واقع بینانه مورد توجه قرار دهند.
قادری در کتاب اندیشه در مرز می گوید:روشنفکران امروز به سه گروه تقسیم می شوند روشنفکران سکولار و روشنفکران نواندیش دینی و کسانی که در چارچوب سنت از اسلام یا از تشیع دفاع می کنند(قادری،92:1386).در این نوشتار ما به دو موضع نظری متفاوت در ایران به ترتیب اندیشه های علی میرسپاسی را در گفتمان پست مدرنیستی بررسی می کنیم زیرا ایشان در تمامی آثارش در دفاع از هویت سکولار و دین را به حوزه خصوصی محدود می کند و متاثر از اندیشمند پست مدرنیستی رورتی است و اندیشه های دکتر کچویان را در گفتمان سنتی بررسی می کنیم زیرا ایشان در تمامی آثارشان دفاع از دین و هویت دینی مورد توجه قرار داده اند و حتی اندیشه دیرینه شناسی فوکو را در راستای فهم گفتمانهای موجود در تاریخ ایران مورد استفاده قرار می دهد.
در مورد گفتمان سکولار " در رویکرد پست مدرنیستی برخلاف نگرش تجدد گرایان،تجدد با توجه به طرح و ایده های محقق نشده و آسیب ها و خلاهای به وجود آمده مورد حمله شدید قرار می گیرد.معتقدان به این رهیافت تجدد را شکست خورده و طرح و آرمانهای آنرا برای رهبری جامعه آینده ناتوان می دانند.به همین جهت در پست مدرنیسم پیامدهای برآمده از تجدد غربی ناشی از مولفه هایی دانسته می شود که تجدد بر آن متکی است و به آن می بالد.مولفه هایی همچون ایمان به علم مدرن،عقلانیت ابزاری ،صنعت مدرن ،اعتقاد جدی به اصول و مبانی علم و جهان شمول.برعکس در رویکرد پساتجددگرایی مشروعیت عناصر و مولفه های فوق مورد سوال قرار می گیرد.با این رهیافت نگرش ما به تجدد خوش بینانه نخواهد بود بلکه به علائم بیماری و فروپاشی نظام تجدد واقف می شویم(خاکی قراملکی، 94:1391).
در مورد گفتمان سنتی "مدرنیته در ایران تا آنجا که می توانست به زبان دینی سخن گوید به ظاهر منشا اثر بیشتری داشت و هر وقت که زبان دینی خویش را از دست می داد،مسلما حتی کتابهایش امکان انتشار نمی یافت.به همین دلیل وقتی مکتوبات کمال الدوله آخوند زاده نوشته شد همواره به صورت نسخه خطی باقی ماند .این نکته نشان می دهد که هیچ وقت مدرنیته ای که بخواهد با زبان الحاد عمل کند در ایران موفق نیست (مددپور ،1380 : 43-44).سنت گرایی در سالیان اخیر از جمله دیدگاههای رایج و تامل برانگیز در کشور ما بوده است.این دیدگاه مفهوم ویژه و مثبتی از سنت را مبنا قرار می دهد و به احیا سنت اهتمام می ورزد.به دلیل تاکید سنت گرایان بر سنت به غلط تصور می شود که نظریه آنها نظریه ای سنتی است و ربطی به وضعیت امروز ما ندارد .در اینجا نشان داده ایم که سنت گرایی هرچند یک نظریه مدرن نیست ،اما نظریه ای معاصر است و پیوندی عمیق با دنیای امروز دارد(رحمتی،1:1387).
در این نوشتار مقایسه اندیشه متفکران دکتر حسین کچویان و دکتر علی میرسپاسی دو پیشفرض دارد: اول اینکه دیدگاههای دکتر کچویان و میرسپاسی برحسب نظریات و دستاورد قابل مقایسه اند و آنان دارای اعتبار و اهمیت قابل مقایسه ای هستند. دوم مقایسه چیزی با چیز دیگر این فرض را در خود نهفته دارد که چیزهای مورد مقایسه از لحاظی خاص یکسان و از لحاظی دیگر متفاوتند .در این نوشتار نیز این دو پیش فرض را لحاظ خواهیم کرد. شناسایی اندیشه روشنفکری در دیدگاههای مختلف و متعارض نیازمند به کارگیری روش مقایسه ای است و روش تطبیقی کیفی یکی از روشهایی است که کمتر مورد توجه تحقیقات علمی قرار می گیرد . در این نوشتار سعی داریم با اتخاذ نگاه تطبیقی به درک روشنی از مسئله تاریخی نسبت سنت با مدرنیته در آرای دکتر حسین کچویان و دکتر علی میرسپاسی برسیم.
1-1-بیان مساله:
تحولات جامعه ایرانی از نظر مواجه تاریخی سنت و مدرنیته امری چالش برانگیز بوده است و در جامعه ایرانی تعارض بین سنت و مدرنیته در کانون اندیشه متفکران قرار دارد.این مواجه از نگاه گرایش های مختلف روشنفکری روایات متفاوتی پیدا کرده است.در یک دسته بندی اجمالی دو دسته سنت گرایان و پست مدرن ها دو نوع تحلیل متفاوت و متعارض از این نسبت ارائه داده اند. هر یک از این رویکردها تلقی خاصی از نسبت مدرنیته و سنت دارند، علت اختلاف نظرها نه تنها در منافع ایدئولوژیک جریانات یاد شده، بلکه در طرز تلقی و تعریف آنها از مدرنیته و سنت می باشد. می توان گفت نسبت سنت و مدرنیته به درجات متفاوتی بر تحولات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایران تاثیر داشته اند.بنابراین به دلیل برخوردهای سیاسی ،اجتماعی و حتی فرهنگی که به سبب این نسبت در می گیرد، این مواجه می تواند مساله ای با اهمیت در محافل علمی و در سطح جامعه باشد. بنابراین بحث از این گونه مسائل نه تنها برای روشنفکران بلکه حتی برای کلیه آحاد جامعه نیز دارای اهمیت است زیرا این درگیری های فکری در تمام سطوح اجتماعی تاثیر گذار می باشد. جریانهای سیاسی و اجتماعی در کشور همواره نیازمند نظریه پردازی در تحلیل گذشته ،حال و آینده اند از این رو می توان بازتعریف اندیشه تاثیر گذار(نسبت سنت و مدرنیته) را در پویایی های سیاسی و اجتماعی امری اساسی دانست. می توان گفت که هم فهم سنتی و هم فهم نوگرایانه از منظر ایدئولوژیک اندیشیدن برابرند و هر دو به دنبال واکاوی در گذشته برای پاسخ دادن به مسائل معاصرند.بنابراین بررسی نسبت سنت و مدرنیته نیازمند فهم تاریخی این جریانات است. همچنین با توجه به اینکه تاکنون در زمینه اندیشه های دکتر کچویان و دکتر میرسپاسی تحقیقی منسجم و روشمند انجام نشده است و اینکه غالب اندیشه های دکتر میرسپاسی و دکتر کچویان در زمینه جامعه شناسی می باشد ضرورت نظری دارد درباره اندیشه های این دو متفکر تاثیر گذار در جامعه معاصر ایران مطالعه ای دقیق صورت گیرد.این تحقیق می تواند مسیری را برای تحقیقات دیگر در حوزه جامعه شناسی برای فهم جامعه شناسی بومی ایرانی بگشاید و همچنین یافتن نظریات بومی در اندیشه متفکران مورد بررسی (دکتر کچویان و دکتر میرسپاسی)می تواند فهمی را از جامعه ایران و تحولات آن ارائه کند.
این پایان نامه به دنبال بررسی نسبت تاریخی سنت و مدرنیته در آرای متفکران شاخص ایرانی دکتر حسین کچویان و دکتر علی میرسپاسی می باشد. این نوشتار در پی این است که با نگاهی تطبیقی و انتقادی(برای روشن کردن ابهامات و تعارضات)اندیشه این دو متفکر مورد بررسی قرار گیرد. هدف این نوشتار نیز رسیدن به درک روشن از نسبت سنت و مدرنیته در نگاه متفکرین شاخص ایرانی دکتر حسین کچویان و دکتر علی میرسپاسی و تحلیل انتقادی افکار این متفکرین,توصیف افکار متفکرین تاثیر گذار(میشل فوکو و ریچارد رورتی)به ترتیب بر اندیشه(کچویان) و (میرسپاسی) و رسیدن به مبانی تئوریک در اندیشه دکتر کچویان و دکتر میرسپاسی،تحلیل تحولات تاریخی ایران و راه حل برون رفت از چالش سنت و مدرنیته در نگاه این دو متفکر و همچنین مقایسه افکار و پیدا کردن نقاط اشتراک و افتراق اندیشه های هر یک از این دو متفکر مورد نظر است .در این پژوهش با مقایسه این دیدگاههای متفاوت ظرفیت اندیشه متفکران ایرانی در حوزه جامعه شناسی را نمایان می سازد و تحلیل شباهتها و تفاوتهای دیدگاه آنها تفاوتهای نگرشی آنها را نشان می دهد .هدف نهایی ما این است تا با فهم درستی از نظریات دکتر کچویان و دکتر میرسپاسی نسبت سنت و مدرنیته در اندیشه این دو متفکر را نشان دهیم.
2-1-اهمیت موضوع و ضرورت انجام تحقیق:
مهمترین دغدغه فکری در جامعه روشنفکری ایرانی نسبت سنت و مدرنیته است .سوال از این نسبت در جامعه ایرانی همواره در محافل علمی مورد بحث بوده است.در واقع بررسی اندیشه های متفکران ایرانی در چارچوب نسبت سنت با مدرنیته است که معنا می یابد".نکته مهم این است که مجادلات مربوط به نسبت سنت و تجدد در ایران و کنشهای برآمده از آن هم در تجربه مشروطه هم در استقرار سلطانیسم مدرن پهلوی و هم در وقوع انقلاب اسلامی و استقرار جمهوری اسلامی نقش موثری داشته است.فهم اکنون ایران مستلزم فهم فرایندی است که در یک دوران صد و پنجاه ساله طی شده است"(منوچهری ، 160:1389).در واقع فهم نسبت سنت و مدرنیته در اندیشه متفکران ایرانی راهی برای فهم شرایط اکنون ایران است.
اهمیت این تحقیق در بها دادن به تاریخ معاصر(بعد از انقلاب اسلامی)و اندیشه متفکران معاصر ایرانی می باشد و البته اهمیت بسیاری که این چالش سنت و مدرنیته در زیست جهان ایرانی دارد و عدم وجود تحقیقی مستقل بر اهمیت و ضرورت این پژوهش می افزاید.
دکتر آزاد ارمکی بیان می کنند:" اندیشه روشنفکری دوره جدید تکمیلی تر از اندیشه روشنفکری دوره گذشته است .تکمیلی تر به لحاظ تعداد افراد ،روشهای شناخت،دیدگاهها، افزونی تجربه ، پیچیده شدن نظام اجتماعی موثر بر جریان روشنفکری(آزادارمکی،23:1380).با توجه به اینکه اندیشه روشنفکری دوره معاصر ایران تکمیلی تر می نماید .می توان تحقیقی جامع تر را در جریان روشنفکری اخیر به ویژه در زمینه اندیشه متفکران در دیدگاههای سنت گرایی و پست مدرنیستی انجام داد. آنچه در این بحث عمدتا مورد توجه قرار گرفته نسبت سنت و مدرنیته در اندیشه دکتر کچویان و دکتر میرسپاسی است.جریان مربوط به سنت و مدرنیته همچنان در بحث های دانشگاهی و مردمی جاری است و هر از چند گاهی با دیدگاههای جدیدی روبه رو می شویم که لازم است مورد توجه قرار گیرند. در نوشتار حاضر ما در پی بررسی آرا دو متفکر ایرانی دکتر کچویان و دکتر میرسپاسی زیرا هر یک از آنها در پی فهم ذات مدرنیته و نسبت آن با سنت می باشند و آثار این دو متفکر در فهم جامعه ایرانی بسیار موثر می باشد زیرا هر دو در زمینه تاریخ اجتماعی ایران قلم زده اند و در اکثر آرا ایشان نسبت تاریخی سنت و مدرنیته به چشم می خورد.
3-1-اهداف تحقیق:
1-3-1- اصلی:
رسیدن به درک روشن از نسبت سنت و مدرنیته در آرا دکتر حسین کچویان و دکتر علی میرسپاسی
2-3-1- فرعی:
بررسی نقاط افتراق و اشتراک آرا دکتر حسین کچویان و دکتر علی میرسپاسی درباره نسبت تاریخی سنت ومدرنیته
2- بررسی ریشه های تئوریک آرا دکتر حسین کچویان و دکتر علی میرسپاسی درباره نسبت تاریخی سنت ومدرنیته
3-تحلیل انتقادی آرا دکتر حسین کچویان و دکتر علی میرسپاسی
4-1-پرسش های اساسی:
1-4-1- پرسش اصلی
در آرای دکتر حسین کچویان و دکتر علی میرسپاسی نسبت سنت و مدرنیته در ایران چگونه صورت بندی شده است؟
2-4-1- پرسش های فرعی:
1-مبانی تئوریک آرای دکتر حسین کچویان و دکتر علی میرسپاسی چیست؟
2- دکتر حسین کچویان و دکتر علی میرسپاسی چه تحلیلی از تحولات تاریخی ایران معاصر دارند؟
3-از منظر دکتر حسین کچویان و دکتر علی میرسپاسی چه راه حلی برای برون رفت از چالش های موجود بین سنت و مدرنیته در ایران می توان پیشنهاد داد؟
5-1-تعاریف مفاهیم:
تعاریف سه مفهوم سنت و مدرنیته و پست مدرنیته از نگاه این دو متفکر دکتر حسین کچویان و دکتر علی میرسپاسی را به تفکیک در زیر آورده ایم.
در نظر کچویان سنت معانی مختلفی دارد:"در جامعه شناسی که معنای مصطلح آن وجود دارد سنت به رفتارها و الگوهایی که به اعتبار انجامشان در گذشته نهادینه شده اند تعبیر می شود .به این معنا بخش اعظم سنت می تواند غیر دینی باشد.در واقع کچویان می گوید:سنت را باید بنا به اقتضا تعریف کرد.کچویان می گوید:در بحث مدرنیته دقیقا من سنت را آن نوع مواجه معرفت شناختی،متافیزیکی،انسان شناختی و ارزش شناختی با عالم می دانم که تمام تمدنهای گذشته به رغم همه تفاوت هایشان در آن مشترک بوده و از این حیث تجدد در مقابل آنها قرار می گیرد.ما سنت را به اعتبار کهنگی تعریف نمی کنیم بلکه سنت را در بحث مربوط به مدرنیته به عنوان گونه ای متفاوتی از مواجه با عالم و یک نوع متفاوت از زندگی می فهمیم"(کچویان، ر1385 :11-12).کچویان سنت در بحث مربوط به مدرنیته را گونه ای مواجه متفاوت با عالم می داند.
تعریف مدرنیته در رویکرد سنت گرایی کچویان "معتقد نیستم که مدرنیته انحصارا با یک شاخص نقد فلسفه سیاسی اجتماعی سنت تعریف می شود بلکه مدرنیته اساسا خود را در تقابل با کلیت سنت تعریف کرده است و عنصر اساسی این سنت هم دین بوده است"(کچویان، ر6:1385).از نظر کچویان مدرنیته در تقابل با سنت می باشد.
کچویان می گوید: پست مدرن را به عنوان بحران فکر مدرن می دانم و هیچ چیز دیگری از آن نمی فهمم .یعنی فکر مدرن به انتهای خودش رسیده است .انسان هایی درون تمدنی فکر کرده اند .تجربه تاریخی کرده اند به یکسری حرف هایی رسیده اند خودشان در آن بستر فکری خودشان به این نتیجه رسیده اند که حرفهایشان به درد نمی خورد!چه اشکالی دارد که آن حرفها را از آنها بگیریم ؟خودشان گفته اند که دیگر نمی توانیم فهم عام به دست آوریم .نمی توانیم دانش کلی به دست بیاوریم علوم اجتماعی این ظرفیت را ندارد جاده ای را رفته اند بعدا فهمیده اند این جاده ای را که رفته اند به مقصد راه نمی برد(کچویان، ر8:1389). کچویان پست مدرنیته را ادامه دهنده راه مدرنیته می داند و وضعیت مدرن را بحرانی می داند و معتقد است حتی خود اندیشمندان غربی به این نکته رسیده اند که نمی توانیم فهم عام به دست آوریم.
میرسپاسی می گوید:بحث من راجع به مدرنیته ایرانی و محدودیت فکری آن است.مدرنیته به عنوان یک پروژه فکری و یک تجربه عملی در ایران محدود به یک سلسله باورهای کلیشه ای و سطحی و فرآیندی صرفا ساختاری و بیگانه از یک بستر فرهنگی و تاریخی بوده است.مدرنیته ایرانی از یک سو ظرفیت انتقادی ندارد و از سوی دیگر کم کم نسبت به مسائل اساسی فرهنگی و فکری که در فضای اطرافش در جریان است بی اعتنا شده است.هم روشنفکر تجددخواه ایرانی و هم نهادهای فرهنگی برآمده از تجربه مدرنیته ایرانی صرفا بر این باورند که چون شمایل آنها مدرن است و اینکه خودشان تعریفی مدرن از خود ارائه می دهند کافی است که آنها خصوصیتی مترقی بگیرند.سنت مدرنیته در ایران بیش از اینکه بطور خستگی ناپذیر در جهت تولید فکری و اجتماعی باشد به تعریفی هویتی به معنی متافیزیکی از خود بسنده کرده است ولی این تعریف هویتی بسته و کلیشه ای است و به سنگرگیری فکری و اجتماعی انجامیده است(میرسپاسی،6:1380). متاسفانه در ایران مدرنیته به یک مجموعه تحولات اقتصادی اجتماعی از بالا یعنی مدرنیزاسیون محدود شده و ختم یافته است.گفتمان ما درباره مدرنیته در حقیقت گفتمانی است درباره مدرنیزاسیون یعنی فرآیندی عینی که ما در آن نقشی فعال نداریم و در مورد آن نمی اندیشیم و فکر نمی کنیم(میرسپاسی،11:1380).در واقع از چند سطر پیش گفته بر می آید که دکتر میرسپاسی معتقد است مدرنیته در ایران تنها از لحاظ ظاهری بروز یافته است و هیچ تولید فکری و اجتماعی از مدرنیته وجود ندارد و مدرنیته در ایران به صورت سطحی رشد یافته است.
میرسپاسی در تعریف سنت می گوید:"از آنجا که سنت قبلا از جایگاه خود بیرون شده و توسط مدرنیته به مقوله ای بی ثمر تبدیل شده است.پس برای رهبری و هدایت جنبش می بایست آنرا با بنیادهای عینی مدرنیته هماهنگ کرد به عبارت دیگر سنت را به آن بنیادها مجهز کرد.با اینکار سنت به ادامه دهنده راه مدرنیته و دنبال کننده اهداف آن تبدیل می شود گویی که آنها نه تنها هرگز از هم جدا نبودند بلکه دارای تقدیر طبیعی هماهنگ بوده اند"(میرسپاسی،317:1384).از نظر میرسپاسی باید سنت را به ابزارهای مدرنیته مجهز کرد و سنت بدون اتکا به مدرنیته اساسی ندارد.
میرسپاسی می گوید: تا تکلیف خود را با تجربه ناقص و محدود از مدرنیته روشن نکنیم نمی توانیم خود را به آغوش تجربه پست مدرنیته بیاندازیم(میرسپاسی ،149:1381).میرسپاسی مدرنیته در اصل در ایران به صورت کامل تجربه نشده است و تا تکلیف خود را با مدرنیته مشخص نکنیم نمی توانیم به سراغ پست مدرنیته برویم.
فصل دوم
ادبیات تحقیق
مقدمه:
کچویان در کتاب خود تطورات گفتمانهای هویتی بر تاثیرپذیری از رویکرد دیرینه شناسی فوکو اشاره کرده است. میرسپاسی نیز در کتاب دموکراسی یا حقیقت خود بر تاثیرپذیری از رویکرد پست مدرنیستی پراگماتیستی ریچارد رورتی اذعان دارد.پس برای رسیدن به درکی عمیق از اندیشه دکتر کچویان و میرسپاسی به بررسی اندیشه متفکران تاثیر گذار (میشل فوکو و ریچارد رورتی)بر آنها خواهیم پرداخت.در ادامه این فصل مبانی نظری هر یک از آنها دکتر حسین کچویان و دکتر علی میرسپاسی و مقایسه اندیشه این دو متفکر و همچنین پیشینه تاریخی از تحقیقات صورت گرفته در مورد نسبت تاریخی سنت و مدرنیته و برخورد روشنفکران ایرانی در مورد این نسبت را بررسی خواهیم کرد.
1-2-بررسی نظریات میشل فوکو:
در این بخش به بررسی کلی نظریات میشل فوکو برای درک عمیقتر از اندیشه این متفکر خواهیم پرداخت تا با بررسی تفکراتش به شباهت نظری اندیشه های دکتر کچویان و میشل فوکو برسیم.
فوکو در1926در پواتیه فرانسه زاده شد. در دانشگاه سوربون فلسفه خواند و لیسانس خود را در سال1948گرفت. فوکو برای مدت کوتاهی عضو حزب کمونیست فرانسه بود، ولی در سال1951از آن حزب کنار کشید.فوکو در دهه1950به تحصیل در روانشناسی علاقه پیدا کرد و درجه لیسانسی در روانشناسی و سپس دیپلمی در رشته آسیب شناسی روانی گرفت.در همان سالها وی پژوهشهایی در آسیب شناسی روانی انجام داد .سرانجام در دانشگاه هامبورگ با نوشتن رساله ای در باب جنون به اخذ درجه دکتری نائل آمد و در سال1964استاد فلسفه دانشگاه کلرمون در فرانسه شد.پس از آن فوکو به عنوان استاد "تاریخ نظامهای اندیشه"در کلژدوفرانس تدریس می کرد.فوکو به سرعت در حوزه روشنفکری فرانسه شهرت یافت و دیری نگذشت که نفوذی جهانی پیدا کرد .وی چشم اندازهای نوینی در فلسفه ،تاریخ و جامعه شناسی گشود.در تعبیرهای گوناگون او را فرزند ناخلف ساخت گرایی و پساساخت گرایی یا هرمونتیک ،دیرینه شناس فرهنگ غرب،پوچ انگار و ویرانگر علوم اجتماعی رایج خوانده اند (دریفوس و رابینو، 13:1379).
در واقع هدف دیرینه شناسی چیزی نیست جز فهمیدن و بیان کردن آرشیوهای احکام خاص هر جامعه و عصر خاص.بررسی این آرشیوها و حکم های مندرج در آنها از طریق گفتار نشان خواهد داد که در آن جامعه یا عصر خاص چه مقولات و مباحثی معتبر یا مردود بوده است. بر اثر همین دیرینه شناسی است که می توان به نظامهای زبانی و نیز نظامهای معرفتی حاکم بر یک عصر یا جامعه پی برد(کاپلستون،20:1384).از نظر فوکو رسالت اصلی دیرینه شناسی اثبات گسست تاریخی میان دوره های گوناگون تاریخ غرب است(فوکو، 50:1380). فوکو دو گسست را مطالعه می کند:"ابتدا آغاز عصر کلاسیک در میانه قرن هفدهم و در گام بعدی ظهور عصر مدرن در آغاز سده نوزدهم .به باور فوکو تحول از یک برهه تاریخی به برهه ای دیگر،تکاملی –تطوری نیست ،بلکه هر عصری برخوردار از معرفت و نظام دانایی ویژه خود است .بدین ترتیب اندیشه تعالی عقلانیت و توسعه تکاملی و خطی در نظام فکری فوکو جایی ندارد و این امر از مولفه های محوری اندیشه او به شمار می آید"( 25:1972foucault).
از نظر کچویان"فوکو بی جهت نیست که اسم کارهایش را دیرینه شناسی و تبارشناسی می گذارد و اساسا از هیچ کدام از اصطلاحات درون علوم اجتماعی اصطلاحات معمول جامعه شناختی استفاده نمی کند و در روایتی که از تطور علم مدرن ارائه می دهد توی کتاب نظم هستی در آنجا کار خودش را به عنوان یک شکل خاصی از معرفت نسبت به جهان علمی که دقیقا با مرگ علوم مدرن و من جمله جامعه شناسی پیوند خورده معرفی می کند.یعنی می گوید که یک دسته علومی ظاهر شده اند توی دوره نوزایی یک دسته از علوم ،دوره کلاسیک غرب تجدد یکدسته از علوم و دوره مدرن چیزی به اسم جامعه شناسی ظاهر می شود و از نظر او با پایان دوره مدرنیته در روایت خاص تاریخی او دوره ظهور علوم ضد علمها مطرح می شود که این ضد علمها یکی اش در واقع همین علم تبارشناسی یا دیرینه شناسی است که ضد علمی است در حوزه تاریخ"(کچویان ،ع24:1392).
در فکر فوکو جامعه کلیتی نیست که از یک جایی و به ترتیبی یک وحدت ماورای افراد به خود بگیرد.جامعه مدرن در فکر فوکو تکه پاره هایی است که براساس منطق گفتمانی کنار همدیگر جمع می شود.فکر فوکویی اصلا علاقمند به مرکز و در جستجوی آن نیست بلکه به حواشی علاقه دارد حواشی در تعریف او به مواردی گفته می شود که در هر نظم اجتماعی خارج از آن نظم قرار می گیرد.علاقمندی وی به انقلاب اسلامی از همین ناحیه است انقلاب اسلامی از دید فوکو جریانی حاشیه ای است که بیرون از نظم موجود و نظام سازمان یافته جفت و جور شده و در جهان ظاهر شده است و امکان ظهور شکل تازه ای از زندگی ،عقل را می دهد"(کچویان، س59:1389). کچویان می گوید:فوکو از زاویه هایی به جهان نگاه می کند که غرب آنها را کنار گذاشته است و در موضع دیگری ها و حاشیه های غرب قرار گرفته است.یکی از این حواشی که برای فوکو جالب بود انقلاب اسلامی بود و حاشیه دیگر معنا و معنویت .فوکو به این حاشیه ها توجه نشان داده است ولی نتوانسته است آنها را به لحاظ نظری توضیح دهد .فوکو توصیف خوبی از انقلاب دارد و توانسته خوب ببیند و متوجه شود ولی راجع به انقلاب اسلامی هیچ تئوری ندارد و با مبانی تئوریک خودش درباره انقلاب کاری نکرده است(کچویان، ب4:1387).
2-2-بررسی نظریات ریچارد رورتی:
در این بخش به بررسی کلی نظریات ریچارد رورتی برای درک عمیقتر از اندیشه این متفکر خواهیم پرداخت تا با بررسی تفکراتش به شباهت نظری اندیشه های دکتر میرسپاسی و ریچارد رورتی برسیم.
ریچارد رورتی در سال1931در امریکا به دنیا آمد.لیسانس فلسفه اش را از شیکاگو گرفت و درجه دکتری اش را از دانشگاه ییل گرفت. از1961تا1982در پرینستون به تدریس علوم انسانی اشتغال داشت و پس از آن به دانشگاه ویریجنیا رفت .او ابتدا یک فیلسوف رسمی فلسفه تحلیلی شناخته می شد تا آنکه در1979کتاب فلسفه و آینه طبیعت او منتشر شد(رورتی، الف10:1385).این کتاب نقدی است بنیادین بر فلسفه تحلیلی که عده ای آنرا تحسین کرده و عده ای دیگر هم آنرا محکوم کرده اند(فیشر، 1382 :53).رورتی در آثار بعدی خود از جمله تبعات پراگماتیسم و امکان ،مطایبه و همبستگی از تبیین نظریه هایش در قالب فلسفه ی تحلیلی دست می کشد و مفهوم حقیقت را نه در مطابقت با واقعیت بلکه در توانایی ایجاد خودآفرینی شخص تفسیر می کند و در این مرحله فکری از نیچه و پروست و هنری جیمز تاثیر می پذیرد.در آخرین آثارش سیاست را وارد مباحث فلسفی می کند و در مباحثی مثل دموکراسی،اولویت را به مباحث سیاسی می دهد،مثل مقاله رجحان دموکراسی بر فلسفه.از دهه ی 90 به بعد رورتی بر سنت فلسفه ی اروپایی متمرکز شده و آثار فیلسوفانی مثل هایدگر،کی یرکگارد،فوکو و دریدا را مورد بررسی قرار داده است.در کتاب مقالاتی درباره هایدگر و دیگران و حقیقت و پیشرفت و آخرین کتابش فلسفه و امید اجتماعی که به فارسی نیز ترجمه شده دیدگاههای پست مدرنیستی به وضوح به چشم می خورد .شالوده ستیزی و نفی حقیقت،خود ،واقعیت و طبیعت انسان را قبول ندارد.به همین دلیل وی به منکر حقیقت،ضد ماهیت باور و اساسا ضد فلسفه معروف شده است(رورتی، 11:1392).
رورتی خود را روشنفکری پراگماتیست می داند .رورتی می گوید که سنت پراگماتیستی با تاکید بر این که پیامدهای(یا نتایج عملی) فلسفه ،می بایست مهمترین عامل در تدوین اندیشه باشد،فلسفه را جزو لاینفک انسانی کردن(دموکراتیزه کردن) جوامع می داند.رورتی نوعی نظریه پست مدرنیستی تدوین می کند که از یکسو او را قادر می سازد تا به نقد آرای نظریه پردازان روشنگری بپردازد و از سوی دیگر با آشتی دادن آرای متفکران لیبرال و رادیکال قادر می شود تصویری دموکراتیک و باز از آینده مدرنیته ترسیم کند.به نظر من مهمترین مساله ای که رورتی بر آن تاکید می گذارد نفی پروژه افلاطونی است. او این گرایش در غرب را نقد می کند گرایشی که قائل به وحدت حقیقت(چه به عنوان ایده ای اخلاقی،چه به عنوان علم،چه به عنوان عدالت) و واقعیت در جامعه است"(میرسپاسی،1381 :33 -34).
اندیشه رورتی جمع کننده فلسفه های مختلف است."رورتی فیلسوفی عجیب و استثنایی است که سعی دارد بر فراز دو گرایش پست مدرن و مدرن قرار بگیرد و هم این باشد و هم آن.مبنا اندیشه او که می تواند جمع کننده اندیشه های متعدد فلسفی باشد نگاه پراگماتیستی اوست که تا حد زیادی از دیویی اخذ شده است .براساس این نگاه ما نخست باید مساله ای داشته باشیم و سپس برای حل آن با توجه به منظومه ی باورهای خود راه حلی بیابیم این راه حل ممکن است، میهمان جدیدی در این منظومه باشد در آن صورت رورتی آنرا خلاقیت می نامد، شبیه به همان معنایی که نیچه به کار می برد"(رورتی،172:1390).رورتی را عده ای بزرگترین فیلسوف پسامدرن امریکا و عده ای دیگر یکی از بزرگترین فیلسوفان پسامدرن جهان نامیده اند.رورتی اما عنوان پسامدرن را دوست ندارد (رورتی،10:1384).
از نظر رورتی پدیده هایی مانند نوع دوستی ،آزادی،همبستگی،خردمندی ویژگی ذاتی بشری یا پدیده هایی طبیعی نیستند ،هر نوع تاکیدی بر عقل و علم و اخلاق به عنوان بنیادی برای ایجاد جامعه مدرن یا دموکراتیک از نظر رورتی فریبی فلسفی است و اعتقاد به چنین بنیادهایی پیامدهای عملی خطرناکی خواهد داشت .انسان پدیده هایی همچون دموکراسی ،پرهیز از خشونت،خردمندی و تحمل عقاید دیگران را در فرایند آموزش و زندگی در نهادهای مدنی و دموکراتیک خلق کرده است(رورتی، ب1385 :25-26). اخلاق دموکراسی همانا رشد همه جانبه انسان در حیطه های علم ،اخلاق و سیاست می داند .به اعتقاد او ما باید دموکراسی را به وجهی ببینیم که در آن بتوانیم درد و رنج انسانها را به حداقل برسانیم و احساس مشترک و همبستگی آدمیان هم آنقدر گسترش پیدا کند که بساط رنج و ظلم برچیده شود(رورتی،ب126:1385).از ویژگی جوامع دموکراتیک و کثرتگراست که اهداف خود را بازتعریف می کنند(رورتی، 140:1392).    نکته مهم : هنگام انتقال متون از فایل ورد به داخل سایت بعضی از فرمول ها و اشکال (تصاویر) درج نمی شود یا به هم ریخته می شود یا به صورت کد نشان داده می شود ولی در سایت اصلی می توانید فایل اصلی را با فرمت ورد به صورت کاملا خوانا خریداری کنید: سایت مرجع پایان نامه ها (خرید و دانلود با امکان دانلود رایگان نمونه ها) : elmyar.net  
رورتی در فلسفه عملگرایی اش گرایش به متافیزیک را کنار می گذارد. رورتی بر آن است که "گرایش به فرهنگ با عمل گرایی همخوانی اساسی دارد .به نظر وی هسته مرکزی عمل گرایی این است که عملگرایی قواعد موفقیت آمیز عمل را بر صدر می نشاند ،اگر هسته مرکزی عملگرایی را در این بدانیم که تلاش می کند مفهوم عقاید درست را به منزله بازنمایی ماهیت چیزها کنار بگذارد و در عوض آنها را به منزله قواعد موفقیت آمیز عمل در نظر بگیرد. در این صورت به راحتی می توان نگرشی آزمایشی و خطاپذیر را توصیه نمود ،اما به دشواری می توان از روش مجزایی سخن گفت که این نگرش را مجسم سازد"(65-66:1991b rorty).مسئله اتکا به خود گاه در سخنان رورتی طنین ماده گرایانه می یابد چنان که وی می گوید عملگرایی این ایده را طرد می کند که انسانها در قبال یک قدرت ناانسانی مسئولند.این سخن نافی وجود مقدمی مانند خدا نیز هست که آدمی در قبال او مسئول باشد(39:1991 b rorty).
دستاورد اصلی رورتی نقد متافیزیک فلسفی است.به گمان او دوران فلسفه ای که از زمان افلاطون تا هگل در پی جامعه ای آرمانی است به پایان رسیده است.به تعبیر دیگر تصور آنکه فلسفه می تواند تصوری از جامعه ایده آل جامعه ای که هر جز آن در جای درستی قرار گرفته است تصوری خطا است.مهمترین رد چنین تصور متافیزیکی یکی از نتایج حاصله از این رویکرد بوده است.چنین تصوراتی اغلب در زمینه اجتماعی سیاسی به فاجعه انجامیده اند .رورتی در کتاب فلسفه و امید اجتماعی به این مساله می پردازد که فلسفه نمی تواند حقیقت اجتماعی را برای ما تصویر کند(میرسپاسی، ب2:1386).به گمان رورتی از آنجا که فلسفه توانایی ایجاد جامعه ای ایده آل را ندارد اگر درگیر مسائل اجتماعی و سیاسی شود ناگزیر خواهد شد که با دروغ ،ریا و فساد و خشونت جامعه ایده آلش را به مردم بباوراند.به این ترتیب ایده اصلی او آن است که فلسفه عملا هیچ کاره است (میرسپاسی، ب3:1386).
رورتی پراگماتیسم را پاسخی به شکاکیت معرفت شناختی متافیزیک غرب می داند .بنابراین اگر تنها انتخاب،انتخاب بین افلاطون گرایی و پراگماتیسم باشد ،رورتی در نهایت پراگماتیسم را انتخاب خواهد کرد(32:1991 a rorty). همچنین میرسپاسی به تاسی از رورتی می گوید من شخصا از سنت پراگماتیسم دفاع می کنم ،چون فکر می کنم پراگماتیسم اخلاقی ترین سنتی است که من می شناسم(میرسپاسی، الف8:1386 ).
نئوپراگماتیسم رورتی تلفیق اندیشه پراگماتیسم- پست مدرن در فلسفه اش است.نئوپراگماتیسم رورتی اصول خاصی دارد که در زیر به آن می پردازیم:
الف)انکار حقیقت و واقعیت:یکی از مبانی نئوپراگماتیسم رورتی را انکار حقیقت به مثابه مطابقت تشکیل می دهد.رورتی همانند پراگماتیست هایی مثل جیمز و دیویی و پست مدرنیست هایی نظیر دریدا و اکثر پسامدرنیست ها حقیقت را نفی می کند و رورتی به جای حقیقت که به عنوان محور فلسفه و معرفت شناسی مدرن قلمداد می شد توافق بین الذهانی را در میان اعضای جامعه می پذیرد.ب)نفی عقل و عقلانیت:نفی حقیقت عینی مترداف با نفی عقل و عقلانیت و نفی این امر نیز به معنای نفی فلسفه است.رورتی معتقد است که باید عقلی را که به دنبال حقیقت فراتاریخی و غیربشری است رها کرد.ج)تاکید بر زبان. رورتی معتقد است که چیزی به نام طبیعت ذاتی یا صفات ذاتی اشیا وجود ندارد .ما نمی توانیم از واقعیت صحبت کنیم ما فقط می توانیم از جهان صحبت کنیم.همه چیز به توصیف های ما وابسته است و توصیف ها همواره ساختهای اجتماعی اند.البته باید گفت که چرخش زبانی از رورتی آغاز نمی شود،بلکه او فقط تبعات آنرا توصیف می کند(اصغری، 1387 :181-187).نئوپراگماتیسم رورتی طغیانی علیه متافیزیک و مدرنیته است(اصغری، 229:1386).
میرسپاسی می گوید:در مورد وضعیت طرح افکار رورتی می توان گفت:"افكار رورتي در جامعه ايران امكان طرح دارد زيرا از ديرباز مشكل اساسي جامعه ايران استبداد بوده است و اميد به بهبود ساختار سياسي دموكراتيك در سطح وسيعي ميان مردم وجود دارد متاسفانه با توجه به اين موضوع روشنفكران ايراني از مطرح كردن افكار رورتي كه هم و غم و پروژه فلسفي اش دموكراسي است خودداري كرده و افكار قشر تحصيل كرده را به قرائت دوباره و چندباره از آراي هگل و هايدگر تشويق مي كنند مشخص نيست كه چگونه علاقه و دلبستگي اين محافل روشنگري در جامعه ايران به آراي متفكراني كه به آساني منتقد غرب و پروژه دموكراسی اند موجب ايجاد و توسعه دموكراسي خواهد شد(ميرسپاسی، الف144:1388).ریچارد رورتی روشنفکر این عصر است و ما در ایران روشنفکرانی که متعلق به این عصر باشند نداریم.روشنفکرانی که هم دیدگاهی باز و جهان وطنی داشته باشند و هم نسبت به مسائل و مشکلات پیچیده جامعه ایران احساس تعلق کنند.روشنفکرانی که در کار تبلیغ حقیقت نباشند و آنرا از قبل به دست آمده ندانند .روشنفکرانی که به ما پند و اندرز ندهند با ما صحبت کنند و جامعه روشنفکری ایران را قابل و لایق گفتگو بدانند(میرسپاسی، الف150:1388).
در بخش قبل به بررسی نظریات میشل فوکو و ریچارد رورتی پرداختیم تا میزان تاثیر پذیری متفکران مورد بررسی یعنی دکتر کچویان و دکتر میرسپاسی را از آنها نشان دهیم.در ادامه به بررسی مبانی نظری اندیشه دکتر کچویان و دکتر میرسپاسی می پردازیم.
3-2- مبانی نظری:
در این قسمت به واکاوی مبانی نظری دو متفکر جامعه شناس ایرانی(دکتر حسین کچویان و دکتر علی میرسپاسی) می پردازیم .در نهایت به بررسی تطبیقی مبانی نظری دکتر کچویان و دکتر میرسپاسی خواهیم پرداخت.
1-3-2- مبانی نظری دکتر کچویان:
در این قسمت ریشه های معرفت شناختی ، هستی شناسی و انسان شناسی را در مورد سنت و مدرنیته در آرای دکتر کچویان مورد شرح و تفسیر قرار دهیم.
1-3-1-2- معرفت شناسی :
کچویان غلبه یافتن در حوزه معرفت شناسی را راهی برای پیشرفت و پیروزی جوامع می داند."کچویان معتقد است بخش مهمی از منازعات سیاسی در قلمرو معرفت شناسی رخ می دهد و در این جریان است که آدمها فهم خود را تثبیت می کنند و اگر بتوانند در حوزه معرفت شناسی توفیق یابند برنده این منازعه خواهند بود.ورود تجدد به ایران هدفش مصادره مواریث تاریخی بود.دوره اول این منازعات با وقوع انقلاب اسلامی پایان یافت و این جریانی بود که از دوره پهلوی آغاز شده بود .البته از نظر کچویان بعد از انقلاب شکل این منازعات تغییر کرد .در حالی که دوره های قبل دنبال این بود که فهمی مدرن از تاریخ ایران ارائه دهد برعکس بعد از انقلاب رویکرد سیاسی نسبت به مقوله معرفت شناسی صورت دیگری پیدا کرد که نسبت به بعد از دوره مشروطه متفاوت است .در این دوره تفسیر مجددی ارائه می شود در حالی که ما در تمام این سالها هیچ معنایی از آدمهایی که در این دوره آمدند نداشتیم"(کچویان، ج1:1387).
از نظر کچویان معرفت شناسی تجدد نه تنها به تحقق وعده های خود نظیر ازادی و رفع خشونت نخواهد انجامید، بلکه ضد آنرا نیز موجب خواهد شد.کچویان می گوید:"علی رغم دشواری ظاهری در راه نقد معرفت شناسی تجدد مساله آنگونه که می نماید دشوار نیست .کافی است عقل سلیم را مبنا قرار دهیم تا دریابیم که این معرفت شناسی نه تنها به تحقق وعده های خود نظیر ازادی و رفع خشونت نخواهد انجامید، بلکه ضد آنرا نیز موجب خواهد شد و بالاتر از آن زندگی انسانی را نیز ناممکن خواهد ساخت .به علاوه حتی سخن گفتن را برای مدعیان آن غیرمنطقی می سازد .آیا نه این است که مدعیان اینگونه معرفت شناسی ها خواهان این هستند که از گفتار آنها معانی مورد نظرشان و نه هر معنایی فهم گردد.اگر آنها در بند فهم درست معنای گفته های خود نیستند از آنان معرفت شناسی مقابل آن و اینکه از یک گفتار تنها یک معنا قابل فهم خواهد بود استنباط می کنیم و اگر اصرار داشته باشند که از سخنانشان آنچه را که اراده کرده اند فهم کنیم همین اراده و تمایل نقض دیدگاه آنها خواهد بود"(کچویان،8:1381).
از نظر کچویان به لحاظ معرفت شناختی در وضعیت بحرانی کنونی علوم تجددی امکان تمایزگذاری عقلانی میان دانشهای طبیعی و انسانی با تاریخهای این علوم وجود ندارد اما از آن سوی نیز عدم امکان تردید در نسبت خاص دانشهای انسانی اجتماعی با تاریخ این نوع دانشها جایی برای ابهام در این زمینه باقی نمی گذارد.امکان احیای نظریه های گذشته برای صورتبندی نظریات و مفاهیم تازه حداقل هایی است که نیاز این علوم به اندیشه های گذشتگان را صورتی اجتناب ناپذیر می بخشد(کچویان، د24:1392).

فایل–284

9-4- تحلیل از تحولات جامعه ایران در نگاه دکتر علی میرسپاسی107
10-4- راه حل برون رفت از چالش سنت و مدرنیته در نگاه دکتر علی میرسپاسی113
فصل پنجم:بحث و نتیجه گیری
مقدمه125
1-5- نقاط افتراق و اشتراک اندیشه های دکتر حسین کچویان و دکتر علی میرسپاسی125
2-5- انتقاد به اندیشه های دکتر حسین کچویان و دکتر علی میرسپاسی129
1-2-5- انتقاد به اندیشه های دکتر حسین کچویان129
2-2-5- انتقاد به اندیشه های دکتر علی میرسپاسی133
3-5-نتیجه گیری137
4-5- پیشنهادات پژوهشی148
1-4-5- پیشنهاداتی برای پژوهش های آینده148
5-5- محدودیتهای پژوهش148
منابع و مآخذ149
منابع فارسی149
منابع انگلیسی161
چکیده انگلیسی162
صفحه عنوان انگلیسی163
فهرست جداول
عنوان صفحه
1-5- مقایسه ریشه های تئوریک اندیشه دکتر حسین کچویان و دکتر علی میرسپاسی123

TOC \o "1-3" \h \z \u فصل اولکلیات تحقیق
چکیده:
با توجه به اینکه رویارویی سنت و مدرنیته در ایران معاصر مساله ای حساس در تحولات ایران می باشد و توجه به اندیشه متفکرانی که در این زمینه بحث کرده اند تا حدودی می تواند ابعاد پنهان این موضوع را نمایان کند. اهمیت این تحقیق در بها دادن به تاریخ معاصر و اندیشه متفکران معاصر ایرانی می باشد و البته اهمیت بسیاری که این چالش سنت و مدرنیته در زیست جهان ایرانی دارد و عدم وجود تحقیقی مستقل بر اهمیت و ضرورت این پژوهش می افزاید.هدف این پژوهش رسیدن به درک روشن از نسبت تاریخی سنت و مدرنیته در آرا دکتر حسین کچویان و دکتر علی میرسپاسی می باشد.روش تحقیق در این پژوهش روش تطبیقی-کیفی بوده و برای جمع آوری داده ها از مطالعات اسنادی استفاده شده است.روش نمونه گیری در این پژوهش روش نمونه گیری هدفمند بوده و از دو متفکری که اندیشه هایشان در زمینه نسبت سنت و مدرنیته پشتوانه نظری قوی داشته استفاده شده است. در نهایت دکتر کچویان راه حل چالش سنت و مدرنیته را در این می داند که ما باید بومی گرایی را سر لوحه خود قرار دهیم و باید ماهیت در نهایت دکتر کچویان راه حل چالش سنت و مدرنیته را در این می داند که ما باید بومی گرایی را سر لوحه خود قرار دهیم و باید ماهیت غیرتجددی انقلاب را جدی گرفت.اما دکتر میرسپاسی راه حل چالش سنت و مدرنیته را در این می داند که روشنفکران ایرانی باید در سطح جهانی با اندیشمندان دیگر گفتگو داشته باشید و خواستار توسعه دموکراسی باشند.
واژگان کلیدی:سنت،مدرنیته،نسبت سنت و مدرنیته،دکتر علی میرسپاسی،دکتر حسین کچویان
مقدمه :
در این فصل ابتدا به بیان مساله تحقیق پرداخته شده است تا مشخص شود تحقیق حاضر به دنبال بیان چه موضوعی است و در ادامه اهمیت تحقیق حاضر و اهداف و پرسشهای این تحقیق آورده شده است و بعد از آن تعریفی از مفاهیم اصلی تحقیق در نظر متفکران مورد بررسی دکتر کچویان و دکتر میرسپاسی را آورده ایم.
موضوع این تحقیق نسبت سنت با مدرنیته ایرانی می باشد. بحث پیرامون نسبت تاریخی سنت و مدرنیته یکی از موضوعاتی است که همواره در حوزه جامعه شناسی مطرح بوده است،بنابراین می توان یکی از محورهای همیشگی بحث در حوزه جامعه شناسی و اندیشمندان آن را بحث پیرامون نسبت سنت و مدرنیته دانست. "یکی از چالشهای علوم اجتماعی ایران نسبت میان سنت و تجدد است .جامعه ایران به شیوه های مختلف با آثار گذر از وضعیت سنتی به وضعیت جدید مواجه است.مطالعه این موضوع زمینه ساز تبیین و تحلیل بسیاری از مشکلات،رویدادها و وقایع اجتماعی معاصر است.به این دلیل علوم اجتماعی ایران نمی تواند نسبت به شناسایی پیامدهای این گذار و نوع مواجه با آن بی اعتنا باشد"(جواهری،3:1389).
"قبل از آغاز مشروطه ورود مدرنیته به ایران شروع شد با آن استمرار پیدا کرد اما مشکل آن در ایران این بود که همواره به صورت یک ابزارانگاری سطحی باقی ماند و تبدیل به تفکر و تاملی عمیق نشد این مساله علت داشت و علت عمده اش این بود که زمانی که به طور جدی به مدرنیته پرداختند نمی دانستند که در واقع این چیزی که امروزه به مثابه ابزار تکنولوژیک ظاهر شده امری فوق ابزاری است.البته بعضی ها توجه به این مساله کردند و دریافتند که مدرنیته صرفا ابزار نیست برای همین سید جمال از این روح که در واقع همان روح مدرنیته است نسبتا برخوردار بوده و بر اساس همین درک و فهم متفکری مدرن است"(مددپور ،1380 :41 -42 ).
اگر بخواهیم به اجمال تجدد را به دو بخش عمده ی ابزاری و انتقادی تقسیم کنیم،فرایندها و سازمانهای تجدد ابزاری و فرایندها و سازمانهای تجدد انتقادی هرکدام به شکلی خاص در جامعه ی ایرانی مطرح شدند و برخوردها و نتایج متفاوتی را آفریدند .حتی در گروه ها و طبقات و لایه های مختلف اجتماعی به نوعی ویژه با هر کدام از ابعاد و لایه های تجدد برخورد شد.به طور نمونه حکومتگران ،نخبگان و توده های مردم هر کدام به صورتی مشخص و با رویکردی متفاوت با قضیه ی تجدد برخورد کردند و از دیدگاه خویش به طرح پرسش در باب تجدد پرداختند.ولی شاید هیچ کدام از آنان نتوانستند به تجدد و پیامدهایش در کلیت آن بپردازند.مسئله ی تجدد و طرح آن در ایران یک مسئله ی تک بعدی نبود.تجدد پدیده ای پیچیده بود که تقلیل آن به هر کدام از ابعادش آن را از حیز انتفاع می انداخت و شناخت دقیقش را امکان پذیر نمی کرد(گودرزی،22:1386).
می توان گفت که برای شناخت جوامع دیگر باید هر روشنفکری ابتدا در پی فهم جامعه خودش باشد.بنابراین"یکی از موضوعات اساسی برای روشنفکر امروز شناخت خود است زیرا در راستای شناخت هویت ایرانی است که می توان خود را در برابر جهان قرار داد تا دنیا را بهتر شناخت و در سیر جهانی قرار گرفت(جهانبگلو195:1379). روشنفکری وضعیتی برون موضعی است یعنی از موضع خودش درمی آید و می تواند از یک فرهنگی به فرهنگ دیگر سفر کند و تمام عناصری را که از آن فرهنگ می خواهد بگیرد بیاورد درون جغرافیای هویتی خودش این طوری بهتر می تواند از هویت خودش و از روح قومی اش دفاع کند"(جهانبگلو ،216:1379). بنابراین متفکران حال حاضر ایرانی نیز در پی فهم تحولات ایران به بررسی تاریخ این سرزمین می پردازند و می خواهند جایگاه جامعه ایرانی را در جهان به طور واقع بینانه مورد توجه قرار دهند.
قادری در کتاب اندیشه در مرز می گوید:روشنفکران امروز به سه گروه تقسیم می شوند روشنفکران سکولار و روشنفکران نواندیش دینی و کسانی که در چارچوب سنت از اسلام یا از تشیع دفاع می کنند(قادری،92:1386).در این نوشتار ما به دو موضع نظری متفاوت در ایران به ترتیب اندیشه های علی میرسپاسی را در گفتمان پست مدرنیستی بررسی می کنیم زیرا ایشان در تمامی آثارش در دفاع از هویت سکولار و دین را به حوزه خصوصی محدود می کند و متاثر از اندیشمند پست مدرنیستی رورتی است و اندیشه های دکتر کچویان را در گفتمان سنتی بررسی می کنیم زیرا ایشان در تمامی آثارشان دفاع از دین و هویت دینی مورد توجه قرار داده اند و حتی اندیشه دیرینه شناسی فوکو را در راستای فهم گفتمانهای موجود در تاریخ ایران مورد استفاده قرار می دهد.
در مورد گفتمان سکولار " در رویکرد پست مدرنیستی برخلاف نگرش تجدد گرایان،تجدد با توجه به طرح و ایده های محقق نشده و آسیب ها و خلاهای به وجود آمده مورد حمله شدید قرار می گیرد.معتقدان به این رهیافت تجدد را شکست خورده و طرح و آرمانهای آنرا برای رهبری جامعه آینده ناتوان می دانند.به همین جهت در پست مدرنیسم پیامدهای برآمده از تجدد غربی ناشی از مولفه هایی دانسته می شود که تجدد بر آن متکی است و به آن می بالد.مولفه هایی همچون ایمان به علم مدرن،عقلانیت ابزاری ،صنعت مدرن ،اعتقاد جدی به اصول و مبانی علم و جهان شمول.برعکس در رویکرد پساتجددگرایی مشروعیت عناصر و مولفه های فوق مورد سوال قرار می گیرد.با این رهیافت نگرش ما به تجدد خوش بینانه نخواهد بود بلکه به علائم بیماری و فروپاشی نظام تجدد واقف می شویم(خاکی قراملکی، 94:1391).
در مورد گفتمان سنتی "مدرنیته در ایران تا آنجا که می توانست به زبان دینی سخن گوید به ظاهر منشا اثر بیشتری داشت و هر وقت که زبان دینی خویش را از دست می داد،مسلما حتی کتابهایش امکان انتشار نمی یافت.به همین دلیل وقتی مکتوبات کمال الدوله آخوند زاده نوشته شد همواره به صورت نسخه خطی باقی ماند .این نکته نشان می دهد که هیچ وقت مدرنیته ای که بخواهد با زبان الحاد عمل کند در ایران موفق نیست (مددپور ،1380 : 43-44).سنت گرایی در سالیان اخیر از جمله دیدگاههای رایج و تامل برانگیز در کشور ما بوده است.این دیدگاه مفهوم ویژه و مثبتی از سنت را مبنا قرار می دهد و به احیا سنت اهتمام می ورزد.به دلیل تاکید سنت گرایان بر سنت به غلط تصور می شود که نظریه آنها نظریه ای سنتی است و ربطی به وضعیت امروز ما ندارد .در اینجا نشان داده ایم که سنت گرایی هرچند یک نظریه مدرن نیست ،اما نظریه ای معاصر است و پیوندی عمیق با دنیای امروز دارد(رحمتی،1:1387).
در این نوشتار مقایسه اندیشه متفکران دکتر حسین کچویان و دکتر علی میرسپاسی دو پیشفرض دارد: اول اینکه دیدگاههای دکتر کچویان و میرسپاسی برحسب نظریات و دستاورد قابل مقایسه اند و آنان دارای اعتبار و اهمیت قابل مقایسه ای هستند. دوم مقایسه چیزی با چیز دیگر این فرض را در خود نهفته دارد که چیزهای مورد مقایسه از لحاظی خاص یکسان و از لحاظی دیگر متفاوتند .در این نوشتار نیز این دو پیش فرض را لحاظ خواهیم کرد. شناسایی اندیشه روشنفکری در دیدگاههای مختلف و متعارض نیازمند به کارگیری روش مقایسه ای است و روش تطبیقی کیفی یکی از روشهایی است که کمتر مورد توجه تحقیقات علمی قرار می گیرد . در این نوشتار سعی داریم با اتخاذ نگاه تطبیقی به درک روشنی از مسئله تاریخی نسبت سنت با مدرنیته در آرای دکتر حسین کچویان و دکتر علی میرسپاسی برسیم.
1-1-بیان مساله:
تحولات جامعه ایرانی از نظر مواجه تاریخی سنت و مدرنیته امری چالش برانگیز بوده است و در جامعه ایرانی تعارض بین سنت و مدرنیته در کانون اندیشه متفکران قرار دارد.این مواجه از نگاه گرایش های مختلف روشنفکری روایات متفاوتی پیدا کرده است.در یک دسته بندی اجمالی دو دسته سنت گرایان و پست مدرن ها دو نوع تحلیل متفاوت و متعارض از این نسبت ارائه داده اند. هر یک از این رویکردها تلقی خاصی از نسبت مدرنیته و سنت دارند، علت اختلاف نظرها نه تنها در منافع ایدئولوژیک جریانات یاد شده، بلکه در طرز تلقی و تعریف آنها از مدرنیته و سنت می باشد. می توان گفت نسبت سنت و مدرنیته به درجات متفاوتی بر تحولات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایران تاثیر داشته اند.بنابراین به دلیل برخوردهای سیاسی ،اجتماعی و حتی فرهنگی که به سبب این نسبت در می گیرد، این مواجه می تواند مساله ای با اهمیت در محافل علمی و در سطح جامعه باشد. بنابراین بحث از این گونه مسائل نه تنها برای روشنفکران بلکه حتی برای کلیه آحاد جامعه نیز دارای اهمیت است زیرا این درگیری های فکری در تمام سطوح اجتماعی تاثیر گذار می باشد. جریانهای سیاسی و اجتماعی در کشور همواره نیازمند نظریه پردازی در تحلیل گذشته ،حال و آینده اند از این رو می توان بازتعریف اندیشه تاثیر گذار(نسبت سنت و مدرنیته) را در پویایی های سیاسی و اجتماعی امری اساسی دانست. می توان گفت که هم فهم سنتی و هم فهم نوگرایانه از منظر ایدئولوژیک اندیشیدن برابرند و هر دو به دنبال واکاوی در گذشته برای پاسخ دادن به مسائل معاصرند.بنابراین بررسی نسبت سنت و مدرنیته نیازمند فهم تاریخی این جریانات است. همچنین با توجه به اینکه تاکنون در زمینه اندیشه های دکتر کچویان و دکتر میرسپاسی تحقیقی منسجم و روشمند انجام نشده است و اینکه غالب اندیشه های دکتر میرسپاسی و دکتر کچویان در زمینه جامعه شناسی می باشد ضرورت نظری دارد درباره اندیشه های این دو متفکر تاثیر گذار در جامعه معاصر ایران مطالعه ای دقیق صورت گیرد.این تحقیق می تواند مسیری را برای تحقیقات دیگر در حوزه جامعه شناسی برای فهم جامعه شناسی بومی ایرانی بگشاید و همچنین یافتن نظریات بومی در اندیشه متفکران مورد بررسی (دکتر کچویان و دکتر میرسپاسی)می تواند فهمی را از جامعه ایران و تحولات آن ارائه کند.
این پایان نامه به دنبال بررسی نسبت تاریخی سنت و مدرنیته در آرای متفکران شاخص ایرانی دکتر حسین کچویان و دکتر علی میرسپاسی می باشد. این نوشتار در پی این است که با نگاهی تطبیقی و انتقادی(برای روشن کردن ابهامات و تعارضات)اندیشه این دو متفکر مورد بررسی قرار گیرد. هدف این نوشتار نیز رسیدن به درک روشن از نسبت سنت و مدرنیته در نگاه متفکرین شاخص ایرانی دکتر حسین کچویان و دکتر علی میرسپاسی و تحلیل انتقادی افکار این متفکرین,توصیف افکار متفکرین تاثیر گذار(میشل فوکو و ریچارد رورتی)به ترتیب بر اندیشه(کچویان) و (میرسپاسی) و رسیدن به مبانی تئوریک در اندیشه دکتر کچویان و دکتر میرسپاسی،تحلیل تحولات تاریخی ایران و راه حل برون رفت از چالش سنت و مدرنیته در نگاه این دو متفکر و همچنین مقایسه افکار و پیدا کردن نقاط اشتراک و افتراق اندیشه های هر یک از این دو متفکر مورد نظر است .در این پژوهش با مقایسه این دیدگاههای متفاوت ظرفیت اندیشه متفکران ایرانی در حوزه جامعه شناسی را نمایان می سازد و تحلیل شباهتها و تفاوتهای دیدگاه آنها تفاوتهای نگرشی آنها را نشان می دهد .هدف نهایی ما این است تا با فهم درستی از نظریات دکتر کچویان و دکتر میرسپاسی نسبت سنت و مدرنیته در اندیشه این دو متفکر را نشان دهیم.
2-1-اهمیت موضوع و ضرورت انجام تحقیق:
مهمترین دغدغه فکری در جامعه روشنفکری ایرانی نسبت سنت و مدرنیته است .سوال از این نسبت در جامعه ایرانی همواره در محافل علمی مورد بحث بوده است.در واقع بررسی اندیشه های متفکران ایرانی در چارچوب نسبت سنت با مدرنیته است که معنا می یابد".نکته مهم این است که مجادلات مربوط به نسبت سنت و تجدد در ایران و کنشهای برآمده از آن هم در تجربه مشروطه هم در استقرار سلطانیسم مدرن پهلوی و هم در وقوع انقلاب اسلامی و استقرار جمهوری اسلامی نقش موثری داشته است.فهم اکنون ایران مستلزم فهم فرایندی است که در یک دوران صد و پنجاه ساله طی شده است"(منوچهری ، 160:1389).در واقع فهم نسبت سنت و مدرنیته در اندیشه متفکران ایرانی راهی برای فهم شرایط اکنون ایران است.
اهمیت این تحقیق در بها دادن به تاریخ معاصر(بعد از انقلاب اسلامی)و اندیشه متفکران معاصر ایرانی می باشد و البته اهمیت بسیاری که این چالش سنت و مدرنیته در زیست جهان ایرانی دارد و عدم وجود تحقیقی مستقل بر اهمیت و ضرورت این پژوهش می افزاید.
دکتر آزاد ارمکی بیان می کنند:" اندیشه روشنفکری دوره جدید تکمیلی تر از اندیشه روشنفکری دوره گذشته است .تکمیلی تر به لحاظ تعداد افراد ،روشهای شناخت،دیدگاهها، افزونی تجربه ، پیچیده شدن نظام اجتماعی موثر بر جریان روشنفکری(آزادارمکی،23:1380).با توجه به اینکه اندیشه روشنفکری دوره معاصر ایران تکمیلی تر می نماید .می توان تحقیقی جامع تر را در جریان روشنفکری اخیر به ویژه در زمینه اندیشه متفکران در دیدگاههای سنت گرایی و پست مدرنیستی انجام داد. آنچه در این بحث عمدتا مورد توجه قرار گرفته نسبت سنت و مدرنیته در اندیشه دکتر کچویان و دکتر میرسپاسی است.جریان مربوط به سنت و مدرنیته همچنان در بحث های دانشگاهی و مردمی جاری است و هر از چند گاهی با دیدگاههای جدیدی روبه رو می شویم که لازم است مورد توجه قرار گیرند. در نوشتار حاضر ما در پی بررسی آرا دو متفکر ایرانی دکتر کچویان و دکتر میرسپاسی زیرا هر یک از آنها در پی فهم ذات مدرنیته و نسبت آن با سنت می باشند و آثار این دو متفکر در فهم جامعه ایرانی بسیار موثر می باشد زیرا هر دو در زمینه تاریخ اجتماعی ایران قلم زده اند و در اکثر آرا ایشان نسبت تاریخی سنت و مدرنیته به چشم می خورد.
3-1-اهداف تحقیق:
1-3-1- اصلی:
رسیدن به درک روشن از نسبت سنت و مدرنیته در آرا دکتر حسین کچویان و دکتر علی میرسپاسی
2-3-1- فرعی:
بررسی نقاط افتراق و اشتراک آرا دکتر حسین کچویان و دکتر علی میرسپاسی درباره نسبت تاریخی سنت ومدرنیته
2- بررسی ریشه های تئوریک آرا دکتر حسین کچویان و دکتر علی میرسپاسی درباره نسبت تاریخی سنت ومدرنیته
3-تحلیل انتقادی آرا دکتر حسین کچویان و دکتر علی میرسپاسی
4-1-پرسش های اساسی:
1-4-1- پرسش اصلی
در آرای دکتر حسین کچویان و دکتر علی میرسپاسی نسبت سنت و مدرنیته در ایران چگونه صورت بندی شده است؟
2-4-1- پرسش های فرعی:
1-مبانی تئوریک آرای دکتر حسین کچویان و دکتر علی میرسپاسی چیست؟
2- دکتر حسین کچویان و دکتر علی میرسپاسی چه تحلیلی از تحولات تاریخی ایران معاصر دارند؟    نکته مهم : هنگام انتقال متون از فایل ورد به داخل سایت بعضی از فرمول ها و اشکال (تصاویر) درج نمی شود یا به هم ریخته می شود یا به صورت کد نشان داده می شود ولی در سایت اصلی می توانید فایل اصلی را با فرمت ورد به صورت کاملا خوانا خریداری کنید: سایت مرجع پایان نامه ها (خرید و دانلود با امکان دانلود رایگان نمونه ها) : elmyar.net  
3-از منظر دکتر حسین کچویان و دکتر علی میرسپاسی چه راه حلی برای برون رفت از چالش های موجود بین سنت و مدرنیته در ایران می توان پیشنهاد داد؟
5-1-تعاریف مفاهیم:
تعاریف سه مفهوم سنت و مدرنیته و پست مدرنیته از نگاه این دو متفکر دکتر حسین کچویان و دکتر علی میرسپاسی را به تفکیک در زیر آورده ایم.
در نظر کچویان سنت معانی مختلفی دارد:"در جامعه شناسی که معنای مصطلح آن وجود دارد سنت به رفتارها و الگوهایی که به اعتبار انجامشان در گذشته نهادینه شده اند تعبیر می شود .به این معنا بخش اعظم سنت می تواند غیر دینی باشد.در واقع کچویان می گوید:سنت را باید بنا به اقتضا تعریف کرد.کچویان می گوید:در بحث مدرنیته دقیقا من سنت را آن نوع مواجه معرفت شناختی،متافیزیکی،انسان شناختی و ارزش شناختی با عالم می دانم که تمام تمدنهای گذشته به رغم همه تفاوت هایشان در آن مشترک بوده و از این حیث تجدد در مقابل آنها قرار می گیرد.ما سنت را به اعتبار کهنگی تعریف نمی کنیم بلکه سنت را در بحث مربوط به مدرنیته به عنوان گونه ای متفاوتی از مواجه با عالم و یک نوع متفاوت از زندگی می فهمیم"(کچویان، ر1385 :11-12).کچویان سنت در بحث مربوط به مدرنیته را گونه ای مواجه متفاوت با عالم می داند.
تعریف مدرنیته در رویکرد سنت گرایی کچویان "معتقد نیستم که مدرنیته انحصارا با یک شاخص نقد فلسفه سیاسی اجتماعی سنت تعریف می شود بلکه مدرنیته اساسا خود را در تقابل با کلیت سنت تعریف کرده است و عنصر اساسی این سنت هم دین بوده است"(کچویان، ر6:1385).از نظر کچویان مدرنیته در تقابل با سنت می باشد.
کچویان می گوید: پست مدرن را به عنوان بحران فکر مدرن می دانم و هیچ چیز دیگری از آن نمی فهمم .یعنی فکر مدرن به انتهای خودش رسیده است .انسان هایی درون تمدنی فکر کرده اند .تجربه تاریخی کرده اند به یکسری حرف هایی رسیده اند خودشان در آن بستر فکری خودشان به این نتیجه رسیده اند که حرفهایشان به درد نمی خورد!چه اشکالی دارد که آن حرفها را از آنها بگیریم ؟خودشان گفته اند که دیگر نمی توانیم فهم عام به دست آوریم .نمی توانیم دانش کلی به دست بیاوریم علوم اجتماعی این ظرفیت را ندارد جاده ای را رفته اند بعدا فهمیده اند این جاده ای را که رفته اند به مقصد راه نمی برد(کچویان، ر8:1389). کچویان پست مدرنیته را ادامه دهنده راه مدرنیته می داند و وضعیت مدرن را بحرانی می داند و معتقد است حتی خود اندیشمندان غربی به این نکته رسیده اند که نمی توانیم فهم عام به دست آوریم.
میرسپاسی می گوید:بحث من راجع به مدرنیته ایرانی و محدودیت فکری آن است.مدرنیته به عنوان یک پروژه فکری و یک تجربه عملی در ایران محدود به یک سلسله باورهای کلیشه ای و سطحی و فرآیندی صرفا ساختاری و بیگانه از یک بستر فرهنگی و تاریخی بوده است.مدرنیته ایرانی از یک سو ظرفیت انتقادی ندارد و از سوی دیگر کم کم نسبت به مسائل اساسی فرهنگی و فکری که در فضای اطرافش در جریان است بی اعتنا شده است.هم روشنفکر تجددخواه ایرانی و هم نهادهای فرهنگی برآمده از تجربه مدرنیته ایرانی صرفا بر این باورند که چون شمایل آنها مدرن است و اینکه خودشان تعریفی مدرن از خود ارائه می دهند کافی است که آنها خصوصیتی مترقی بگیرند.سنت مدرنیته در ایران بیش از اینکه بطور خستگی ناپذیر در جهت تولید فکری و اجتماعی باشد به تعریفی هویتی به معنی متافیزیکی از خود بسنده کرده است ولی این تعریف هویتی بسته و کلیشه ای است و به سنگرگیری فکری و اجتماعی انجامیده است(میرسپاسی،6:1380). متاسفانه در ایران مدرنیته به یک مجموعه تحولات اقتصادی اجتماعی از بالا یعنی مدرنیزاسیون محدود شده و ختم یافته است.گفتمان ما درباره مدرنیته در حقیقت گفتمانی است درباره مدرنیزاسیون یعنی فرآیندی عینی که ما در آن نقشی فعال نداریم و در مورد آن نمی اندیشیم و فکر نمی کنیم(میرسپاسی،11:1380).در واقع از چند سطر پیش گفته بر می آید که دکتر میرسپاسی معتقد است مدرنیته در ایران تنها از لحاظ ظاهری بروز یافته است و هیچ تولید فکری و اجتماعی از مدرنیته وجود ندارد و مدرنیته در ایران به صورت سطحی رشد یافته است.
میرسپاسی در تعریف سنت می گوید:"از آنجا که سنت قبلا از جایگاه خود بیرون شده و توسط مدرنیته به مقوله ای بی ثمر تبدیل شده است.پس برای رهبری و هدایت جنبش می بایست آنرا با بنیادهای عینی مدرنیته هماهنگ کرد به عبارت دیگر سنت را به آن بنیادها مجهز کرد.با اینکار سنت به ادامه دهنده راه مدرنیته و دنبال کننده اهداف آن تبدیل می شود گویی که آنها نه تنها هرگز از هم جدا نبودند بلکه دارای تقدیر طبیعی هماهنگ بوده اند"(میرسپاسی،317:1384).از نظر میرسپاسی باید سنت را به ابزارهای مدرنیته مجهز کرد و سنت بدون اتکا به مدرنیته اساسی ندارد.
میرسپاسی می گوید: تا تکلیف خود را با تجربه ناقص و محدود از مدرنیته روشن نکنیم نمی توانیم خود را به آغوش تجربه پست مدرنیته بیاندازیم(میرسپاسی ،149:1381).میرسپاسی مدرنیته در اصل در ایران به صورت کامل تجربه نشده است و تا تکلیف خود را با مدرنیته مشخص نکنیم نمی توانیم به سراغ پست مدرنیته برویم.
فصل دوم
ادبیات تحقیق
مقدمه:
کچویان در کتاب خود تطورات گفتمانهای هویتی بر تاثیرپذیری از رویکرد دیرینه شناسی فوکو اشاره کرده است. میرسپاسی نیز در کتاب دموکراسی یا حقیقت خود بر تاثیرپذیری از رویکرد پست مدرنیستی پراگماتیستی ریچارد رورتی اذعان دارد.پس برای رسیدن به درکی عمیق از اندیشه دکتر کچویان و میرسپاسی به بررسی اندیشه متفکران تاثیر گذار (میشل فوکو و ریچارد رورتی)بر آنها خواهیم پرداخت.در ادامه این فصل مبانی نظری هر یک از آنها دکتر حسین کچویان و دکتر علی میرسپاسی و مقایسه اندیشه این دو متفکر و همچنین پیشینه تاریخی از تحقیقات صورت گرفته در مورد نسبت تاریخی سنت و مدرنیته و برخورد روشنفکران ایرانی در مورد این نسبت را بررسی خواهیم کرد.
1-2-بررسی نظریات میشل فوکو:
در این بخش به بررسی کلی نظریات میشل فوکو برای درک عمیقتر از اندیشه این متفکر خواهیم پرداخت تا با بررسی تفکراتش به شباهت نظری اندیشه های دکتر کچویان و میشل فوکو برسیم.
فوکو در1926در پواتیه فرانسه زاده شد. در دانشگاه سوربون فلسفه خواند و لیسانس خود را در سال1948گرفت. فوکو برای مدت کوتاهی عضو حزب کمونیست فرانسه بود، ولی در سال1951از آن حزب کنار کشید.فوکو در دهه1950به تحصیل در روانشناسی علاقه پیدا کرد و درجه لیسانسی در روانشناسی و سپس دیپلمی در رشته آسیب شناسی روانی گرفت.در همان سالها وی پژوهشهایی در آسیب شناسی روانی انجام داد .سرانجام در دانشگاه هامبورگ با نوشتن رساله ای در باب جنون به اخذ درجه دکتری نائل آمد و در سال1964استاد فلسفه دانشگاه کلرمون در فرانسه شد.پس از آن فوکو به عنوان استاد "تاریخ نظامهای اندیشه"در کلژدوفرانس تدریس می کرد.فوکو به سرعت در حوزه روشنفکری فرانسه شهرت یافت و دیری نگذشت که نفوذی جهانی پیدا کرد .وی چشم اندازهای نوینی در فلسفه ،تاریخ و جامعه شناسی گشود.در تعبیرهای گوناگون او را فرزند ناخلف ساخت گرایی و پساساخت گرایی یا هرمونتیک ،دیرینه شناس فرهنگ غرب،پوچ انگار و ویرانگر علوم اجتماعی رایج خوانده اند (دریفوس و رابینو، 13:1379).
در واقع هدف دیرینه شناسی چیزی نیست جز فهمیدن و بیان کردن آرشیوهای احکام خاص هر جامعه و عصر خاص.بررسی این آرشیوها و حکم های مندرج در آنها از طریق گفتار نشان خواهد داد که در آن جامعه یا عصر خاص چه مقولات و مباحثی معتبر یا مردود بوده است. بر اثر همین دیرینه شناسی است که می توان به نظامهای زبانی و نیز نظامهای معرفتی حاکم بر یک عصر یا جامعه پی برد(کاپلستون،20:1384).از نظر فوکو رسالت اصلی دیرینه شناسی اثبات گسست تاریخی میان دوره های گوناگون تاریخ غرب است(فوکو، 50:1380). فوکو دو گسست را مطالعه می کند:"ابتدا آغاز عصر کلاسیک در میانه قرن هفدهم و در گام بعدی ظهور عصر مدرن در آغاز سده نوزدهم .به باور فوکو تحول از یک برهه تاریخی به برهه ای دیگر،تکاملی –تطوری نیست ،بلکه هر عصری برخوردار از معرفت و نظام دانایی ویژه خود است .بدین ترتیب اندیشه تعالی عقلانیت و توسعه تکاملی و خطی در نظام فکری فوکو جایی ندارد و این امر از مولفه های محوری اندیشه او به شمار می آید"( 25:1972foucault).
از نظر کچویان"فوکو بی جهت نیست که اسم کارهایش را دیرینه شناسی و تبارشناسی می گذارد و اساسا از هیچ کدام از اصطلاحات درون علوم اجتماعی اصطلاحات معمول جامعه شناختی استفاده نمی کند و در روایتی که از تطور علم مدرن ارائه می دهد توی کتاب نظم هستی در آنجا کار خودش را به عنوان یک شکل خاصی از معرفت نسبت به جهان علمی که دقیقا با مرگ علوم مدرن و من جمله جامعه شناسی پیوند خورده معرفی می کند.یعنی می گوید که یک دسته علومی ظاهر شده اند توی دوره نوزایی یک دسته از علوم ،دوره کلاسیک غرب تجدد یکدسته از علوم و دوره مدرن چیزی به اسم جامعه شناسی ظاهر می شود و از نظر او با پایان دوره مدرنیته در روایت خاص تاریخی او دوره ظهور علوم ضد علمها مطرح می شود که این ضد علمها یکی اش در واقع همین علم تبارشناسی یا دیرینه شناسی است که ضد علمی است در حوزه تاریخ"(کچویان ،ع24:1392).
در فکر فوکو جامعه کلیتی نیست که از یک جایی و به ترتیبی یک وحدت ماورای افراد به خود بگیرد.جامعه مدرن در فکر فوکو تکه پاره هایی است که براساس منطق گفتمانی کنار همدیگر جمع می شود.فکر فوکویی اصلا علاقمند به مرکز و در جستجوی آن نیست بلکه به حواشی علاقه دارد حواشی در تعریف او به مواردی گفته می شود که در هر نظم اجتماعی خارج از آن نظم قرار می گیرد.علاقمندی وی به انقلاب اسلامی از همین ناحیه است انقلاب اسلامی از دید فوکو جریانی حاشیه ای است که بیرون از نظم موجود و نظام سازمان یافته جفت و جور شده و در جهان ظاهر شده است و امکان ظهور شکل تازه ای از زندگی ،عقل را می دهد"(کچویان، س59:1389). کچویان می گوید:فوکو از زاویه هایی به جهان نگاه می کند که غرب آنها را کنار گذاشته است و در موضع دیگری ها و حاشیه های غرب قرار گرفته است.یکی از این حواشی که برای فوکو جالب بود انقلاب اسلامی بود و حاشیه دیگر معنا و معنویت .فوکو به این حاشیه ها توجه نشان داده است ولی نتوانسته است آنها را به لحاظ نظری توضیح دهد .فوکو توصیف خوبی از انقلاب دارد و توانسته خوب ببیند و متوجه شود ولی راجع به انقلاب اسلامی هیچ تئوری ندارد و با مبانی تئوریک خودش درباره انقلاب کاری نکرده است(کچویان، ب4:1387).
2-2-بررسی نظریات ریچارد رورتی:
در این بخش به بررسی کلی نظریات ریچارد رورتی برای درک عمیقتر از اندیشه این متفکر خواهیم پرداخت تا با بررسی تفکراتش به شباهت نظری اندیشه های دکتر میرسپاسی و ریچارد رورتی برسیم.
ریچارد رورتی در سال1931در امریکا به دنیا آمد.لیسانس فلسفه اش را از شیکاگو گرفت و درجه دکتری اش را از دانشگاه ییل گرفت. از1961تا1982در پرینستون به تدریس علوم انسانی اشتغال داشت و پس از آن به دانشگاه ویریجنیا رفت .او ابتدا یک فیلسوف رسمی فلسفه تحلیلی شناخته می شد تا آنکه در1979کتاب فلسفه و آینه طبیعت او منتشر شد(رورتی، الف10:1385).این کتاب نقدی است بنیادین بر فلسفه تحلیلی که عده ای آنرا تحسین کرده و عده ای دیگر هم آنرا محکوم کرده اند(فیشر، 1382 :53).رورتی در آثار بعدی خود از جمله تبعات پراگماتیسم و امکان ،مطایبه و همبستگی از تبیین نظریه هایش در قالب فلسفه ی تحلیلی دست می کشد و مفهوم حقیقت را نه در مطابقت با واقعیت بلکه در توانایی ایجاد خودآفرینی شخص تفسیر می کند و در این مرحله فکری از نیچه و پروست و هنری جیمز تاثیر می پذیرد.در آخرین آثارش سیاست را وارد مباحث فلسفی می کند و در مباحثی مثل دموکراسی،اولویت را به مباحث سیاسی می دهد،مثل مقاله رجحان دموکراسی بر فلسفه.از دهه ی 90 به بعد رورتی بر سنت فلسفه ی اروپایی متمرکز شده و آثار فیلسوفانی مثل هایدگر،کی یرکگارد،فوکو و دریدا را مورد بررسی قرار داده است.در کتاب مقالاتی درباره هایدگر و دیگران و حقیقت و پیشرفت و آخرین کتابش فلسفه و امید اجتماعی که به فارسی نیز ترجمه شده دیدگاههای پست مدرنیستی به وضوح به چشم می خورد .شالوده ستیزی و نفی حقیقت،خود ،واقعیت و طبیعت انسان را قبول ندارد.به همین دلیل وی به منکر حقیقت،ضد ماهیت باور و اساسا ضد فلسفه معروف شده است(رورتی، 11:1392).
رورتی خود را روشنفکری پراگماتیست می داند .رورتی می گوید که سنت پراگماتیستی با تاکید بر این که پیامدهای(یا نتایج عملی) فلسفه ،می بایست مهمترین عامل در تدوین اندیشه باشد،فلسفه را جزو لاینفک انسانی کردن(دموکراتیزه کردن) جوامع می داند.رورتی نوعی نظریه پست مدرنیستی تدوین می کند که از یکسو او را قادر می سازد تا به نقد آرای نظریه پردازان روشنگری بپردازد و از سوی دیگر با آشتی دادن آرای متفکران لیبرال و رادیکال قادر می شود تصویری دموکراتیک و باز از آینده مدرنیته ترسیم کند.به نظر من مهمترین مساله ای که رورتی بر آن تاکید می گذارد نفی پروژه افلاطونی است. او این گرایش در غرب را نقد می کند گرایشی که قائل به وحدت حقیقت(چه به عنوان ایده ای اخلاقی،چه به عنوان علم،چه به عنوان عدالت) و واقعیت در جامعه است"(میرسپاسی،1381 :33 -34).
اندیشه رورتی جمع کننده فلسفه های مختلف است."رورتی فیلسوفی عجیب و استثنایی است که سعی دارد بر فراز دو گرایش پست مدرن و مدرن قرار بگیرد و هم این باشد و هم آن.مبنا اندیشه او که می تواند جمع کننده اندیشه های متعدد فلسفی باشد نگاه پراگماتیستی اوست که تا حد زیادی از دیویی اخذ شده است .براساس این نگاه ما نخست باید مساله ای داشته باشیم و سپس برای حل آن با توجه به منظومه ی باورهای خود راه حلی بیابیم این راه حل ممکن است، میهمان جدیدی در این منظومه باشد در آن صورت رورتی آنرا خلاقیت می نامد، شبیه به همان معنایی که نیچه به کار می برد"(رورتی،172:1390).رورتی را عده ای بزرگترین فیلسوف پسامدرن امریکا و عده ای دیگر یکی از بزرگترین فیلسوفان پسامدرن جهان نامیده اند.رورتی اما عنوان پسامدرن را دوست ندارد (رورتی،10:1384).
از نظر رورتی پدیده هایی مانند نوع دوستی ،آزادی،همبستگی،خردمندی ویژگی ذاتی بشری یا پدیده هایی طبیعی نیستند ،هر نوع تاکیدی بر عقل و علم و اخلاق به عنوان بنیادی برای ایجاد جامعه مدرن یا دموکراتیک از نظر رورتی فریبی فلسفی است و اعتقاد به چنین بنیادهایی پیامدهای عملی خطرناکی خواهد داشت .انسان پدیده هایی همچون دموکراسی ،پرهیز از خشونت،خردمندی و تحمل عقاید دیگران را در فرایند آموزش و زندگی در نهادهای مدنی و دموکراتیک خلق کرده است(رورتی، ب1385 :25-26). اخلاق دموکراسی همانا رشد همه جانبه انسان در حیطه های علم ،اخلاق و سیاست می داند .به اعتقاد او ما باید دموکراسی را به وجهی ببینیم که در آن بتوانیم درد و رنج انسانها را به حداقل برسانیم و احساس مشترک و همبستگی آدمیان هم آنقدر گسترش پیدا کند که بساط رنج و ظلم برچیده شود(رورتی،ب126:1385).از ویژگی جوامع دموکراتیک و کثرتگراست که اهداف خود را بازتعریف می کنند(رورتی، 140:1392).
رورتی در فلسفه عملگرایی اش گرایش به متافیزیک را کنار می گذارد. رورتی بر آن است که "گرایش به فرهنگ با عمل گرایی همخوانی اساسی دارد .به نظر وی هسته مرکزی عمل گرایی این است که عملگرایی قواعد موفقیت آمیز عمل را بر صدر می نشاند ،اگر هسته مرکزی عملگرایی را در این بدانیم که تلاش می کند مفهوم عقاید درست را به منزله بازنمایی ماهیت چیزها کنار بگذارد و در عوض آنها را به منزله قواعد موفقیت آمیز عمل در نظر بگیرد. در این صورت به راحتی می توان نگرشی آزمایشی و خطاپذیر را توصیه نمود ،اما به دشواری می توان از روش مجزایی سخن گفت که این نگرش را مجسم سازد"(65-66:1991b rorty).مسئله اتکا به خود گاه در سخنان رورتی طنین ماده گرایانه می یابد چنان که وی می گوید عملگرایی این ایده را طرد می کند که انسانها در قبال یک قدرت ناانسانی مسئولند.این سخن نافی وجود مقدمی مانند خدا نیز هست که آدمی در قبال او مسئول باشد(39:1991 b rorty).
دستاورد اصلی رورتی نقد متافیزیک فلسفی است.به گمان او دوران فلسفه ای که از زمان افلاطون تا هگل در پی جامعه ای آرمانی است به پایان رسیده است.به تعبیر دیگر تصور آنکه فلسفه می تواند تصوری از جامعه ایده آل جامعه ای که هر جز آن در جای درستی قرار گرفته است تصوری خطا است.مهمترین رد چنین تصور متافیزیکی یکی از نتایج حاصله از این رویکرد بوده است.چنین تصوراتی اغلب در زمینه اجتماعی سیاسی به فاجعه انجامیده اند .رورتی در کتاب فلسفه و امید اجتماعی به این مساله می پردازد که فلسفه نمی تواند حقیقت اجتماعی را برای ما تصویر کند(میرسپاسی، ب2:1386).به گمان رورتی از آنجا که فلسفه توانایی ایجاد جامعه ای ایده آل را ندارد اگر درگیر مسائل اجتماعی و سیاسی شود ناگزیر خواهد شد که با دروغ ،ریا و فساد و خشونت جامعه ایده آلش را به مردم بباوراند.به این ترتیب ایده اصلی او آن است که فلسفه عملا هیچ کاره است (میرسپاسی، ب3:1386).
رورتی پراگماتیسم را پاسخی به شکاکیت معرفت شناختی متافیزیک غرب می داند .بنابراین اگر تنها انتخاب،انتخاب بین افلاطون گرایی و پراگماتیسم باشد ،رورتی در نهایت پراگماتیسم را انتخاب خواهد کرد(32:1991 a rorty). همچنین میرسپاسی به تاسی از رورتی می گوید من شخصا از سنت پراگماتیسم دفاع می کنم ،چون فکر می کنم پراگماتیسم اخلاقی ترین سنتی است که من می شناسم(میرسپاسی، الف8:1386 ).
نئوپراگماتیسم رورتی تلفیق اندیشه پراگماتیسم- پست مدرن در فلسفه اش است.نئوپراگماتیسم رورتی اصول خاصی دارد که در زیر به آن می پردازیم:
الف)انکار حقیقت و واقعیت:یکی از مبانی نئوپراگماتیسم رورتی را انکار حقیقت به مثابه مطابقت تشکیل می دهد.رورتی همانند پراگماتیست هایی مثل جیمز و دیویی و پست مدرنیست هایی نظیر دریدا و اکثر پسامدرنیست ها حقیقت را نفی می کند و رورتی به جای حقیقت که به عنوان محور فلسفه و معرفت شناسی مدرن قلمداد می شد توافق بین الذهانی را در میان اعضای جامعه می پذیرد.ب)نفی عقل و عقلانیت:نفی حقیقت عینی مترداف با نفی عقل و عقلانیت و نفی این امر نیز به معنای نفی فلسفه است.رورتی معتقد است که باید عقلی را که به دنبال حقیقت فراتاریخی و غیربشری است رها کرد.ج)تاکید بر زبان. رورتی معتقد است که چیزی به نام طبیعت ذاتی یا صفات ذاتی اشیا وجود ندارد .ما نمی توانیم از واقعیت صحبت کنیم ما فقط می توانیم از جهان صحبت کنیم.همه چیز به توصیف های ما وابسته است و توصیف ها همواره ساختهای اجتماعی اند.البته باید گفت که چرخش زبانی از رورتی آغاز نمی شود،بلکه او فقط تبعات آنرا توصیف می کند(اصغری، 1387 :181-187).نئوپراگماتیسم رورتی طغیانی علیه متافیزیک و مدرنیته است(اصغری، 229:1386).
میرسپاسی می گوید:در مورد وضعیت طرح افکار رورتی می توان گفت:"افكار رورتي در جامعه ايران امكان طرح دارد زيرا از ديرباز مشكل اساسي جامعه ايران استبداد بوده است و اميد به بهبود ساختار سياسي دموكراتيك در سطح وسيعي ميان مردم وجود دارد متاسفانه با توجه به اين موضوع روشنفكران ايراني از مطرح كردن افكار رورتي كه هم و غم و پروژه فلسفي اش دموكراسي است خودداري كرده و افكار قشر تحصيل كرده را به قرائت دوباره و چندباره از آراي هگل و هايدگر تشويق مي كنند مشخص نيست كه چگونه علاقه و دلبستگي اين محافل روشنگري در جامعه ايران به آراي متفكراني كه به آساني منتقد غرب و پروژه دموكراسی اند موجب ايجاد و توسعه دموكراسي خواهد شد(ميرسپاسی، الف144:1388).ریچارد رورتی روشنفکر این عصر است و ما در ایران روشنفکرانی که متعلق به این عصر باشند نداریم.روشنفکرانی که هم دیدگاهی باز و جهان وطنی داشته باشند و هم نسبت به مسائل و مشکلات پیچیده جامعه ایران احساس تعلق کنند.روشنفکرانی که در کار تبلیغ حقیقت نباشند و آنرا از قبل به دست آمده ندانند .روشنفکرانی که به ما پند و اندرز ندهند با ما صحبت کنند و جامعه روشنفکری ایران را قابل و لایق گفتگو بدانند(میرسپاسی، الف150:1388).
در بخش قبل به بررسی نظریات میشل فوکو و ریچارد رورتی پرداختیم تا میزان تاثیر پذیری متفکران مورد بررسی یعنی دکتر کچویان و دکتر میرسپاسی را از آنها نشان دهیم.در ادامه به بررسی مبانی نظری اندیشه دکتر کچویان و دکتر میرسپاسی می پردازیم.
3-2- مبانی نظری:
در این قسمت به واکاوی مبانی نظری دو متفکر جامعه شناس ایرانی(دکتر حسین کچویان و دکتر علی میرسپاسی) می پردازیم .در نهایت به بررسی تطبیقی مبانی نظری دکتر کچویان و دکتر میرسپاسی خواهیم پرداخت.
1-3-2- مبانی نظری دکتر کچویان:
در این قسمت ریشه های معرفت شناختی ، هستی شناسی و انسان شناسی را در مورد سنت و مدرنیته در آرای دکتر کچویان مورد شرح و تفسیر قرار دهیم.
1-3-1-2- معرفت شناسی :
کچویان غلبه یافتن در حوزه معرفت شناسی را راهی برای پیشرفت و پیروزی جوامع می داند."کچویان معتقد است بخش مهمی از منازعات سیاسی در قلمرو معرفت شناسی رخ می دهد و در این جریان است که آدمها فهم خود را تثبیت می کنند و اگر بتوانند در حوزه معرفت شناسی توفیق یابند برنده این منازعه خواهند بود.ورود تجدد به ایران هدفش مصادره مواریث تاریخی بود.دوره اول این منازعات با وقوع انقلاب اسلامی پایان یافت و این جریانی بود که از دوره پهلوی آغاز شده بود .البته از نظر کچویان بعد از انقلاب شکل این منازعات تغییر کرد .در حالی که دوره های قبل دنبال این بود که فهمی مدرن از تاریخ ایران ارائه دهد برعکس بعد از انقلاب رویکرد سیاسی نسبت به مقوله معرفت شناسی صورت دیگری پیدا کرد که نسبت به بعد از دوره مشروطه متفاوت است .در این دوره تفسیر مجددی ارائه می شود در حالی که ما در تمام این سالها هیچ معنایی از آدمهایی که در این دوره آمدند نداشتیم"(کچویان، ج1:1387).
از نظر کچویان معرفت شناسی تجدد نه تنها به تحقق وعده های خود نظیر ازادی و رفع خشونت نخواهد انجامید، بلکه ضد آنرا نیز موجب خواهد شد.کچویان می گوید:"علی رغم دشواری ظاهری در راه نقد معرفت شناسی تجدد مساله آنگونه که می نماید دشوار نیست .کافی است عقل سلیم را مبنا قرار دهیم تا دریابیم که این معرفت شناسی نه تنها به تحقق وعده های خود نظیر ازادی و رفع خشونت نخواهد انجامید، بلکه ضد آنرا نیز موجب خواهد شد و بالاتر از آن زندگی انسانی را نیز ناممکن خواهد ساخت .به علاوه حتی سخن گفتن را برای مدعیان آن غیرمنطقی می سازد .آیا نه این است که مدعیان اینگونه معرفت شناسی ها خواهان این هستند که از گفتار آنها معانی مورد نظرشان و نه هر معنایی فهم گردد.اگر آنها در بند فهم درست معنای گفته های خود نیستند از آنان معرفت شناسی مقابل آن و اینکه از یک گفتار تنها یک معنا قابل فهم خواهد بود استنباط می کنیم و اگر اصرار داشته باشند که از سخنانشان آنچه را که اراده کرده اند فهم کنیم همین اراده و تمایل نقض دیدگاه آنها خواهد بود"(کچویان،8:1381).
از نظر کچویان به لحاظ معرفت شناختی در وضعیت بحرانی کنونی علوم تجددی امکان تمایزگذاری عقلانی میان دانشهای طبیعی و انسانی با تاریخهای این علوم وجود ندارد اما از آن سوی نیز عدم امکان تردید در نسبت خاص دانشهای انسانی اجتماعی با تاریخ این نوع دانشها جایی برای ابهام در این زمینه باقی نمی گذارد.امکان احیای نظریه های گذشته برای صورتبندی نظریات و مفاهیم تازه حداقل هایی است که نیاز این علوم به اندیشه های گذشتگان را صورتی اجتناب ناپذیر می بخشد(کچویان، د24:1392).
2-3-1-2- هستی شناسی :